چوپانان زادبوم من

تو مادر منی

شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 02:36 ب.ظ

سادات مکرم زواره

موغار

موغار  

این کلمه مشتق از مغ ( در اصل مک بوده ) بمعنی آتش پرست وآر برای نسبت است یعنی  جای مغ وآتش پرست وممکن است در آنجا در عهد باستان آتشکده یا آتش کده هائی هم وجود داشته است با این صفت باید اعتقاد کرد که احداث این قریه مربوط به زمانی بسیار قدیم ویادگار زمان آتش پرستی است

شیخ صدرالدین موغاری

شیخ صدرالدین موغاری از عرفای موغار اردستان است که سلسله طریقتش از طریق شیخ بهاءالدین زکریا ملتانی شروع می گردد وپسرش شیخ رکن الدین ابوالفتح معروف به بابارکن نیز مرید پدر او بوده است.

بابا عارف موغاری

شیخ عبدالسلام بابا عارف موغاری از مشایخ طریقت پیر مرتضی علی اردستانی وپیر جمالی اردستانی وامام الدین محمد وعلاءالدوله زواره ای وسلسله طریقتش باین ترتیب است:

شیخ عبدالسلام از شیخ فخرالدین عراقی واو از بهاالدین زکریای ملتانی واو ازشیخ شهاب الدین سهروردی واواز شیخ ابوالنجیب عبدالقاهر سهروردی واو مرید شیخ احمد غزالی تا میرسد به معروف کرخی.

شیخ عبدالسلام در قریه موغار مدفون وبقعه اش مزار عمومی  می باشد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1390ساعت 22:41  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

درقه

 

درقه

در لغت بمعنای زره است ومعلوم نیست چه تناسبی دارد ولی بنظر نگارنده در اصل درکه بمعنی دره کوچک بوده است وبعد معرب ودرقه گفته شده است ومناسبت هم با محل دارد.

این دیه با اینکه از لحاظ محل ومکان و آب واشجار مهم نیست ولی عمده خوانین سفلی در آنجا سکونت داشته اند .

از مختصات درقه برج مربوط به بزمان صفویه وقبل است.

محصولات آنجا از میوه جات انار وانجیر وسایر فواکه واز حبوبات گندم وذرت سفید وارزن وجو می باشد.

مردم درقه دسته ای منسوب بسادات طباطبای زواره وبقیه از طایفه محمد جعفری ها می باشند.طایفه طبا طبا که از زواره به درقه آمده اند سردسته آنان میرزا حسین بن میرزا هاشم طبا طبائی از سادات میرزا آقا علی زواره ای می باشد.

میرزا حسین دارای شش پسر باسامی:

1-میرزا آقا

2- سید تراب

3- سید مصطفی

4- سید حبیب الله

5- سید جواد

6- سید هاشم بوده است.

یک دختر هم داشته که زوجه سید محمد سالار  ( از سادات طباطبای زواره ومتولی امامزادگان سیانک )بوده است.

عمده سکنه درقه طایفه محمد جعفری ها می باشند که چون تشریح آن محتاج به مقدمه ایست ذیلا" می نگارد:

در بیان طوایف سفلی اغلب ناگزیر از ذکر اولاد کریم است واولاد کریم هم تیره های مختلفی دارند از این رو مناسب است دانست که ریشه وشجره این طایفه نگاشته شود تا در مواقع اشاره ابهامی در میان نباشد ومطالعه کنندگتان کتاب با بصیرت توجه نمایند.

بطوریکه شایع ومعروف استوپیر مردان دهان به دهان روایت کرده اند خوانین بلوک سفلای اردستان از کسانی می باشند که امیر تیمور گورکانی در اواخر قرن هشتم از نجد وخابور بایران آورده است وقسمتی از آنان در بلوک سفلای اردستان اقامت گزیده اند بشرحی که در تاریخ اردستان خواهد آمد دسته ای از اعراب مزبور که از بنی عامر ومردم نجد بوده اند وبر سایر اعراب (خابوری هاـ حجی ها) ریاست وتفوق داشته اند بعرب عامری معروفند ـ سر دسته بنی عامر شیخ منصور بوده که در قبرستان زواره مدفون و بقعه خاکی در شرف انهدام دارد.

از شیخ منصور کور ( چون کور بوده باین لقب معروف بوده است )دو دسته اولاد  مانده اند که یک دسته از آنان امیر اسمعیل خان بزرگ داماد شاهرخ میرزا نوه نادر شاه ودیگری محمد حسین خان عرب واسمعیل خان ثانی وامیر شمشیر خان لله باشی محمد شاه قاجار وسلسله آنان است که در جای خود ذکر خواهد شد . دسته دیگر اولا د کریم بوده اند که بعد از دو پشت به عبد الحسین خان نامی از اولاد منصور می رسیده که در شهر اردستان حکومت داشته وظاهراً زمان او مصادف با زمان شاه عباس ثانی (1052ـ 1078 هق ) وشاه سلیمان ( 1106 ـ 1078 هق) بوده است .

زنجیر عدالتی بر پا کرده بوده که هر کس بان زنجیر راه پیدا میکرده در امان بوده وبشکایت او رسیدگی میکرده است وکوچه ای در پشت مسجد جامع و نزدیکی باغ قلعه موجود است که بنام کوچه زنجیر نامیده می شود عبد الحسین خان پسری داشته بنام امین واو پسری داشته بنام ندیم وپسر اوکریم نام داشته است که اولاد وطایفه کریم باو منسوبند.

کریم در مزرعه انجیله که مالک آن بود سکونت داشته است موقعی که افغانها در زواره مشغول قتل وغارت بوده اند وارد میشودوکار او به مشاجره می کشد ودر نتیجه هفت نفر از افغانها را کشته واز طریق بیابان بطرف خوار (گرمسار) فرار می کند وبه خان آنجا که عبدالحسین خان نام داشته پناهنده می شود ـ پس از چندی با دختر خان قرار مزاوجت می دهند وچون معلوم نبود پدر دختر راضی باشد شبانه فرار می کنند واز طریق بیابان بر می گردد وبا دختر عبدالحسین خان که زینب نام داشته بمزرعه انجیله وارد ودر برج آنجا که در مکان مرتفعی بنا ء شده سکونت می کنند.

بعد از اطلاع کسان دختر عده ای به سرکردگی حسن خان پسر عبدالحسین خان در صدد تعقیب کریم ودختر بر می آیند تا اینکه وارد انجیله می شوند. مدتی بتهدید می گذرانند ولی بالاخره چون معلوم می گردد که کریم خان زاده ومتمول است مصالحه نموده ودختر رسماً بازدواج کریم در می آید وکسان دختر هم امضاء مینمایند.

کریم که به محمد کریم هم خوانده می شده دارای سه پسر باسامی:

۱ـ حاجی ابوطالب

۲ـ آقا محمد عرب

۳ـ حاجی حسن ( این سه نفر از بطن فاطمه خانم دختر میر محسن عرب بوده اند) بوده است.

حاجی ابوطالب بن محمد کریم دارای هفت پسر باسامی :

1 ـ محمد جعفر

2 ـ محمد تقی

3 ـ محمد علی خان

4 ـ حاجی محمد حسین

5 ـ یاسین سلطان

 6 ـ لطف علی

7 ـمحمد علی (شل ) بوده است.

محمد جعفر دارای هفت پسر باسامی :

1 ـ کریم خان

2 ـ محمد رفیع سلطان

3 ـمحمد ولی خان معروف به محمد ولی سلطان

4 ـ حسن آقا

5 ـ اسفندیار بیک

6 ـ میر ذوالفقار بیک

7 ـ میرزا علی سلطان بوده است.

کریم خان بن محمد جعفر دارای دو پسر باسامی :

1 ـ حبیب الله خان

2 ـ محمد خان ویک دختر عیال عباسقلی خان بوده است.

