X
تبلیغات
رایتل

چوپانان زادبوم من

تو مادر منی

تاریخچه انارک
محمود آذر یغمایی

شهرکی است در 12 فرسنگی نایین و در کویر بی‏کران مرکزی ایران، به گفته کهن‏سالان و آگاهان و دانایان محلی تاریخچهء پیدایش آن از حدود سیصد و پنجاه سال نمیگذرد و مربوط به دوران شاه عباس کبیر میشود باین شرح که:

در محل فعلی انارک چشمهء آب شیرین و درخت کوچک انار(انارک)بود و کاروانیانیکه آن‏زمان از نایین و اردکان و زواره و اردستان از راه کویر مرکزی‏ به سمنان و دامغان و شاهرود و ورامین و گرمسار کالا می‏بردند از آن چشمه‏سار می‏گذشتند و از مراتع پرگیاه و آب چشمه و بارانداز آن برای شتران خود استفاده می‏کردند،تصادفا یکی از شترداران خراسانی به نام محمد گربه(پهلوان‏ محمد)به این چشمه راه یافت و با استفاده از موقعیت طبیعی محل(به خصوص‏ غار کوهستانی نزدیک چشمه)به راه‏زنی و دستبرد به کالاها و بار کاروانیان پرداخت‏ و اموالی را که از این راه به دست می‏آورد در پناهگاه و غار ترسناک و صعب‏العبور خود به نام(کال محمد گربه‏ای)پنهان می‏کرد تا سرانجام اخبار دزدی‏های آن‏ گربهء بیابان و کوهستان به اصفهان پایتخت صفویان رسید و شاه عباس کبیر چند تن‏ سپاهی تفنگدار را مأمور داشت تا به سرزمین انارک بروند و راهزن کاروانیان را دستگیر و راه را از خار و خس زحمت او پاک سازند ولی محمد گربه با شنیدن این‏ خبر در پناهگاه محکم و استوار خود پنهان شد و از خوار و بار و آذوقه‏ای که در آن‏جا ذخیره کرده بود می‏خورد و با خیال راحت می‏زیست تا این‏که سپاهیان‏ تفنگدار برای دست یافتن به محمد نزدیک پناه‏گاه او رسیدند.

در این هنگام آن راهزن ناقلا از روزنهء پناه‏گاهش که در بلندی و تیررس‏ مأموران قرار داشت با تفنگ خود به سوی آنها نشانه‏روی کرد و گفت:زود (1)این شعر به لهجه انارکیست و گوینده آن حاج محمد رضا غفاری آموزگار بازنشسته‏ انارک است و برگردان آن به زبان فارسی چنین است:«نام انارک را وقتی میبرند آتش‏های‏ دلم را برمی‏افروزند».

تفنگ‏های خود را به زمین بگذارید و دست‏های یکدیگر را به‏بندید و گر نه‏ همه را می‏کشم.

تفنگداران شاهی به ناچار دستور محمد پهلوان را به کار بستند و سپس به‏ دستور او از یک دیگر فاصله گرفتند و نفر آخر نیز با اشاره محمد و بدون تفنگ‏ از همراهان خود دور شد،و با به کار بردن این نیرنگ محمد از پناهگاه خود بیرون جست و دست نفر آخر را بست و تفنگ آنان را به داخل غار پناهگاه برد و جوان‏مردانه با آن‏ها رهسپار اصفهان شد و در پای‏تخت خود را معرفی کرد و از کارهای گذشته و گناهانش پوزش خواست.شاه عباس از گناهانش درگذشت و چون او را مردی لایق و با کفایت دید راه‏داری ناحیه انارک را به او سپرد و اجازه‏ فرمود از هرشتر هنگام عبور یک عباسی‏1دریافت دارد و با آن امان‏نامه محمد در کنار چشمه آب انارک و نزدیک پناه‏گاه راه‏زنیهای خود اتاقکی ساخت و باین ترتیب‏ شهرک انارک به وجود آمد و مردم(به خصوص دامداران)از دیگر نقاط(نائین- اردکان-اردستان-زواره)به آن‏جا رو آوردند و چون این ناحیه آب کافی و زمین مناسب جهت کشت و کار نداشت و در این راه هرکوششی بیهوده بود ساکنان‏ انارک با استفاده از موقعیت و طبیعت محل به شترداری و حمل کالا به کاشان و اصفهان و چهار محال بختیاری و سمنان و دامغان و حتی سیستان و بلوچستان‏ پرداختند و گله‏های گوسفند و شتران خود را در مراتع اطراف می‏چراندند.

(گویند در زمان صدارت میزا تقی خان امیر کبیر مردم انارک حدود سی هزار شتر داشته‏اند و بارهای شترها و گوسفندان مردم انارک در معرض غارت دزدان بلوچی‏ قرار گرفت و یک بار که بلوچها گوسفند و شتر مردم آن ناحیه را به یغما به خور وبیابانک بردند تا از راه کویر به بلوچستان بروند مردم غارت‏زده انارک بابراهیم دستان‏ پسر یغما که در آن موقع سلطان سربازان محلی بوده شکایت بردند و با بلوچها در (1)عباسی:واحد پول که در زمان شاه عباس بزرگ ایجاد شد.وزن رسمی آن معادل‏ یک مثقال یا 64ر4 گرم بود و یک تومان آن زمان معادل 50 عباسی بود:فرهنگ معین‏ صفحه 2273.

حدود خور جنگیدند و 27 نفر کشته دادند و در نتیجه این پیش‏آمد و بی‏احتیاطی‏ یغمای ثانی به طهران احضار و مورد خطاب و سرزنش امیر کبیر1قرار گرفت).