از محمد رفیع سلطان هم دو پسر بنام سیف الله ومطلب باقی مالنده است محمد ولیخان بطوریکه دربیان جغرافیای نژادی محمد آباد شرح داده شد دو پسر ویک دختر داشته است.

حسن آقا بن جعفر دارای یک پسر بنام میرزا اسمعیل بوده است. اسفندیار بیک بن محمد جعفر که مادر او تاج نساء بیگم دختر امیر اسمعیل خان عرب عامری ( 1264 ه ق ) بوده دارای چهار پسر باسامی :

1 ـ میرزا حسن خان

2 ـ میرزا محمد علی خان

3 ـ میرزا حسین

4 ـ میرزا عبد الوهاب خان بوده است . میرزا حسن خان بن اسفندیار بیک دارای فرزندی نبوده است . میرزا محمد علی خان بن اسفندیار بیک دارای دو پسر باسامی :

 1 ـ غلام حسین خان

2 ـ محمود خان بوده است . میرزا حسین خان سهام السلطنه دارای دو پسر بنامهای ک

1 ـ میرزا اسد الله خان عامری که چند دوره سمت وکالت مجلس شورای ملی را داشته است .

2 ـ ابرهیم خلیل خان عامری که فوت واز او چند دختر باقی است ویک دختر ( زوجه چراغ علی خان سردار سولت ) . ( این سه نفر از بطن خانم شمس الحاجیه بوده اند )ویک دختر هم از منقطعه کهیازی داشته که زوجه سید عباس طباطبا ئی کهیازی بوده است .

احوالات میرزا حسین خان سهام السلطنه وانتظام الملک در ضمن وقایع زندگانی مصطفی قلی خان توضیح داده می شود ونسبت بمیرزا سلیمان خان بجغرافیای نژادی نصرند مراجعه شود.

راجع به احوالات محمد علی خان بن حاجی ابوطالب نیز بجغرافیای نژادی محمد آباد مراجعه گردد.

حاجی محمد حسین بن حاجی ابوطالب نیز دارای پسری بوده بنام داراب خان که شرح حالش در محمد آباد گذشت.

یاسین سلطان بن حاجی ابوطالب دارای دوپسر باسامی :

1 ـ علی جان که فوت واز او دو دختر باقی است.

2 ـ جعفر قلی که در آستانه حضرت رضا 0ع) خدمت می کرده وفوت واز او پسری باقی است.

 لطف علی بن حاجی ابوطالب دارای چهار پسر باسامی :

1 ـ محمد حسن بیک

2 ـ میرزا حبیب الله

3 ـ علی عباس

4 ـ استاد غلام حسین بوده است.

محمد حسن بیک دارای دو پسر باسامی :

1 ـ میرزا داود خان که فوت وبلاعق بوده .

2 ـ میرزا محمد علی خان معروف به امجدی ودو دختر یکی زوجه حیدر قلی انجیله ای ودیگری زن علی بن حسین درقه ای بوده است.

از میرزا حبیب الله بن لطفعلی کسی باقی نیست. علی عباس بن لطفعلی دارای پسری بنام عباس (معروف به عمر چی) که پسری از اوباقی است ودیگری بنام ئجعفر قلی بوده است.

استاد غلام حسین نیز پسری داشته بنام حسنعلی که فوت شده است.

 محمد ابراهیم بن ابو  طالب دارای سه پسر باسامی ک

1 ـ میرزا علی

2 ـ معصوم علی

3 ـ جعفر قلی بوده است.

از بین پسران مزبور فقط ازجعفر قلی چند فرزند باقی است.

آقا محمد بن کریم دارای سه پسر باسامی :

1 ـ محمد باقر

2 ـ مرتضی قلی

3 ـ محمد ابراهیم بوده است.

محمد باقر در تاریخ یک هزار و دویستوچهل وشش هجری فاطمه خانم دختر حاجی حسن بن کریم را بازدواج در آورده واز وی فقط دو دختر باسامی :

1 ـ زینب خانم ( در تاریخ هفتم ذیحجه سال یک هزار و دویست وهفتاد وسه هجری بازدواج ملا میرزای مهر آبادی در آمده است)

2 ـ شهر بانو (زوجه یاسین سلطان بن حاجی ابوطالب) داشته است.

مرتضی قلی خان بن آقا محمد عرب دارای پسری بنام محمد امیر سلطان بوده ودیگر اعقاب او معلوم نیست.

محمد ابرهیم بن آقا محمد عرب دارای چند پسر ویک دختر بوده است.

حاجی حسن بن محمد کریم آنچه معلوم است دارای پسری بنام حسین بوده که سه دختر داشته یک دخترش زینب جان (زوجه محمد بن رمضان) ودختر دیگرش فاطمه خانم بوده که زن باقر بن آقامحمد بوده است.

دختر سومش زن محمد حسن بیک بن لطفعلی بن حاجی ابوطالب بوده است.

از طوایف دیگر درقه مرتضائیها و غفوریها می باشند که عده کمی از آنان باقی مانده اند.

آتشکده اردستان


 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 22:25  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

مزد آباد

مزد آباد

مزد آباد ویا هرمزد آباد از بنا کرده های هرمز است که ظاهراًپسر بهمن بن اسفندیار کیانی بانی آتشکده مهر اردشیر اردستان باشد یا اینکه هرمزد پسر انشیروان داد گر بناء کننده آن باشد ودر هرحال مربوط بزمان یکی از آن دو طایفه خواهد بود.

این د یه ود یهی که در پائین آن واقع وبه مزد آبا پائین شهرت دارد متعلق بهمان قرون و اعصار است که مهر و آتش پرستی رونق داشته است.

مزد آباد بالا واقع است بین خلیل آباد وانجیله وزواره ومزد آباد پائین ودرب باغ ومحصول آن شبیه بگرمسیر وهویش گرم ومیوه آنجا انار وانجیر است.

مزد آباد دارای قلعه ایست که از بناهای محمد تقی خان بن حاجی ابوطالب می باشد ونیز بقعه عارفی بنام میر سلطان محمد که از صاحبان کشف وکرامت ومورد احترام مردم ودر زمان صفویه می زیسته است در آنجا وجود دارد.

از مزد آباد تا زواره سه فرسنگ وتا مهر آباد دو فرسخ است . یک قسمت از سکنه مزد آباد از طایفه لیلازی مهرآباد وجمعیت عمده از خوانین اولاد کریم ودسته ای هم از طایفه رئیس می باشند. سردسته اولاد کریم تاج محمد خان وسردسته رئیس ها ملا علی رئیس است

جمعیت آنجا در حدود پنجاه خنوار ودویست نفر است.


 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 16:53  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

سید سراج الدین قاسم بن محمد طباطبائی زواره ای

سید سراج الدین قاسم بن محمد طباطبائی زوارهای:

سید قاسم طباطبائی مولدش زواره ودر قهپایه اصفهان مسکن داشته است نامبرده از شاگردان مبرز شیخ بهائی بوده است.

سید قاسم در آخر عمر در قم ساکن ودر میدان ستیه منزل گرفته ونظر بجلالت قدر اومیدان مزبور به میدان میر مشهور شده واز احفاد سید مزبور است مرحوم حجة الاسلام حاجی آقا حسین قمی وچون لقب میر قاسم سراج الدین بوده این طایفه معروف به سراجی می باشند

از تالیفات او است: الحواشی علی الکتاب الاربعه وشرح بر تشریح الافلاک وحاشیه بر تفسیر بیضاوی وغیر این ها واین دو تالیف اخیر در کتاب خانه آیت الله نجفی مرعشی ساکن قم موجود است.

کتاب آتشکده اردستان ج 2

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 22:34  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

آب انبار های اردستان

 

آب انبار حاجی حسن

آب انبار حاجی حسن واقع شده است در محله محال مقابل مسجد جامع وآنرا حاجی حسن اردستانی (ظاهراً معاصر با حکیم الملک بوده است )بناء نموده است.

چهارده ( 14 ) قفیز باغ وشش(6)سرجه آب موقوفه آن قرار داده است که در زمان حاضر در تصرف ومتولی آن میرزا مهدی وفائی نژاد است.

آب انبار مقابل امام زاده اسمعیل:

آب انبار مزبور واقع است در محله محال مقابل امام زاده اسمعیل ـ بانی آن نخست غیر معلوم ولیکن حاجی معتمد الحرام نیسیانی که در شعله مربوطه باعیان واشراف ذکر خواهد گردید آب انبار نامبرده را تعمیر ویک منبع هم اضافه کرده وموقوفه هم دارد.

آب انبار میدان پیر مرتضی:

این اب انبار واقع است در محله فهره در میدان معروف بمیدان پیر مرتضی علی وبانی آن غیر معلوم ومموقوفه ای هم ندارد ـ اخیرا از طرف مومنین خیر اندیش محله فهره تعمیر گردیده است.

آب انبار مسجد خاکی :

آب انبار مسجد خاکی جزء محله فهره است که در سال یک هزار وسیصد وسی ودو (1332 هق) باهتمام مرحوم ملا غلام علی اردستانی بانی مسجد خاکی وکمک مادی مومنین محل مزبور ساخته شده است.

آب انبار درب آسیا :

آب انبار درب آسیا آب انبار کوچکی است واقع در درب آسیا محله باب الرحی وبانی آن غیر معلوم وموقوفه هم ندارد.

آب انبار حاجی معدل السلطان :

آب انبار مزبور در محله رامیان مقابل مسجد خسرو ( معروف به مسجد حاجی ملا عبد العظیم )واقع گردیده وبانی آن حاجی معدل السلطان (محمد مهدی بن محمد صادق محالی ) اردستانی است. ومقداری از رقبات موقوفه مسجد خسرو که پیش شرح داده شد اختصاص باین آب انبار دارد که بمصارف معینه بوسیله متولی مسجد می رسد . متولی موقوفه آب انبار همان متولی مسجد خسرو می باشد.

آب انبار دشت

این اب انبار نیز در دشت محله رامیان است ولی بانی آن غیر معلوم وموقوفه هم ندارد.

آب انبار حاجی میر رحیم :

آب انبار حاجی میر رحیم از بنا های حاجی میر رحیم اردستانی یکی از مهمترین تیره های سادات منسوب به سید روح الله اردستانی جد امیر محمد مهدی حکیم الملک معروف است وموقوفه هم ندارد .

آب انبار میدان بازار :

آب انباری است در محله کبودان بسیار قدیمی وبانی آن غیر معلوم . موقوفه هم ندارد.

آب انبار ملایعقوب

این آب انبار واقع است در محله کبودان در نزدیکی مسجد کبودان که آنرا ملا یعقوب اردستانی جد اعلای جعفر جلالی باین شرح : جعفر بن ملا یعقوب بن حاجی ملااسمعیل بن ملا یعقوب بناء نموده است . ویک طاق محله کبودان را بطوریکه در بیان مساجد گذشت وقف بر مسجد کبودان وآب انبار مزبور نموده است. ومتولی آن در این تاریخ جعغفر جلالی فوق الذکر می باشد،

تاریخ ساختمان این آب انبلر مقارن اوائل سلطنت فتحعلی شاه قاجار بوده است.

کتاب آتشکده اردستان ج 1

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 22:41  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

قلعه شهراب

قلعه شهراب

دیگر از اماکن قدیمه شهراب قلعه محمد حسین خان است که شامل نارنج قلعهیانارین قلعه بوده است ودر آنجا قنات آب وتمام لوازم زند گی جمع بوده عمارت باشکوهی داشته است نقبی هم داشته که در موقع فرار مفری باشد.

این قلعه بطوریکه قبلاً اشاره شد در حال حاضر مخروبه است وساختمان آن بوسیله کارگران وبنایان ونجارانی انجام شده که از نقاط مختلف اردستان ونطنز ونائین بجبر وعنف آورده اند وخاصه این بنا از روی ظلم ساخته شده وبر طبق مشیت الهی خراب وویران گردیده است وشعر خاقانی :

« بر قصر ستمکاران تا خود چه رسد خذلان » مصداق پیدا کرده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 21:13  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

انوشیروان دادگر

انوشیروان دادگر:بطوریکه در تاریخ عمومی اردستان اشاره گردید انوشیروان دادگر که نام او خسرو می باشد در حدود سال های (498) یا (499) میلادی از دختر دهقان که احتمال در همان قلعه ایکه محل آتشکده بوده متولد گردیده است وچون دهقان نیز در اردستان مردی بزرگ وجلیل القدر بوده در مدتیکه انوشیروان زیر نظر او تربیت می شده تمام وسائل بزرگی و آقائی را فراهم نموده چنانچه هشتاد یا چهل کودک همبازی داشته است.

سرگذشت انوشیروان علاوه بر اینکه قسمتی در تاریخ عمومی مذکور افتاد در کتب سیر وتواریخ بطور مفصل مسطور است ولذا در اینجا به همین اندازه اکتفاء میکنیم.

کتاب آتشکده اردستان ج 2

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 22:39  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

ابومحمد عبدالله اردستانی

ابومحمد عبدالله بن یومین بن احمد بن مامویه اردستانی

این مرد بزرگ باصفهانی معروف ودر نیشابور رحل اقامت افکنده وبزرگان آن دیار از آن دانشمند عالیقدر استفاده ها می کرده اند واحادیث بسیار روایت می کرد مدتی بدین منوال روزگار بسر برد ودر اواخر حال بطرف حجاز رخت کشید ودر آنجا با شیوخ وعلماء بمباحثت پرداخت واستفادت هابرد ودر مذهب تصوف تعصبی بسزا داشت. در مکه معظمه از اصحاب ابوسعید اعرابی بشمار می رفت وغاشیه آن استاد را بدوش می کشید وزمانی که در نیشابور اقامت داشت با ابوالحسن برسجی مصاحبت می فرموده کسب حقایق ومعارف می نمود در نیشابور روزگار می گذرانید تا اجلش در رسید وبدیار دیگر شتافت.

حاکم (1) ابوعبدالله حافظ در تاریخ نیشابور مسطور داشته است ازجمله کسانیکه در محضر وی باستماع حدیث وآثار اشتغال داشته واز خزانه معارف وی بهره مند شده اند جماعتی از حفاظ حدیث بوده اند که از اجله آنان ابوبکر بغدادی است.

کتاب آتشکده اردستان ج۲

ابوبکر بغدادی از انجناب روایت کرده واکتساب حقایق نموده وآخرین کسی که از او روایت کرده ابوبکر احمد بن علی خلق الشیرازی الادیب است.

ولادت ابو محمد در سال سیصد وپانزده (315)هجری ووفاتش در شهر رمضان سال چهار صد نه (409) اتفاق افتاده ودر مقبره نیشابور مدفون است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 9:6  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

در زواره حسین چرم ریزه راهم باید دید

در زواره حسین چرم ریزه را هم باید دید

زمان رضا شاه زواره کدخدائی داشت بنام سید رضا که خیلی بخود مغرور ودیگران را بحساب نمی آورد. از طرفی فردی بود بنام حسین چرم ریزه که از طبقه سوم وفقیر وکلاً جائی بحساب نمی آمد .

روزی سید رضا بحق یا نا حق کشیده محکمی بر صورت این بی نوا نواخت ،حسین چرم ریزه بر خلاف نظر کدخدا ودیگران خود را دارای شخصیت می دانست ،واز این چکی که خورده بود خیلی ناراحت، اگر می خواست تلافی کند ممکن بود بقیمت جانش تمام شود .لذا بروی خود نیاورد ومنتظر زمانی مناسب شد که تلامی کند.