*** آقای محمد رضا انارکی که حدود 80 سال دارد و اکنون بسلامت در دهکده چوپانان انارک میزید تاریخچه پیدایش این شهر را و سرگذشت محمد گربه‏ای را با اندک تفاوتی چنین نقل می‏کند:

در دوره سلطنت شاه عباس صفوی گروهی از شترداران خراسانی برای پیدا کردن چراگاه به سرزمین انارک آمدند و مرتع تل جنگ‏ها را(واقعست در یک‏ فرسنگی چوپانان و عباس‏آباد انارک)برای چراگاه مناسب یافتند و در اطراف آن‏ تل بطور موقت اقامت گزیدند و چون در این موقع مالیات خراسان از راه کویر و ناحیه خور و بیابانک باصفهان پایتخت صفویان برده میشد و عده‏ای از دزدان‏ بلوچ در تعقیب مأموران حامل مالیات بودند نایب الحکومه وقت جندق و بیابانک‏ به شترداران اطراف تل جنگ نامه‏ای نوشت و از آنها خواست که مالیات خراسان‏ را باصفهان ببرند و در حفظ آن مراقبت نمایند.چند تن از شترداران به خور آمدند و مالیات دولت را تحویل گرفتند صحیح و سالم باصفهان رساندند و آن عده از دزدان‏ بلوچ که مترصد دستبرد به مالیات دولت بودند و از همکاری شترداران خراسانی‏ برای رساندن مالیات اطلاع یافتند بانتقام این همکاری بآنها شبیخون زدند،اموال‏ و احشامشان را غارت کردند و عده‏ای از آنها را کشتند و چون افرادیکه مالیات‏ را باصفهان برده بودند در مراجعت اوضاع و احوال همراهان و همسفران خود را آشفته و اندوهبار دیدند ترسیدند و بناچار بخراسان برگشتند،مگر یک نفر از آنها که محمد گربه‏ای نام داشت و در غار کوه نزدیک چشمه انار مأوا گرفت و با استفاده از موقعیت محل به راهزنی پرداخت تا اینکه اخبار راهزنیهای او باصفهان‏ و باطلاع شاه عباس رسید و هنگامیکه شاه عباس برای زیارت مرقد امام هشتم‏ (1)-ابراهیم دستان:فرزند ابو الحسن یغما شاعر قرن 13 هجری.

(علیه السلام)از حدود انارک میگذشت راهزن عیار دستگیر شد ولی با تردستی خود را از چنگ مأموران نجات داد،باین شرح که بآنها گفت:در غار کوه اموال و سیم‏ و زر بسیار دارم و حاضرم آن‏ها را تحویل بدهم بیایید و به‏بینید و همراه ببرید.

بدستور شاه عباس 5 نفر تفنگدار مأمور شدند با او به غار بروند و اموال‏ گران‏بها را بیاورند و چون به نزدیک غار رسیدند محمد محل گنجینه‏ها را نشان‏ داد و گفت به غار بروید و اموال با بیرون بیاورید اما چون راه رفتن به غار سخت‏ دشوار بود مأموران گفتند خودت برو و اموال را بیرون بیاور محمد داخل غار شد و به جای گنجینه‏های گران‏بها با تفنگی که در آن‏جا پنهان کرده بود مأموران‏ مراقب خود را تهدید کرد و گفت تفنگهای خود را به زمین بگذارید و کفشهایتان‏ را از پا درآورید و پر از خاک نموده به گردن خود بیاویزید و باردوگاه برگردید.

مأموران مراقب بناچار چنین کردند و سرگذشت خود و محمد را گزارش‏ دادند ولی محمد بعد از این ماجرا از کار خود پشیمان شد و خود را باردوگاه شاهی‏ (در محل مشجری یا منظریه فعلی انارک)رسانید و شبانگاه بطور ناشناس داخل‏ اردوی شاهی شد،شاه عباس هنگام صبح در اطراف اردوگاه گله‏ای آهو دید و دستور فرمود سپاهیان و همراهان یک یا دو آهو بدو بگیرند ولی هیچکس نتونست‏ و از عهده این کار برنیامد مگر محمد گربه‏ای ناشناس که با زرنگی و چالاکی خود چند آهو گرفت و نزد شاه آورد و چون شاه صفوی زرنگی و چالاکی او را در انجام‏ دستور دید پرسید از کدام دسته و قسمت هستی محمد گربه‏ای خود را معرفی کرد و از گناهش پوزش خواست،بخشیده شد و بپاداش زرنگی و چابکی و هوشیاری‏ راهداری از سیاهکوه عقدای اردکان تا سیاهکوه ورامین و از حوض پیرزن(3 فرسنگی نائین)تا کوه قلاورخانه(یک فرسنگی چوپانان)باو سپرده شد و فرمان‏ راهداری محمد را به پوست یکی از آهوانیکه بوسیله او شکار شده بود نوشتند

منبع: کویرها و بیابان‌های ایران


 *** آقای محمد رضا انارکی که حدود 80 سال دارد و اکنون بسلامت در دهکده چوپانان انارک میزید تاریخچه پیدایش این شهر را و سرگذشت محمد گربهای را با اندک تفاوتی چنین نقل میکند:

در دوره سلطنت شاه عباس صفوی گروهی از شترداران خراسانی برای پیدا کردن چراگاه به سرزمین انارک آمدند و مرتع تل جنگها را(واقعست در یک فرسنگی چوپانان و عباسآباد انارک)برای چراگاه مناسب یافتند و در اطراف آن تل بطور موقت اقامت گزیدند و چون در این موقع مالیات خراسان از راه کویر و ناحیه خور و بیابانک باصفهان پایتخت صفویان برده میشد و عدهای از دزدان بلوچ در تعقیب مأموران حامل مالیات بودند نایب الحکومه وقت جندق و بیابانک به شترداران اطراف تل جنگ نامهای نوشت و از آنها خواست که مالیات خراسان را باصفهان ببرند و در حفظ آن مراقبت نمایند.چند تن از شترداران به خور آمدند و مالیات دولت را تحویل گرفتند صحیح و سالم باصفهان رساندند و آن عده از دزدان بلوچ که مترصد دستبرد به مالیات دولت بودند و از همکاری شترداران خراسانی برای رساندن مالیات اطلاع یافتند بانتقام این همکاری بآنها شبیخون زدند،اموال و احشامشان را غارت کردند و عدهای از آنها را کشتند و چون افرادیکه مالیات را باصفهان برده بودند در مراجعت اوضاع و احوال همراهان و همسفران خود را آشفته و اندوهبار دیدند ترسیدند و بناچار بخراسان برگشتند،مگر یک نفر از آنها که محمد گربهای نام داشت و در غار کوه نزدیک چشمه انار مأوا گرفت و با استفاده از موقعیت محل به راهزنی پرداخت تا اینکه اخبار راهزنیهای او باصفهان و باطلاع شاه عباس رسید و هنگامیکه شاه عباس برای زیارت مرقد امام هشتم (1)-ابراهیم دستان:فرزند ابو الحسن یغما شاعر قرن 13 هجری.

(علیه السلام)از حدود انارک میگذشت راهزن عیار دستگیر شد ولی با تردستی خود را از چنگ مأموران نجات داد،باین شرح که بآنها گفت:در غار کوه اموال و سیم و زر بسیار دارم و حاضرم آنها را تحویل بدهم بیایید و بهبینید و همراه ببرید.

بدستور شاه عباس 5 نفر تفنگدار مأمور شدند با او به غار بروند و اموال گرانبها را بیاورند و چون به نزدیک غار رسیدند محمد محل گنجینهها را نشان داد و گفت به غار بروید و اموال با بیرون بیاورید اما چون راه رفتن به غار سخت دشوار بود مأموران گفتند خودت برو و اموال را بیرون بیاور محمد داخل غار شد و به جای گنجینههای گرانبها با تفنگی که در آنجا پنهان کرده بود مأموران مراقب خود را تهدید کرد و گفت تفنگهای خود را به زمین بگذارید و کفشهایتان را از پا درآورید و پر از خاک نموده به گردن خود بیاویزید و باردوگاه برگردید.

مأموران مراقب بناچار چنین کردند و سرگذشت خود و محمد را گزارش دادند ولی محمد بعد از این ماجرا از کار خود پشیمان شد و خود را باردوگاه شاهی (در محل مشجری یا منظریه فعلی انارک)رسانید و شبانگاه بطور ناشناس داخل اردوی شاهی شد،شاه عباس هنگام صبح در اطراف اردوگاه گلهای آهو دید و دستور فرمود سپاهیان و همراهان یک یا دو آهو بدو بگیرند ولی هیچکس نتونست و از عهده این کار برنیامد مگر محمد گربهای ناشناس که با زرنگی و چالاکی خود چند آهو گرفت و نزد شاه آورد و چون شاه صفوی زرنگی و چالاکی او را در انجام دستور دید پرسید از کدام دسته و قسمت هستی محمد گربهای خود را معرفی کرد و از گناهش پوزش خواست،بخشیده شد و بپاداش زرنگی و چابکی و هوشیاری راهداری از سیاهکوه عقدای اردکان تا سیاهکوه ورامین و از حوض پیرزن(3 فرسنگی نائین)تا کوه قلاورخانه(یک فرسنگی چوپانان)باو سپرده شد و فرمان راهداری محمد را به پوست یکی از آهوانیکه بوسیله او شکار شده بود نوشتند.

منبع: انارک تپش


درباره انارک
پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک


چهره های ماندگار، سرشناس و برچسته (مشاهیر انارک)
جاذبه های گردشگری
انارک در نوشته ها و خبرها


انارک (وضعیت جغرافیائی-سیاسی)