زمانی از این اتفاق گذ شت از قضا اولین نفری بود که با ژاندارم تازه وارد به زواره  بر خورد کرد، ژاندارم سئوال کرد: منزل کدخدا کجاست . حسین کله ای تکان داد وگفت : خانه کدخدا را برای چکار می خواهی .

او گفت: من چند روز در زواره ماموریت دارم ومعلوم است کدخدا باید میزبان من باشد.حسین با نگرانی گفت از رفتن به خانه کدخدا بگذر . ژاندارم نسبت به موضوع حساس شد وگفت نخیر من مامور دولت هستم وکدخدا وظیفه دارد از من پذیرائی کند مگر چه می شود اگر رفتم منرل کدخدا .

حسین گفت :کدخدای ما مرد قدرتمندی است وبرای اینکه قدرت خود را به دیگران مخصوصاً مامورین دولت نشان دهد ، هر کس برای اولین بار به منزل او می رود باید کشیده ای را نوش جان کند وبعد از آن کشیده ،مورد پذیرائی کدخدا واقع می شود.

ژاندارم که آدم بی سوادی هم بود عقلش نمی رسید که  بتواند بفهد ممکن است  کلکی در کار باشد واصلاً هیچکس با مهمان ودر اولین برخورد بعید است چنین کند  واز آن گذ شته مانده بود در شهر غریب باید چه کند. بهترین راه را مشورت با خود حسین دید. حسین اورا راهنمائی کرده وگفت برای اینکه کدخدا تورا نزند همین که در باز کرد کشیده ای محکم به او بزن که بفهمد تو با بقیه فرق داری ودیگر جرأت زدن تورا ندارد.

ژاندارم حرکت کرد به سوی خانه کدخدا ودر راه با خود می گفت ژاندارم نماینده شاه است وکدخدا که هیچ خیلی بزرگتر از کدخدا هم باید در مقابلش زانو بزند.در هر حال حسین نزدیک منزل که رسیدند با اشاره درب منزل کدخدا را نشان داده ورفت.

ژاندارم پس از دق الباب آماده زدن بود وهمینکه کدخدا در را باز کرد محکم گذاشت توی صورت کدخدا. کدخدا از همه جا بی خبر خیلی جا خورد ولی آدم با تجربه وزرنگی بود بدون کوچکترین عکس العملی مهمان را با احترام به خانه دعوت کرد واز او بگرمی استقبال کرد بحدیکه ژاندارم شرمنده شده فهمید اشتباه کرده ودر صدد بر آمد که از کدخدا عذر خواهی کند. لذا ماجرا رابرای کدخدا تعریف کرده از او عذر خواهی کرد.کدخدا متوجه شد این کار ،کار حسین چرم ریزه است وآن کشیده کذائی را چنین تلافی کرده است .کدخدا رو کرد به مهمانش وگفت:« در زواره حسین چرم ریزه راهم باید دید » کنایه از اینکه اگر خواستی کوچک ترین وضعیف ترن فرد رادر زواره بحساب نیاوردی به سرت می آید از این نوع که دیدی.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 22:58  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

ابوعلی دهدار زواره ای

ابو علی دهدار زواره ای

ابو علی معروف به «دهدار » و « دهخدا » یکی از داعیان اسماعیلیه واز ملازمان و متابعان حسن صباح «ف 5 18ـ ه ق » در نیمه دوم سده پنجم ونیمه اول سده ی ششم هجری قمری است که در قزوین ساکن بوده است در محل تولد ابو علی میان مورخان اختلاف است بعضی محل تولد اورا اردستان وبرخی دیگر زواره ثبت کرده اند.

حمد الله مستوفی قزوینی از مورخان وجغرافی دانان قرن هشتم هجری قمری در تاریخ گزیده نام ومحل تولد ابوعلی را چنین «دهدار ابوعلی اردستانی » نوشته ( بسمه تعالی) ودر تاریخ حبیب السیر تالیف غیاث الدین خواند میر در سال 927 هجری قمری نامش را « دهدار ابوعلی (2) ذکر کرده واز محل تولد وی نام نبرده ونیز در بحرالانساب (3) هم به همین نام از ابوعلی یاد شده است ولی خواجه رشیدالدین فضل اله همدانی «645ـ 718 هجری قمری »مؤلف جامع التواریخ در قسمت اسماعیلیان در دو جا در کتاب خود نام و محل تولد ابوعلی را آورده ودر یک جا اورا «دهدار ابوعلی از زواره واردستان »(4) ودر جائی دیگر «دهدار ابوعلی اردستانی » نوشته است .عطاملک جوینی مؤلف تاریخ جهان گشا «در سنه ی 685 ـ هق » نام ومحل تولد وی را اینگونه «دهدار بو علی از زواره واردستان(6)ذکرکرده است مؤلف زیده التواریخ محل تولد ابو علی را زواره اردستان ثبت نموده است. (7) باتوجه به این زمان تالیف جامع التواریخ وتاریخ جهان گشا به عصر دهدار ابوعلی از سایر منابع ذکر شده نزدیکتر می باشد بنابراین می توان گفت که او در زواره بدنیا آمده است یا اینکه گفته شود در آن زمان زواره واردستان خود یک واحد جغرافیائی بوده است.

نکته ای که زواره ای بودن ابو علی را تائید می مند این است که در گذشته عده ای از مردم زواره به طرف قزوین مهاجرت ودرآنجا اقامت نموده اند وهم اکنون احفاد آنها در قزوین مقیم هستند وبه کسب وتجارت یا در ادارات به خدمت اشتغال دارند ونام خانوادگی بعضی از آنها زواره ای ویا بدنبال نام خانوادگی ایشان زواره ای آمده است یکی از قتعه های باستانی زواره قلعه ای سنگبست بوده  است که شرح آن خواهد آمد این قلعه را ابوعلی در اختیار اسماعیلیان منطقه قرار داده وسالیان دراز پناهگاه آنها بوده است وجود این قلعه در زواره دلیل دیگری است که ابوعلی در زواره بدنیا آمده است.

مؤلف آتشکده اردستان علاوه بر نام ابوعلی از او بنام «بوالعثانک » یا «بوالفنائدرودگر» یاد کرده ونوشته است در علم عربیه مانند جفر ،رمل ،اسطرلاب ،نیرنج «نیرنگ»وشعبده مهارتی بسزا داشته واشعار یکی از شاعران مخالف اسماعیلیه را که این نسبت ها را به ابوعلی داده بدون ذکر نام شاعر ومنبع ومؤخذی که از آن استفاده نموده به این شرح آورده است.(8)

بحکم حسن بی نفاق وریا                     ولیعهد شدرودباری کیا

وزارت بداد او به روشن دلی                   به دهدار یعنی میهن بو علی

به هر مشورت داد همواره گوش           بگفتار قصرانی تیز هوش

اگر دفتر شعبده دیده ای          یقین این هردو بشنیده ای

که در شعبده سحر نیرنج شوم           هم اعداد و تکثیر (9)وجفر نجوم

چنان اند شهره که تا این زمان                به اینان برند ابلهان صد گمان

در هیچ یک از منابع ومؤاخذ نزدیک به عصر ابوعلی چنین نام ها ونسبت ها به او داده نشده است بلکه اورا مردی متعهد ،شجاع ومعتقد به مذهب اسماعیلیه دانسته اند که از حسن صباح وآئین اسماعیلیان پیروی می کرده است .ادامه دارد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 9:56  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

باد های زواره

بسم الله الرحمن الرحیم

باد های زواره

باد های زواره به دلیل ایجاد اختلاف حرارتی بین این شهر وارتفاعات ومناطق اطراف بوجود می آید که برخی مخرب و پاره ای از آن ها در خنکی هوا مؤثرند وعبارتند از :

1-باد کاشی : که جهت وزش غزبی شرقی دارد وچون فرابار آن ارتفاعات کرکس کاشان است به این نام شهرت دارد  این باد در مسیر خود باد گرد وغبار هائی که حمل می کند موجب فرسایش مزارع وخاکهای حاصل خیز می شود  وزش آن آن در صبح های بهار وتابستان موجب اعتدال هوا می گردد سرعت بین 50 تا 60 کیلومتر دارد وگاهی با بارن توأم است . این باد اکثراٌ در اواخر زمستان وفصل بهار می وزد.

2ـ باد خراسان : که جهتی شمال شرقی ـ جنوب غربی دارد واگر با ابر توأم گردد ، احتمال بارندگی وجود دارد واصولاً وزش مداوم آن در هر سال نشانه ی بارندگی فراوان است ، در بهار وتابستان بیشتر می وزد ودر حرکت ابرهای حاوی بخار آن سوی زواره نقش مؤثری دارد.

3ـ باد بیابان: این باد از نواحی شمالی به سوی زواره می وزد وچون از بستر کویر هاو بیابان ها عبور می کند وبا زمین های برهنه مواجه می گردد ، گرم وخشک وهمراه با گرد وغبار است وعمل تبخیر را در زواره تشدید می نماید ،اهالی به آن تخت باد ( تفت باد )می گویند،این باد حتی لب ها را خشک می نماید ودر افزایش بیماری های عفونی فصل تابستان دخالت دارد،در تیر مرداد بیشتر می وزد.

4ـ باد اسفندی :در ماه اسفند می وزد وبا گرد وغبار محل اندکی سرما توأم است وزشی با جهتی جنوبی وگاهی جنوب غربی ـ شمال غربی دارد وموجب بیداری درختان می شود ودر واقع رویش طبیعت مؤثر است.

5ـ باد قبله :جهتی جنوبی ـ شمالی دارد که بر اثر اختلاف دما وفشار بین ارتفاعات نیمه جنوبی شهرستان اردستان با دشت زواره بوجود می آید ، در بهبود آب وهوا وکاهش حرارت مؤثر است وگاهی در سه نیم روز متوالی می وزد وچون جهت وزش آن قبله است به این نام شهرت دارد .

6ـ نسیم : بر اثر تفاوت حرارت وفشار بین ارتفاعات جنوب شرقی یا کوههای بلوک سفلی به زواره در حال وزش است ومعمولاً شبها می وزد ودر خنکی هوا بسیار مؤثر است.

7ـ توفان : این باد خصوص در کذشته با ایجاد فروبار در زواره وفروبار نواحی شمال غربی می وزیده و وجود تپه هالی ماسه ای در شمال زواره محصول عمل این توفان هاست ، از آنجا که باد های شدید مزبور رسوبات گوناگونی را با خودحمل می کرده اند به بادهای سزخ،زرد وسیاه موسومند. در سالهای اخیر با کاشت درختان تاغ ومانند آن ونیز جلوگیری از برهنگی وحرکت توده های ماسه ای ،این باد ها تقریباً کنترل شده اند.

8ـ گرد باد: این باد که حرکت مار پیچی ومدور دارد در تابستان می وزد وانبوهی از ذرات شن  وماسه را با خود حمل می کند وهر جا سرعت آن کم می گردد این رسوبات بادی را با خود به زمین می گذارد معمولاً درمنالطق شرقی وغربی زواره می وزد.

تاثیر باد بر فرهنگ وزندگی اجتماعی ـ اقتصادی زواره

الف :باد واخلاق وارزش های مردم:

باد : بمعنای تکبر ، غرور وخود پسندی ومرد م در باره متکبر می گویند : فلانی باد دارد.

باد بینی : کنایه از کسی که افاده دارد.

باد کله : به فرد مغرور می گویند.

باد در سبیل : به فرد منفی ونامهربان وخشن می گویند که سیمای نفرت انگیز هم دارد.

باد غبغب : به کسی که قیافه ای متکبرانه به خود می گیرد ، گویند.

باد کتک :کسی را زیر ضربات کتک قرار دادن.

باد فحش : مدام به کسی ناسزا گفتن.

باد پشت کسی خوردن : کسی که بر اثر استراحت بیش از اندازه تنبل وبی حال شده است.

باد خور شدن :استراحت زیادی که تحرک را ار آدم می گیرد .

باد خوابیدن : کنایه از این است که دوران افاده فلانی بپایان رسید.

با دادن : آبروی کسی را بردن ، افشا کردن اسرار کسی.

ب : باد در اقتصاد ومسائل مالی :ادامه

باد کردن : فروش نرفتن مال بر اثر وضع نا مطلوب اقتصادی وروی دست صاحبش ماندن.

باد کردن :تلف شدن دام ها.

بادکرده حیوان مرده وتلف شده ،در مقام نفرین به حیوانات هم می گویند :ای باد کرده

با آورده :اموالی را رایگان وبدون زحمت بست آوردن

مال بادی :مال مفت ومجانی

باد بردن :از دست رفتن ثروتودارائی

مال بادی : کنایه از ثروتهائی چون گاو،گوسفند وشتر ومانند آن است.

بادی : حیات دار ،جاندار ،حیوانات زنده

باد ومسائل درمانی ،بیماری وپزشکی

باد دردل افتادن : نفخ شکم وافزایش با د های معده

باد خورده : زخمی که در معرض هوا آسیب ببیند وعفونی شود

باد : بمعنای ورم .

باد آوردن : یعنی ورم کردن که پزشکان به آن اِدِ م گویند.

بادسکته : اختلال ناشی از نرسیدن خون به قلب ودستگاه گردش خون.

باد سرخ : نوعی بیماری که موجب سرخ گردیدن ومتورم شدن پوست می شود.

باد سینه : درد ونارحتی در دستگاه تنفس که با سرفه توأم است.

باد غش : بیماری سرع،بیهوشی،کماواغما.

باد کش کردن : کشیدن خون یا مکیدن بخشی از پوست برای نداوای پاره ای بیماریها.

باد کهنه : درد قدیمی وناراحتی مزمن که دو باره به فرد روی می آورد.

باد گلو : آنژین چرکی لوزه ها،تورمگلو ومجرای حلق.

باد گرفتن : تشدید درد وباز گشت بیماری قبلی.

غم باد : تورم غده تیروئید ناشی از کم کاری آن (هیپوتیروئیدی)

باد داشتن : غذاهائی که طبع سرد دارند وفرد را دچار کسالت وبی حالی می کنند.

باد شکن : آنچه موجب از بین رفتان اثر سردی شود مثل چائی نبات وقنداغ.

باد دل : نفخ شکم

باد بر: گاز معدهکه از دهان خارج شود،آروغ زدن .

باد توی دل پیچیدن : نفخ معده،بادپیچیدن در روده هاکه موجب دل درد می شود.

باد خوردن : سرما خوردن ،ناراحتی ناشی از قرار گرفتن در معرض هوا سرد .

باد در رفتن : کنایه از کسالت ،ناتوانی وضعف .

باد گرفتن : دچار حمله یک بیماری شدن،تحول در بدن بر اثر یک ناراحتی .

باد پا : ورم پا.

باد زایش :در هنگام زایمان.

باد ومعماری وخانه سازی ووسائل بنائی:

باد گیر : مجاری جالبی برای تهویه ساختمان که از زیرزمین تا فراز بام ادامه دارد.

باد خور :رخنه وشکاف ،هر جائی که هوا از آن بگذرد.

بادخور : گل بنائی که در معرض هوا قرار گیرد ،تغییر حالت می دهد ومی گویند باد خور شده است.

با دیوار :در امتداد دیوار،در کنار خط تراز.

با بند : مانعی که در جلوباد بسازند.

بادخور شدن : آسیب باد وهوا از راه شکاف ساختمان.

بادرُو :روزنه ای برای هوا،سوراخی که در ساختمان برای تهویه می گذارند.

ماسه بادی : خاکی که باری بند کشی ساختمان به کار می رود.

باد شکن: دیواری که سرعت باد را کم می کند،در روستاهای زواره ریگستان زواره این دیوار ها مشاهده می شوند.