شهر انارک (تأسیس شهرداری سال 1337)، مرکز بخش انارک و از بخش های شهرستان نائین، استان اصفهان در ایران است که در 75 کیلو متری شمال خاوری نائین و در راه آسفالته ای که از نائین به سمت شمال خاوری منشعب گردیده قرار دارد.
انارک در دامنه جنوب خاوری مرتفع ترین کوه این بخش یعنی دره انجیر با 2438 متر ارتفاع واقع شده است. 
آب وهوا: هوای انارک معتدل متمایل به گرم و خشک بوده، بیشترین درجه حرارت در تابستان ها 41 درجه سانتی گراد بالای صفر و کمترین آن در زمستان ها 7 درجه زیر صفر می باشد. میزان بارندگی سالیانه ی انارک به طور متوسط 150 میلی متر بوده است.
پیشینه تاریخی: از بنای اولیه و وجه تسمیه انارک اطلاع دقیقی در دست نیست و دورترین تاریخ باقیمانده در آن مربوط به رباطی است که تاریخ 1301 هجری قمری را دارد.
اهمیت کنونی انارک به خاطر معادن اطراف آن است. انارک باغات انار داشته است.
جمعیت: بر اساس سر شماری 1355 نزدیک به 2700 نفر را شامل می گردد.
نژاد: آریائی.
زبان: فارسی با گویش محلی.
دین: اسلام، شیعه دوازده امامی.
فرآورده ها: گندم، جو، انار و پسته به مقدار کم در حوالی انارک.
آب کشاورزی فقط از طریق کاریز تهیه می شود و آب آشامیدنی در منبع ذخیره و پس از کلریزه شدن از طریق لوله کشی در اختیار اهالی قرار می گیرد. برق مصرفی شهر انارک از برق سراسری تأمین می گردد.
صادرات: قالی و قالیچه با طرح نائین و نقشه های افشان، ترنجی و بته ای از صادرات محلی انارک است که به مقدار کم صادر می شود. سرب از صادرات مهم انارک از معدن سرب نخلک به شمار می رود که در دست بخش دولتی است.
رستنی ها: از درختان گز و تاغ و از گیاهانی که کاربرد داروئی دارند، به مقدار کم آویشن در پیرامون انارک می روید. هم چنین پوشش گیاهی در حد بسیار ضعیف جهت چرای دام در بعضی از فصول موجود است.
جانوران و پرندگان: روباه، شغال، گرگ و خرگوش در پیرامون انارک دیده می شود.
سازمان های دولتی و ملی: دارای ادارات بخشداری، شهرداری، بهداری، کلانتری، آموزش و پرورش، پست، مخابرات و بانک ملی می باشد.
هم چنین درمانگاه، دو دبستان، دو مدرسه راهنمائی تحصیلی، دو دبیرستان، یک کتابخانه عمومی، دو (یا سه) باب مسجد و مغازه های گوناگون وجود دارد.
راه ها: دو راه از انارک به اطراف کشیده شده که عبارتند از:
    - راه آسفالته به طول 75 کیلومتر به سمت جنوب باختری که تا نائین امتداد یافته است.
    - راه آسفالته که به طول حدود 325 کیلومتر به سمت خاور کشیده شده و به مشهد منتهی می شود.
بخش انارک: از شمال به شهرستان های سمنان و دامغان، از خاور به خور و بیابانک، از جنوب به خرانق (از بخش های اردکان)، از جنوب باختری به حومه نائین و از باختر به شهرستان اردستان محدود می گردد.
تقسیمان کشوری: بخش انارک از شهر انارک و دهستان چوپانان تشکیل گردیده است.
بخش انارک به علت قرار گرفتن در منطقه نیمه کویری از داشتن رودخانه بی بهره بوده و کوه های قابل توجهی نیز در آن به چشم نمی خورد. تنها کوه نسبتاً مرتفع آن دره انجیر است.
کان ها: این منطقه مانند اکثر نقاط کویری و نیمه کویری دیگر از معادن زیر زمینی فراوان و نیز معادن سنگ (مانند سنگ صورتی انارک) بهره مند گردیده که می توان به معدن مس مسکنی (واقع در 30 کیلومتری باختر انارک)، معدن مس تال مسی (واقع در 35 کیلومتری شمال باختری انارک)، معدن سرب نخلک (واقع در 55 کیلومتری شمال خاوری انارک در کوه قلعه بزرگ)، معدن سرب چاه خربزه (واقع در 30 کیلومتری شمال خاوری انارک)، معدن آهن خالو حیدر (واقع در 15 کیلومتری شمال انارک)، معدن آهن بته علم (در 30 کیلومتری شمال انارک)، معدن منگنز (واقع در دامنه باختری کوه باباخالد) و معادن مس باقرق، مس تلخه، مس چاه خونی، نیکل چاه شوره، سرب چاه میله، مس سبرز، مس و طلای کال کافی، مس کوه یزرگی، مس کپه حلوانی، مس ونیکل گودمراد، مس و نیکل چشمه کریم، مس کن مس، مس چاه پلنگ، مس وطلای خونی، مس قبله، مس تنوره، مس پوزه، مس قنده هاری، سرب مرغه، سرب چاه معلا، سرب و طلای ریزآب دم، سرب دم سفید، آهن خواروبوالعظیم، سرب و زغال سنگ سیاه کوه، آهن چاه سفید، آهن خالوحیدر، آهن بوته اسماعیلان، آهن فالگاه، سرب خومو، سرب گودر، سرب بزکش، سرب سوزابه، زاج چاه لقه، کرومیت دم عبدوله، زاج گردنه زاغاب، فیروزه و آهن چفت چغو، گوگرد معلا، گوگرد سنگ آب، گوگرد آفتاب رو، آنتیموان و طلای پتیار، ترکمانی و ... اشاره کرد.
جمعیت بخش انارک: بر اساس سرشماری 1355 نزدیک به چهار هزار نفر.
وضع اقتصادی: از نظر اقتصادی بخش انارک در سطح پائینی قرار دارد و به علت نامساعد بودن شرایط محیطی و آب و هوائی هیچگونه کشاورزی و دامداری درخور توجهی صورت نمی گیرد. کشاورزی منحصر است به کشت مقداری گندم و جو که تکافوی جمعیت بسیار کم این بخش را نمی کند و از محصولات باغی، مقدار ناچیزی انار و پسته در این بخش بدست می آید. تنها ممر درآمد اهالی  از نظر صادراتی قالی و قالیچه با طرح نائین و نقشه های افشان، ترنج و بته ای بافته می شود.
سنگ ساختمانی صورتی انارک اینک جایگاهی در بازار سنگ ایران دارد.
حداکثر جمعیت این بخش را کارگران معادن که از نقاط مجاور به این منطقه مهاجرت کرده اند تشکیل می دهند.
آبادی های انارک: اینک به شرح آبادی های بزرگ و کوچک و حتی مزارع غیر مسکونی به ترتیب حروف الفبا می پردازیم ( به نقشه هم نیم نگاهی داشته باشید).
اسماعیلان (و مزرعه محمدآباد)، آشتیان، الله آباد (یا مزرعه جواد)، بیدچاه (و مزارع زرگرآباد، دره انجیر، شوره چاه و  زیارتگاه پیرمردان)، پیوک، چاه شوره بالا (و چاه شوره پائین)، چاه گربه (و مزرعه مرغاب)، چوپانان، زالوبند، زوار(و مزارع چاه سنجد و لجینه)، سرخشاد(و مزارع چاه قلی و چاه گز)، صدرآباد، عباس آباد، عبدالکافی (و مزارع کال بی کند و میرکوله)، عروسان، عشین (و مزارع لوت آباد و گزوار)، علم حاج باقری، کبودان، مزرعه حاج باقر، مزرعه حاج مهدی (و مزرعه چاه درختک)، مشجری، معدن طالمسی (و مزارع سهله چو، قبله و شمس آباد)، معدن نخلک، معلی (و مزارع سهل، چاه خربزه، سهل چو و دراز)، ونچه، همت آباد.


انارک: کوچک ترین شهر استان اصفهان ولی بزرگ ترین بخش آن می باشد. انارک به طول جغرافیائی 53 درجه و 41 دقیقه و 56 ثانیه شرقی از نصف النهار گرینویج و عرض جغرافیائی ۳۳ درجه و ۱۸دقیقه و 42 ثانیه شمالی ازخط استوا قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دریا 1474 متر می باشد. (دید با گوگل ارت http://www.maplandia.com/iran/esfahan/anarak)
انارک که بیمارستان 25 تختخوابی هم داشته، بیشترین لطمه را از جنگ جهانی دوم دیده است و پس از رفتن آلمانی ها از رشد اقتصادی افتاد.
قابل ذکر است که دومین فرودگاه هواپیمائی کشوری استان اصفهان در انارک و بانک ملی آن پنجاهمین شعبه بانک ملی در ایران می باشد.
انارک شامل معادن بسیاری از جمله معدن سرب نخلک (معدن باستانی) می باشد و می گویند در انارک هر نوع ماده معدنی را می توان یافت.
مساجدش به اسامی جامع، حاج محمدرضا، زکریا و یک حسینیه و نیز مسجد چهارده معصوم در شهرک می باشد.
دارای یکی از زیباترین آسمان های شب (می خواهی دستت را به هوای چیدن ستاره ها بالاببری) و منطقه ای بسیار جذاب و مناسب برای شروع کویر نوردی است.