باد دیفال : در موازی دیوار ،در امتداد پی ساختمان.

بادِ کار : در امتداد دیوار بنائی که در حال ساختن آن هستند.

هم باد: در تراز یک دیگر،در امتداد هم.

آجر بادی : آجری که از باد رود می آورند.

با آور: ماسه بادی را گویند که در ساختمان سازی از آن استفاده می کنند.

غلام رضا گلی زواره

 

َ

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 10:33  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

تسلیت

بسم الله ارحمن الرحیم

انالله وانالیه راجعون

مطلع شدیم حاج سید علی وکیل زاده فرزند مرحوم سید علی اکبر ( معروف به وکیل ) در سن ۹۸ سالگی  در اصفهان به رحمت ایزدی پیوستند . نام برده حافظ قران وبسیاری از اشعار ومقلات ادبی بودند.

این مصیبت را به خانواده وکیل زاده وفرزندان آن مرحوم مخصوصاْ سید احمد وکیل زاد تسلیت عرض نموده برای آن مرحوم طلب مغفرت وبرای بازماندگان طلب خیر دنیا وآخرت را از درگاه  پروردگار متعال داریم.

مراسم ختم: اصفهان خیابان طیب مسجد درب کوشک  پنج شنبه مورخ ۱۵/۱۰/۱۳۹۰ ساعت ۹ الی ۱۱

مراسم هفت: طهران میدان نیلوفر  مسجد الرضا .جمعه ۲۳/۱۰/۱۳۹۰ ساعت ۳۰/۱۰ الی۱۲

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 11:30  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

تقسیم بندی آب در زواره

تقسم بندی آب در زواره

با توجه به اینکه زواره در منطقه کویری وخشک واقع شده هر دوره آب هشت روز است ولی ممکن است در نقاط دیگر این دوره متفاوت باشد مثلا" ده روز .یک شبانه روز یعنی بیسست چهار ساعت را یک طاق گویند  .طبعا" نصف آن می شود نیم طاق.باتوجه به تغیر فصل وکم وزیاد شدن نیم طاق مالکین نیم طاق بطور دوره ای تغییر می دادند که کسی که در بیست چهار ساعت اول نیم طاق روز را استفاده کرده در نوبت بعدی از نیم طاق شب استفاده کند.لازم بذکر است تقسیم آب با غروب آفتاب انجام می گرفته است

واحد بعد از نیم طاق را یک سرقه گویند وآن عبارت است از دوازده دقیقه آب . وواحد کمتر از سرقه را بنیچه گویند که مقدار آن هشت دقیقه آب می باشد.

بعبارتی دیگر یک طاق آب تشکیل شده از صد وبیست سرقه و صدو هشتاد بُنیچه

در گذشته به جائیکه معروف است به فلکه دوم می گفتند آبخشون (آب پخش کن ) درکنار آنجا محوطه ای بودو یک درخت نارون بزرگی  که  سایه آن تقریبا" آن محوطه را می پوشاند زیر این نارون طاقکی با خشت وگل ساخته  شده  که دارای دو در وخیلی باصفابود . وسط اطاق ظرف بزرگی از آب گذاشته بود . کاسه مسی مخروطی  بود که شکل آن  شباهت به قیف داشت ته کاسه که باریک تر بود سوراخی تعبیه شده و نام این کاسه سرقه بود وقتی این کاسه را روی آب آن ظرف بزرگتر قرار می دادند دوازده دقیقه طول میکشید تا پر شود یعنی بدین طریق معلوم می گردید هرکس چقدر آب استفاده کرده است همیشه یک نفر میراب که مورد اعتماد بود بنام سلامه ناظر بر تقسیم آب بود التبه  مالک  آب هم می توانست خود یا دیگری  بر این تقسیم نظارت داشته باشد.

بد نیست به خلاف کردن در تقسیم آب هم اشارهای بشود .مالک آب به بهانه دیدن مقدار آب داخل سرقه سرش را پائین آورده واز یک فرست یاغفلت سلامه سوء استفاده کرده مقداری از آب سرقه را می خورد در نتیجه چند دقیقه بیشتر آب نصیب او می شد .یکی دیگر از خلاف کاری ها این بود که مالک از موقعیت اجتماعی خود سوء استفاده کرده واگر مثلا" ده بنیچه آب داشت دوازده بنیچه به ثبت میرساند ودر این وسط  دو بنیچه آب یک یا دو نفر بیچاره را تا مدت ها مالک میشد

با تشکر از آقای سید محمود هاشمی پور

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 15:14  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

حاج آقا بزرگ

حاج آقا بزرگ

حاج سید علی رضا خادم الحسین فرزند حاج سید محمد باقر مشهور به حاج آقا بزرگ از سادات طبا طبای زواره می باشد سال 1298 هق  در زواره پا به عرصه حیات گذاشت وی مردی فاضل عالم متدین وسخاوتمند بود وبه رتق فتق امور شرعی مردم زواره اشتغال داشت .

حاج سید علی رضاخادم الحسین تحصیلات مقدماتی خود را در مکاتب محلی زواره سپری نمود وبرا ی کسب تحصیلات راهی اصفهان شد ودر نزد میرزا عبدالجواد شهشهانی به آزمون خط شکسته پرداخت وبه درجه استادی در آمد .

حاج سید علی رضا خادم الحسینی در شصت وششمین سال بهار زندگی در سال 1364 هق با نام نیک در تهران دیده از جهان فروبست. پیکر وی را به زواره حمل  ودر مزار قدیمی زواره در گنبد  حاج آقا به خاک سپردند.

نام نیک وی در افواه جاری است ومنزل مسکونی وی به نام فاطمیه از اثار تاریخی زواره به شمار می رود از دیگر خدمات وی می توان مرمت وباز سازی قنات مهر .حمام بزرگ وجدار یخچال قدیمی را بر شمرد.

مطالب فوق بصورت تابلوی همراه با عکس حاج آقا در موزه زواره موجود می باشد

باید اضافه گردد که منزل مسکونی حاج آقا از دو قسمت مردانه وزنانه تشکیل شده است که قسمت زنانه آن ساختمان زیبائی بنام هشت بهشت و در موقع وفات حاج آقا کامل نشده بود که بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی تکمیل وهمین طور که اشاره شده بنام فاطمیه از اثار تاریخی زواره است ولی قسمت مردانه آن که از قسمت ارسی با در های زیبا و حیاطی به شکل میدان امام اصفهان با ابعادی کوچک تشکیل شده است را بزرگتر های ما می گفتند وقف روضه خوانی امام حسین علیه السلام است ودر زمان حیات خود حاج آقا هم سالی دو ماه روضه خوانی در این مکان میشد ولی با فروش قسمت مردانه توسط وراث وی وقف بودن آن زیر سئوال میرود.

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 11:49  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

نه ته داره نه ترتر ی

نه َته داره نه ُترُتری 

یکی از بازی های که در گذشته های دور جوان های زواره بان می پرداختند

ُترُتری بازی بوده است.بدین ترتیب که چیزی شبیه توب را با پارچه درست می کردند که اسم آن (  ُترُتری) بود .بچه ها دو گروه می شدند و این ُترُتری را برای هم پرت می کردند .در طول بازی هر گروهی که بیشتر این ُترُتری را در اختیار داشت برنده محسوب می شد. پس هر گروهی سعی می کرد که ترتری در آن گروه دست به دست گردد طبعا"گروه دیگر هم می خواست ترتری را از گره رفیب بگیرد.