انارک قدیم: راه قدیمی مال رو شتران انارک به ورامین شامل 11 منزل به ترتیب زیر بوده است :
انارک به عشین (6 فرسخ)، عشین به گوهر (7 فرسخ)، گوهر به بوالعظیم (4 فرسخ)، بوالعظیم به چاه شور حاج امین (4 فرسخ)، چاه شور به سفیدآب (7 فرسخ)، سفیدآب به قیلاقه (7 فرسخ)، قیلاقه به باباهماد (4 فرسخ)، باباهماد به کریم خانی (6 فرسخ)، کریم خانی به حصار حسن بیگ (4 فرسخ)، حسن بیگ به قهوه خانه کویر (4 فرسخ) و کویر به ورامین (4 فرسخ)   مجموعاً 57 فرسخ.
هنگام ناامنی منازل مورد تاخت و تاز یاغیان و دزدان بوده است.
در سده قبل انارک دارای یک آسیاب بادی (اهر وا به زبان محلی که فقط تلی خاک از آن به جا مانده و در حدود یک کیلومتری جاده انارک بیدچاه بوده است)،  چهار آسیاب گاوی (یکی از آنها در محل منزل مرحوم عظیمی انارکی) و 14 دکان رنگرزی نخ بوده است.
از هفت محله قدیمی انارک محله ی عرب ها از بین رفته است و محل ایلیاتی ها جایگاه استراحت قافله ها بوده است.


در سال 1265ق عدّه ای از راهزنان بلوچ به انارک _ شهرکی در نزدیک خور _ حمله ور شده و ضمن منکوب کردن اهالی، تعدادی شتر و گوسفند و اموال انارکی ها را به سرقت برده و سپس به سوی خور آمده و در مزرعه کمال در 15 کیلومتری شمال شرقی آنجا به استراحت پرداختند. انارکی ها به ابراهیم سلطان فرمانده سربازان محلی شکایت بردند و او بی درنگ با افراد تحت امر خود به بلوچ های مهاجم حمله برد اما به سختی شکست خورد و جمعی از افرادش کشته شدند. چون خبر این واقعه به صدر اعظم وقت _ امیرکبیر _ رسید او را احضار و توبیخ کرد، اما ابراهیم سلطان شکایت مکتوب انارکی ها را نشان داد و به این ترتیب خود را از خشم امیر رها کرد. اما مناصب نظامی را از او گرفتند.
انارک در سی فرسنگی جندق و سمت قبله واقع است. «دربندان» که یکی از منازل عرض راه است اول خاک انارک و دوازده فرسخ تا آنجا مسافت دارد. قلعه ی مختصری از قدیم بر فراز کوه آنجا ساخته بودند. از زمان خاقان مرحوم طاب مضجه چند خانواری محض اخبار طایفه ی بلوچ که از آن بیابان به سمت یزد و کرمان عبور می کردند و در آن قلعه سکنا داشته اند.
شاهنشاه مغفور اعلی ا... درجاته بعد از ان که قدری دایر شده بود و مردم از اطراف در آنجا جمع شده بودند سه هزار تومان حسب الاستدعا به آنها مرحمت فرمودند، حصاری برای حفظ سکنه در ذیل آن جبل کشیدند.
الان (1301 ق) هزار و دویست خانوارند. چهار هزار نفر ذکور و سه هزار اناث. شغل غالب آنها شترداری، گوسفند هم به قدر ضرورت دارند. پنجاه هزار نفر شتر متجاوز و بیست هزار گوسفند به طور متیقّن در دست آنها هست. و پیوسته به مسافرت و کرایه اشتغال دارند. معادن مس و سرب هم در آنجا هست. از جمله معدن چاه پلنگ است که سابق بر این روزی هفتصد نفر عمله در آنجا کار می کرد و مداخل کلّی سپرده اند و الان در معادن سرب مشغول کارند.
خانه های آنجا به واسطه ضیق محل دیوار و فضائی ندارد و اتاق ها ساخته و در آنها منزل کرده اند. ده درب خانه هم دارد که دیواری جزئی بر آن کشیده اند. دو مسجد و دو حمام دایر هم نیز دارد. این سال ها به واسطه ی امنیت و قطع طایفه ی ضاله ی بلوچ چند خانواری از قلعه بیرون آمده در خارج قلعه خانه ها بنا کرده اند، یک درب کاروانسرای بزرگ هم در بیرون ساخته اند.
آب آنجا منحصر به چشمه ای است که در پای همان کوه واقع شده قریب یک بند هم آب دارد. خیلی شیرین و خوشگوار. باغات خیلی مختصر که اشجار آن توت و انجیر است و از همین آب مشروب می شود. و این آب و ملک بر هفتاد و دو تقسیم شده که هر حصّه ای دوازده فنجان و هر فنجانی پنجاه تومان قیمت حالیه آن است که جمیعاً چهل و سه هزار و دویست تومان می شود.
در عهد صفویه جزو یزد بوده و پس از آن، آنچه قدما در نظر دارند و خبر می دهند از جزو یزد خارج شده در تحت حکومت سمنان بوده است. چند سال قبل به تیول مرحومه ی مغفوره مهدعلیا طاب ا... ثراها مقرّر شد. این ایّام به تیول جناب مهدی قلی خان مجدالدّوله مقرّر است.
ده پانزده مزرعه مختصر هم دارد که قابل ذکر نیست. چند درب دکان هم از هر قبیل دارد. پانصد تومان مالیات دیوانی آنجاست. ولی آنچه معروف است با رعیت دو هزار تومان معامله می شود. سرباز ندارد. تفنگچی و شکارزنان خوب دارد. اغلب آهل آنجا صاحب ثروت و سامان و وضع اشراف و اعیان آنجا این است که رجال آنها ده ذرع چلوار را یک زیرجامه می کنند. بسا آن که دو زیرجامه نیز بر روی هم می پوشند.
بعد از قصبه ی نائین به جندق از همه جا نزدیک تر است و به همین واسطه رعایای جندق را رعایت مراتع آسوده نمی گذارند. دوا و طبیب ندارد. مردم آنجا بسیار کم ناخوش می شوند. در نسوان آنها هم حجاب و پرده ای نیست، مثل اعراب بادیه نشین رجال و نسوان آنها مخلوط است.         فی شهر ذی حجّة الحرام سنه 1301 ق
در این زمان جمعیت انارک 7000 نفر، خور 1703، جندق 810، فرّخی 939، بیاضه 484، مهرجان 324، ایراج 240، اردیب 260، گرمه 202، عروسان گرمه 62، آبگرم و هفتومان 92، بازیاب 83، خنج 80، دهنو 88 و حاجی آباد 98 نفر است.
از آینه ی میراث (فصل نامه ویژه نقد کتاب، کتاب شناسی و اطلاع رسانی در حوزه ی متون) دوره جدید سال چهارم، ضمیمه شماره 6، سال 1385/ کتاب جغرافیای جندق و بیابانک نوشته ابراهیم دستان [یغمای ثانی][1242-1310 ه.ق]


چهره های ماندگار، سرشناس و برچسته (ناموران انارک)
چهره ماندگار (دکتر منصور طاهری انارکی)
پژوهشگران، فرهنگیان و استادان دانشگاه (پروفسور سیاوش پورکمالی انارکی/ دانشگاه تگزاس آمریکا، باقر گوهری)
فعالان اقتصادی (مهندسین: غلامرضا حمیدی انارکی/ شرکت باریت فلات ایران- محمود گوهرین/ شرکت پرلیت- عباس غفاری/ شرکت توسعه ساختمان و راه- حمید رحیم پور انارکی/ شرکت اصفهان توان)
مهندسین و پزشکان (مهندس حمید صدریه انارکی)
نویسندگان و شاعران (شاعران قدیم انارک، محمدعلی ابراهیمی انارکی، اختر سهرابی انارکی، دکتر عبدالرحمن صدریه انارکی)
........



انارک در نوشته ها و خبرها
1- خاطرات در تبعید آیت ا.. صادق خلخالی درکتاب خود از صفحه 6 تا 30 به شرح خاطرات خود از انارک در سال 1352 پرداخته است.
2- سلیمان دیگر شتر ندارد! ... دورۀ هخامنشى سه معدن فعال شناسایى شده. معدن آهن نى ریز، معدن طلاى قلعه زرى بیرجند، معدن نقره و سرب نخلک.
3- سفری کوتاه یه شهر انارک اناری در سینه کوه، انگشت را می گذاریم وسط نقشه ایران، اینجا کویر است، اینجا آسمان آبی آبی است، اینجا انارک است.
4- در سایت ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد و دیگر منابع آمده است: انارک، ... گروه زیادی از مردم برای همیشه به اصفهان و تهران و شاهرود و سمنان مهاجرت کردند.
5- انارک، ... کوچیدن‌، و به‌ عبارت‌ دیگر جلای‌ وطن‌، هر چند برایشان‌، تلخ‌ و جانگداز بود، اما ...
6- فرهنگ تاریخ نائین  ... ولی در اثر پیش آمد شهریور و رفتن مهندسین آلمانی از آنجا کارگران که تعداد آنها بالغ بر سه هزار نفر بودند ...
7- طرز بهره برداری از معادن انارک ... نمی شود مردم انارک را از بهره برداری از معدن محروم کرد و این کار را از آنها منتزع کرد و داد به دست دولت.
8- انارک؛ شهری تاریخی در دل کویر در دوره ساسانیان، در شرق استان اصفهان و در دل کویر ...
9- نگرش اجمالی به انارک ... حماسه ای بنام انارک که جوانان امـروزی به آن افتخار می کنند،حتی آنانی که به هر دلیل از دیار خود دور مانده اند.
10- انارک‏ در این دیار که آب کیمیاست ... نارسینه معشوق شاعر بود یا کهن دیارش؟ شاید هم نامی مقدس که باید رمزگشایی‏ می‏ شد شاعر تخلصش کویر بود.
11- انارک نوم نارسونه وقتی ابیرن‏ اتش‏های دلم روشن...
12- یادگاری از انارک ... این یک سؤال بسیار مهمی است که آیا حدود انارک همیشه مانند امروز خشک و بی آب بوده و یا ...
13- انارک یاقوت کویر ... وجود "انارک متروکه" در غرب نخلک ... انارک جای بزرگی است دارای 1000 خانوار ...
14- کانی هائی با نام ایرانی ... انارکیت... این کانی را ادیب و اتمان در سال ۱۹۷۲ در انارک کشف کردند و نام همین بخش را بر این کانی سبز رنگ نهادند.
15- سنگ بزرگ پیش پای معادن انارک ... انارک یکی از مناطق قدیمی کشف و استخراج کانی های فلزی در جهان به شمار می رود.
16- تبعید را خودمان لغو کردیم ... مرد و زن انارکی، به‌رغم مشکلات گوناگون کویری، سختکوش و فعال هستند.
17- رفع مشکل کم آبی انارک با احداث سد جدید دره انجیر (آبان ماه 1391)
18- ایران و بابر ... از پشم شتر جاجیم خوب می بافته اند ... و نیز در صحرا های انارک گورخرهای زیادی زندگی می کرده اند.
19- مذاکرات مجلس شورای ملی ... تصویب نمایندگی آقای سید عبدالکریم صدریه انارکی از شاهرود.
20- بازار شاهرود از دو راسته اصلی به نام' راسته بازار' و 'بازار انارکی ها' تشکیل شده و ....
21- عظمت از دست رفته ... (راسته بازار) بازاری بود خود ساخته و بی پرده. بزرگتر ها خوب به یاد دارند اسامی آنها را.
22- خانواده زبان های ایرانی: در گویش های مرکز ایران، گویش انارکی هم دیده می شود.
23- انارک سرزمین معادن باستانی ... در کل منطقه کویر مرکزی مردمی به فهیمی و با فرهنگی انارک ندیدم.
24- ریگ جنّ  – زیبای خفته  ... ریگ جن را مثلث برمودای ایران هم می نامند.
25- جشن با شکوه نوروز در انارک (گردهمایی بزرگ سوم فروردین، ساعت 16 تا 18)
26- امامزاده های انارک (نوه های امام موسی کاظم علیه السلام و برادرزاده های حضرت امام رصا(ع) (زیارتگاه در مشهد) و حضرت فاطمه معصومه علیها السلام (زیارتگاه در قم))
27- رباط (کاروانسرای) انارک (کاروانسرای موقوفه تاریخی حاج محمد علی حاج حیدر)
28- "نارسینه" شهری با بافت قدیمی شهر انارک یا (نارسینه) با خانه های خشتی، مساجد آجری و کوچه های باریک مانند یاقوتی زیبا در دشت کویر قرار دارد.
29- سوخت راکتور نیروگاه بوشهر آماده ساخت است ... سایت انارک بمنظور مدیریت پسمانداری هسته ای کشور در حال فعالیت است.
30- کانسار مس در ایران کانسار ها و نشانه های مس در ناحیه انارک  ... انارک و معدنکاری انارکی، نامی درخشان در تاریخ معدنکاری ایران زمین است.
31- اناری در قلب اصفهان ... مردم این شهر در گذشته زرتشتی بوده اند.
32- معدن سرب نخلک و دیگر معادن و کارخانه های انارک ... شمش های سرب ۳۰ کیلوگرمی را در این معدن تولید و با شتر به انارک منتقل می کردند.
33- آنچه از شورای شهر انارک انتظار داریم! ... چه گلایه مند است از کسانی که از وجودش بهره می برند و بی توجه از کنار مسایل و مشکلاتش می گذرند.
34- سوغات سبز از دق سرخ ... در مجاور دق سرخ بدلیل غنی بودن سفره های آب زیر زمینی، مزارع سرسبزی هم وجود دارد.
35- حد و مرز آزادی ... (دکتر میر عبدالرحمن صدریه انارکی) در واقع وجود و طرح خط قرمزهای مختلف در جامعه را نشان فقدان و نپذیرفتن آزادی می داند./حرا-1/4/92/
36- دیدگاه ها تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم!/حرا-1/4/92/
37- روند تکامل ترجمه در قرن اخیر/حرا-1/4/92/
38- تفننی در کنار کار اصلی ... یک فرهنگ جهانی داریم که همگان در سراسر جهان در ساخت آن شریک اند و به ناچار فراگیر می شود./حرا-1/4/92/
 منبع: سایت انارک