در یکی از بازی ها. ترتری روی زمین حرکت می کرد تا برسد به دیگری . از گروه مخالف یکی زرنگی کرد ودر بین راه خود رااندآخت روی ترتری بطوریکه باسن او محکم بر زمین خورد و اه از نهادش بلند شد باوجودیکه درد شدیدی را تحمل می کرد خوشحال بود که صاحب ترتری شده است. در حالیکه ترتری از زیر پایش در رفته بودوزمانیکه اطرافش خلوت شد فهمید ( نه َته داره نه ُترُتری)  

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 0:0  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

روستاه های ریگستان زواره

حسین آباد حاجی محمد تقی

دیه حاصلخیزی است که بوسیله حاجی محمد تقی نامی در اوائل قرن سیزدهم هجری(1215 ه .ق )احداث گردیده ومجمر معروف در تاریخ این احداث قطعه زیر را سروده است.

معدن  جود  محمد   تقی  آن  کان   کرم            که  بنای  کرم  وجود  از  او  آباد  است

مرگ کاخی است که از قهرویشبنیان است       لطف شهریست که از طبع ویش بنیاد است

دهر بی سایه او کشور بی سلطانی است          چرخ  بی کوکب او حجله بی  داماد  است

با لب حاسد او دهر پر از افسوس است           با دل  دشمن او چرخ  پر از فریاد  است

باوجودش اگرازخصم نشانی است چه باک       همه دانند که در باغ خس وشمشاد است

عقل اگر مسئله آموز جهان شد چه عجب         هر که شاگردی او کرد چنین استاد است

نطق اگر منشی اسرار نهان شد چه شگفت        حرفی از دفتر آگاهیش او را یاد است

در سر خصمش اگر باد غرور است چه غم        کوس را ناله از آن است که در سر باد است

صرصر حادثه با شخص وجودش چه کند          سرو پیدا است کز آسیب خزان آزاد است

کند او تازه قناتی و بناء کرد دهی                  که خجل زآن شط وشرمنده از آن بغداد است

سنگ در آبش چون دل ببر شیرین است          باد در خاکش چون جان بتن فرهاد است

آب بنگر تو که باروح روان همشیر است         خاک بنگر تو که با مشک خطا همزاد است

قطره ای زان مدد حسن همه خوبان است         ذره ای زاین سبب عشق همه زهاد است

جوی خضراست هماناکه روان زان باقی است    کوی خلد است همانا که دل از این شاد است

غرض آن قریه زوی یافت چو بنیاد کنون         رونق ملک جهان جمله از آن بنیاد است

زد رقم خامه مجمر زپی تاریخش

از محمد تقی آباد حسین آباد است

که از ماده تاریخ آن بحساب جمل معلوم می گردد که احداث حسین آباد در سال یک هزار و دویست پانزده قمری اتفاق افتاده است.

[حسین آباد واقع شده در شمال زواره کنار کویر ومانند دیگر روستاهی کویری کنار زواره قنات آن خشکیده وآب قنات ندارد البته بعضا"بجای قنات از چاه های نیمه عمیق استفاده می شود]

روستای سهامیه

سهامیه از بناهای میرزا حسین خان سهام السلطنه عرب عامری فرزند مصطفی قلیخان سهام السلطنه می باشد که مابین اردستان و مهاباد کنار جاده اصلی قرار دارد.

روستای طجره

این ده بسیار قدیمی است ونام آن از لغت بابلی تگره یا دگره که معرب آن دجله است گرفته شده ودر زمان اعراب معرب وطجره گفته شده کنایه از شط بزرگ.

روستای تلک آباد

که دارای اب وهوای گرمسیری  ودر سه کیلومتری زواره واقع شده وبا ایجاد باغ و زمین کشاورزی در بین زواره وتلک آباد بعد از پیروزی انقلاب  این فاصله از بین رفته است وامامزاده شاهمراد در این روستا قرار دارد.در کتاب آتشکده اردستان که در سال هزار و سیصد سی وشش نوشته شده جمعیت تلک آباد را در حدود پانصد نفر رقم زده است.

روستاهای حسین آباد محمد آباد وباقر آباد طبق نوشته آتشکده اردستان جلد 1 حاجی سید محمد باقر بن سید رضا بن میر محمد علی بن سید رضا بن میر زمان بن میر محمد شفیع احداث کرده است.

روستای حسن آباد را حاجی میر محمد علی پدر حاجی سید محمد باقر احداث کرده است

روستای نصر آباد توسط حاجی سید اسمعیل احداث شده است.

روستای علی آباد منصوریه

این ده را شیخ منصور عرب عامری احداث کرده است.

روستای نجف آباد

این ده را محمد تقی خان بن حاجی ابوطالب عرب عامری احداث وموقوفه روضه خوانی می باشد.

روستای نیر آباد

این ده را میرزا محمد طاهر نیر الحکماء از سادات سید روح الله اردستانی احداث کرده است.

روستای امهران

امهران یکی از روستاهای قدیمی ایران است که گفته شده توسط مهران نامی احداث گردیده است بعضی هم می گویند نام صحیح این روستا امیران می باشد.

واسامی دیگر روستاهای ریگستان زواره عبارتند از:

حبیب آباد

خالق آباد

کلوخ آباد

چوری آباد (سعادت آباد)

حاجی آباد

خرم آباد

مهدی آباد

الله آباد

اکبر آباد

عباس آباد

احمد آباد

رحیم آباد

جعفر آباد

دشتی آباد

همت آباد

ده نو

علی آباد

روستاهای مذکور همه در ریگستان بوده اند که در حال حاضر یا اصلا" از بین رفته اند یا بعضا با حفر چاه نیمه عمیق در زمین  انهاکشاورزی می شود.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 21:47  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

حسین آباد حاجی محمد تقی

حسین آباد حاجی محمد تقی

دیه حاصلخیزی است که بوسیله حاجی محمد تقی نامی در اوائل قرن سیزدهم هجری(1215 ه .ق )احداث گردیده ومجمر معروف در تاریخ این احداث قطعه زیر را سروده است.

معدن  جود  محمد   تقی  آن  کان   کرم            که  بنای  کرم  وجود  از  او  آباد  است

مرگ کاخی است که از قهرویشبنیان است       لطف شهریست که از طبع ویش بنیاد است

دهر بی سایه او کشور بی سلطانی است          چرخ  بی کوکب او حجله بی  داماد  است

با لب حاسد او دهر پر از افسوس است           با دل  دشمن او چرخ  پر از فریاد  است

باوجودش اگرازخصم نشانی است چه باک       همه دانند که در باغ خس وشمشاد است

عقل اگر مسئله آموز جهان شد چه عجب         هر که شاگردی او کرد چنین استاد است

نطق اگر منشی اسرار نهان شد چه شگفت        حرفی از دفتر آگاهیش او را یاد است

در سر خصمش اگر باد غرور است چه غم        کوس را ناله از آن است که در سر باد است

صرصر حادثه با شخص وجودش چه کند          سرو پیدا است کز آسیب خزان آزاد است

کند او تازه قناتی و بناء کرد دهی                  که خجل زآن شط وشرمنده از آن بغداد است

سنگ در آبش چون دل ببر شیرین است          باد در خاکش چون جان بتن فرهاد است

آب بنگر تو که باروح روان همشیر است         خاک بنگر تو که با مشک خطا همزاد است

قطره ای زان مدد حسن همه خوبان است         ذره ای زاین سبب عشق همه زهاد است

جوی خضراست هماناکه روان زان باقی است    کوی خلد است همانا که دل از این شاد است

غرض آن قریه زوی یافت چو بنیاد کنون         رونق ملک جهان جمله از آن بنیاد است

زد رقم خامه مجمر زپی تاریخش

از محمد تقی آباد حسین آباد است

که از ماده تاریخ آن بحساب جمل معلوم می گردد که احداث حسین آباد در سال یک هزار و دویست پانزده قمری اتفاق افتاده است.

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1390ساعت 21:34  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

تیره سادات حاجی میرزا اسمعیل

تیره سادات حاجی میرزا اسمعیل

حاجی میر اسمعیل که از سادات حسینی اصفهان وبا امام جمعه آنجا نسبت داشته ودر اوئل دوره سلطنت قاجاریه باردستان مهاجرت نموده دارای جهار پسر باسامی :

1-سید محمد

2-سید مرتضی

3-سید جعفر ویک پسر دیگر بوده است.