انارک

 

تحقیق بافت ومحوطه هااز:احمد کشت گر

  

 

شهر انارک بطول ۵۳ درجه و ۴۲ درجه شرقی از نصف النهار گرینویج و عرض۳۳درجه و ۱۸دقیقه و ۳۰ ثانیه شمالی از خط استوا قرار دارد . شهر انارک تا مرکز شهرستان ۷۲ کیلومتر فاصله و تا مرکز استان ( اصفهان ) ۲۲۰ کیلومتر می باشد این شهر از طریق جاده ترانزیتی طریق الرضا که از شرق می گذرد به استان خراسان و از طریق راه بندرعباس که درآینده احداث خواهد شد تا استان سمنان ادامه می یابد با شمال و جنوب کشور ارتباط پیدا خواهد کرد از لحاظ تقسیمات زمین شناسی ایران جزو ایران مرکزی قرار دارد . از نظر چینه شناسی موجود در مناطق کوهستانی انارک متعلق به دوران پرکامبرین رسوبات متعلق به پرکامبرین عمدتا به رنگ سیاه و سیاه مایل به خاکستری درکل ناحیه گسترش یافته است از نظر زلزله خیزی بعلت وجود گسله های فراوان درمنطقه نشانگر حرکات شدید زمین بعد از حرکات کوهزایی بوده است. انارک که از انار گرفته شده و انار یکی از مقدس ترین درختان است و تقدس خود را تا به امروز درمیان ایرانیان نگهداشته است و از شهرهای قدیمی است که بعلت قدمت طولانی سندی از آن دردست نیست حدود طبیعی و سیاسی این شهر از شمال به امتداد رشته کوههای آهکی دره انجیر، از شرق به کوهستانهای متصل به رشته کوههای شمالی از جنوب به رشته کوهستان کم ارتفاع به نام کوه لاک و چفت و از غرب به دشت هموار و پوسیده از شنهای سیاه رنگ محدود است انارک درشرق شهرستان نائین قرارگرفته و از شمال به کویر نمک از شرق به شمال کویر لوت ازجنوب به اردکان یزد و از غرب به شهرهای اصفهان ، اردستان محدود میگردد. این شهر در حاشیه کویر مرکزی واقع شده و از جهت شمال تا کویر نزدیک به ۱۵۰ کیلومتر فاصله دارد بلندی انارک از سطح دریا ۱۴۷ متر است بدین ترتیب انارک ۱۰۰ متر کوتاهتر از بلندی اصفهان نسبت به سطح آبهای خلیج فارس است مساحت این شهر حدود ۷۹/۷۲۴ هکتار است . فاصله هوائی انارک تا تهران۳۴۲ کیلومتر است . راه آهن کاشان ، یزد از میان دشتی می گذرد که در غرب انارک است

بخش انارک: از شمال به شهرستان های سمنان و دامغان، از خاور به خور و بیابانک (از بخش های نائین)، از جنوب به خرانق (از بخش های اردکان)، از جنوب باختری به حومه نائین و از باختر به شهرستان اردستان محدود می گردد.

تقسیمان کشوری: بخش انارک از شهر انارک و دهستان چوپانان تشکیل گردیده است.

بخش انارک به علت قرار گرفتن در منطقه نیمه کویری از داشتن رودخانه بی بهره بوده و کوه های قابل توجهی نیز در آن به چشم نمی خورد. تنها کوه نسبتاً مرتفع آن دره انجیر است.

کان ها: این منطقه مانند اکثر نقاط کویری و نیمه کویری دیگر از معادن زیر زمینی فراوان و نیز معادن سنگ بهره مند گردیده  که می توان به معدن مس مسکنی (واقع در 30 کیلومتری باختر انارک)، معدن مس تال مسی (واقع در 35 کیلومتری شمال باختری انارک)، معدن سرب نخلک (واقع در 55 کیلومتری شمال خاوری انارک در کوه قلعه بزرگ)، معدن چاه خربزه (واقع در 30 کیلومتری شمال خاوری انارک)، معدن آهن خالو حیدر (واقع در 15 کیلومتری شمال انارک)، معدن آهن بته علم (در 30 کیلومتری شمال انارک)، معدن منگنز (واقع در دامنه باختری کوه باباخالد) و ... اشاره کرد.

جمعیت بخش انارک: بر اساس سرشماری 1355 نزدیک به چهار هزار نفر.

وضع اقتصادی: از نظر اقتصادی بخش انارک در سطح پائینی قرار دارد و به علت نامساعد بودن شرایط محیطی و آب و هوائی هیچگونه کشاورزی و دامداری درخور توجهی صورت نمی گیرد.