سید مهدی بن حاجی میر اسمعیل دارای دو پسر باسامی :

1-سید میرزا (معاصر حاجی میر محمد جعفر آباده ای )

2- حاجی سید احمد بوده است.

سید میرزا بن سید اسمعیل دارای دو پسر باسامی :

1-حاجی سید حسن فاطمی

2- میرزا احمد فاطمی وپنج دختر بنام های ک

1-مهر انگیز (زوجه سید حسین میر سید علی )

2- نجما (زوجه میرزا اسد الله مصطفوی مذکور در تیره اول )

3- شاه بیگم ( زوجه سید نصر الله فاطمی )

4- فاطمه بیگم (زوجه دوم میرزا اسد الله مصطفوی)

5- حبیبه سلطان ( زوجه سید آقا بن حاجی سید احمد فاطمی ) بوده است.

حاجی سید احمد بن حاجی سید اسمعیل دارای سه پسر باسامی :

1-حاج سید حسین فاطمی

2- سید علی اکبر فاطمی

3- سید آقا فاطمی ودو دختر بنامهای :

1-شاه بیگم ( زوجه حاجی سید حسین فاطمی )

2- آغابیگم ( زوجه سید مصطفی فاطمی )بوده است.

سید مرتضیبن حاجی میر اسمعیل دارای چند پسر که یکی از آنها سید میرزا معروف به عبدالباقی بوده است. واورا دو پسر باسامی :

1-سید حسن

2- سید ابراهیم ویکدختر بنام بیگم جان ( عیال حاج سید احمد ) بوده است.

سید حسین بن سید حسن دارای دو پسر باسامی :

1-سید محمود

2- سید شهاب فاطمی ودو دختر باسامی :

1-راضیه بیگم ( زوجه سید علی اکبر فاطمی )

2- نصرت ( عیال سید حسین فاطمی ) بوده است.

 سید ابراهیم بن سید حسن دارای چهار دختر بوده که فوت شده اند .

سید اسمعیل بن میر عبدالباقی دارای سه پسر باسامی :

1-سید محمد

2- سید رضا

3- سید میرزا از علمای مبرز اصفهان بوده که در مدرسه جده کوچک بتدریس اشتغال داشته است .ودر فصل دانشمندان ترجمه مذکور حالش می شود.

سید محمد بن سید اسمعیل دارای سه پسر باسامی :

1-سید حسین

2- سید اسمعیل

3- سید حسن وسه دختر باسامی:

1-آسیه بیگم

2- بلقیس ( زوجه استاد حسین بناء )

3- کوچک بیگم بوده است.

سید رضا بن سید اسمعیل  دارای دو پسر باسامی :

1-سید مصطفی فاطمی

2- سید علی اکبر فاطمی ویک دختر بنام آغابیگم (زوجه حاجی سید حسن بن حاجی سید احمد )بوده است.

سید میرزا بن سید اسمعیل بلا عقب بوده است.

سید جعفر بن حاجی میر  اسمعیل دارای یک پسر بنام میر سید علی بوده است.

میر سید علی بن سید جعفر دارای یک پسر بنام سید حسین و دو دختر باسامی :

1-خاور سلطان ( زوجه سید رضا )

2- ماه سلطان ( زوجه سید محمد ) بوده است.

چهارمین پسر حاجی میر اسمعیل در همدان زندگی میکرده که نواده های او بنام حاجی سید حسن وحاجی سید حسین فعلا در قید حیاتند.

آتشکده اردستان  ج 1

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 8:35  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

تیره سادات حاجی میرزا اسمعیل

تیره سادات حاجی میرزا اسمعیل

حاجی میر اسمعیل که از سادات حسینی اصفهان وبا امام جمعه آنجا نسبت داشته ودر اوئل دوره سلطنت قاجاریه باردستان مهاجرت نموده دارای جهار پسر باسامی :

1-سید محمد

2-سید مرتضی

3-سید جعفر ویک پسر دیگر بوده است.

سید مهدی بن حاجی میر اسمعیل دارای دو پسر باسامی :

1-سید میرزا (معاصر حاجی میر محمد جعفر آباده ای )

2- حاجی سید احمد بوده است.

سید میرزا بن سید اسمعیل دارای دو پسر باسامی :

1-حاجی سید حسن فاطمی

2- میرزا احمد فاطمی وپنج دختر بنام های ک

1-مهر انگیز (زوجه سید حسین میر سید علی )

2- نجما (زوجه میرزا اسد الله مصطفوی مذکور در تیره اول )

3- شاه بیگم ( زوجه سید نصر الله فاطمی )

4- فاطمه بیگم (زوجه دوم میرزا اسد الله مصطفوی)

5- حبیبه سلطان ( زوجه سید آقا بن حاجی سید احمد فاطمی ) بوده است.

حاجی سید احمد بن حاجی سید اسمعیل دارای سه پسر باسامی :

1-حاج سید حسین فاطمی

2- سید علی اکبر فاطمی

3- سید آقا فاطمی ودو دختر بنامهای :

1-شاه بیگم ( زوجه حاجی سید حسین فاطمی )

2- آغابیگم ( زوجه سید مصطفی فاطمی )بوده است.

ادامه دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 21:40  توسط عماد   |  آرشیو نظرات

امام زاده یحیی(ع) زواره

امام زاده یحیی(ع)

پس از در گیری بین ماموران مامون وکاروان متشکل از برادران وفامیل حضرت رضا علیه اسلام در شیراز که عازم طوس برای زیارت حضرت رضا علیه السلام بودند بین افرادکاروان جدائی افتاده که عده ای از جمله یحیی بن موسی علیه السلام راهی نواحی مرکزی ایران مانند قم کاشان بادرود آران وبیدگل اردستان وزواره شدند.وامام زاده یحیی که به زواره پناهنده شده بود  توسط عده ای بی دین واز خدا بیخبر در خلوتگاهی در نزدیک حسینیه بزرگ به شهادت رسیده وجسد پاک ومطهر این اولاد رسول الله را در چاهی در همان نزدیکی می اندازند.که در قرون بعد این مکان وچاه برای ریختن آب رنگرزی ازآن استفاده میشده است صاحب رنگرزی در عالم رویا امام زاده را بخواب می بیند که ضمن معرفی خود که من از اولاد امام موسی کاظم علیه السلام از ریختن آب رنگرزی در این چاه گله کرده ومی فرماید دیگر آب رنگرزی در این چاه نریزید . وقتی مقنی داخل چاه رفت با پیکر جوانی روبرو شد که گوئی خفته است. با در جریان قرار گرفتن مردم زواره این جسد پاک ومطهر به بیرون از چاه منتقل ودر باغی در جوار حسینیه بزرگ که شخصی بنام سید حسین عالی شان هدیه میکند بخاک سپرده وبقعه ای از خشت وگل بر روی آن بنا مکنند .با ازدیاد زوار این امام زاده بقعه خشت وگل تبدیل به ساختمان آجری با صحن رواق وگنبد می شود. ودر سال هزارو سیصد وهشتاد وپنج هجری شمسی توسط هئیت امنای امام زاده ساختمان قدیمی از جمله گنبد که از زمان ایلخانیان بود علی رغم مخالفت سازمان های ذیربط مانند میراث فرهنگی ودخالت ماموران نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی توسط عده ای که بامامورین هم در گیر میشوند خراب وتبدیل به ساختمانی جدید با وسعت زیاد تر می شود.

منابع مورد استفاده.

۱- کتاب سیما تاریخ وفرهنگ واره

۲- پایگاه خبری اردنا


+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 21:14  توسط عماد 


برگرفته از: وبلاگ گنجینه اردستان و زواره

برچسب‌ها: زواره، اردستان، سادات