حداکثر جمعیت این بخش را کارگران معادن که از نقاط مجاور به این منطقه مهاجرت کرده اند تشکیل می دهند.

جمعیت: بر اساس سر شماری 1355 نزدیک به 2700 نفر را شامل می گردد.

نژاد: آریائی.

زبان: فارسی با گویش محلی.

دین: اسلام، شیعه دوازده امامی.

فرآورده ها: گندم، جو، انار و پسته به مقدار کم در حوالی انارک.

آب کشاورزی فقط از طریق کاریز تهیه می شود و آب آشامیدنی در منبع ذخیره و در اختیار اهالی قرار می گیرد. برق مصرفی شهر انارک از برق سراسری تأمین می گردد.

صادرات: قالی و قالیچه با طرح نائین و نقشه های افشان، ترنجی و بته ای از صادرات محلی انارک است که به مقدار کم صادر می شود. سرب از صادرات مهم انارک از معدن سرب نخلک به شمار می رود که در دست بخش دولتی است.

رستنی ها: از درختان گز و تاغ و از گیاهانی که کاربرد داروئی دارند، به مقدار کم آویشن در پیرامون انارک می روید. هم چنین پوشش گیاهی در حد بسیار ضعیف جهت چرای دام در بعضی از فصول موجود است.

جانوران و پرندگان: روباه، شغال، گرگ و خرگوش در پیرامون انارک دیده می شود.

سازمان های دولتی و ملی: دارای ادارات بخشداری، شهرداری، بهداری، کلانتری، آموزش و پرورش، پست، مخابرات و بانک ملی می باشد.

هم چنین درمانگاه، دو دبستان، دو مدرسه  راهنمائی تحصیلی، دو دبیرستان، یک کتابخانه عمومی، دو (یا سه) باب مسجد و مغازه های گوناگون وجود دارد.

راه ها: دو راه از انارک به اطراف کشیده شده که عبارتند از   1 - راه آسفالته به طول 75 کیلومتر به سمت جنوب باختری که تا نائین امتداد یافته است.   2 - راه آسفالته که به طول حدود 325 کیلومتر به سمت خاور کشیده شده و به مشهد منتهی می شود.

 

 

 

 تاریخچه

 

انارک، یکی از بخش‌های شهرستان نائین است که در شرق استان اصفهان واقع شده است. احتمالاً این شهر در زمان ساسانیان، واحه‌ای بر سر راه معدن نقره نخلک بوده است. دوره‌های پس از آن، یعنی در زمانی که دیگر معدن نخلک به معادن متروک بدل گشته بود، انارک یک شهر ارتباطی بین جنوب و مرکز به شمال ایران به شمار می‌آید، خط سیری که از نائین شروع و به انارک، خور، طبس و سپس مشهد منتهی می‌شود.

 بنای اولین خشت انارک را به اعتبار سخنی منقول، به زمان شاه عباس منسوب می‌‌دارند.

 تنها سند معتبر راجع به ساخت و سازهای انارک , نامه میرزا تقی خان امیرکبیر مبنی بر پرداخت وجهی برای ساخت قلعه‌ای به منظور تأمین امنیت محل از دستبرد راهزنان خطاب به کدخدایان انارک می‌‌باشد.

بقایای برج و بارو، در و دروازه، کوچه و پس‌کوچه‌های باریک و پرپیچ و خم این شهر نشان از اندیشة امنیتی- دفاعی در ساخت بافت شهر دارد. این مجموعه شامل کاروانسرا،مسجد جامع، حمام، حسینیه و خانه‌های مسکونی است که هریک با بهره گیری ازمعماری سنتی ساخته شده اند. کالبد قدیمی انارک، شامل هفت محله است که بر اساس وضعیت طبقاتی، موقعیت مکانی و کاربری محلات نامگذاری شده است و شامل محلات بیابانک، بیک علی، حصار، عرب ها، سراب، قافله گاه و جوباره می‌گردد.بادگیرهای بلند و زیبا، صفه‌های دلنشین، رسمی بندی‌ها و تزئین‌های آجرکاری، فضاهای داخلی و خارجیِ بناها را مزین نموده اند.

 

در زمان شاه اسماعیل صفوی، عبورحکمران طبس امیر شیردم  به اتفاق نوکرش و راهنمایش (پیرمردی از بیابانک) هنگام رفتن به اردبیل در تابستان از انارک می باشد. در آن زمان برای رفتن از بیابانک به اصفهان راه انارک بیش از راه نائین آب داشته و خنک تر بوده است.

در انارک از پشم شتر جاجیم خوب می بافته اند و انارک دارای بادگیرهای چهار طرفه مرتفع و آب انبارهائی بزرگ بوده و نیز در صحرا های انارک گورخرهای زیادی زندگی می کرده اند.

ازکتاب ایران و بابر (انتشارات زرین، نوشته ویلیام ارسکین، ترجمه ذبیح اله منصوری، تیراژ 5000 جلد، زمستان 1366، چاپ ارژنگ، چاپ ششم)

انارک کوچک ترین شهر استان ولی بزرگ ترین بخش ایران می باشد . دارای یکی از زیباترین آسمان های شب و منطقه ای بسیار جذاب و مناسب برای شروع کویر نوردی است.

 

انارک شامل معادن بسیاری از جمله معدن سرب نخلک می باشد و می گویند در انارک هر نوع ماده معدنی را می توان یافت.

قابل ذکر است که دومین فرودگاه هواپیمائی کشوری استان اصفهان در انارک می باشد.

فعلاً انارک شامل  مساجد به اسامی  جامع، حاج محمدرضا ، زکریا و یک حسینیه می باشد.

 


انارک قدیم: راه قدیمی مال رو شتران انارک به ورامین شامل 11 منزل به ترتیب زیر بوده است :

انارک به عشین (6 فرسخ)، عشین به گوهر (7 فرسخ)، گوهر به بوالعظیم (4 فرسخ)، بوالعظیم به چاه شور حاج امین (4 فرسخ)، چاه شور به سفیدآب (7 فرسخ)، سفیدآب به قیلاقه (7 فرسخ)، قیلاقه به باباهماد (4 فرسخ)، باباهماد به کریم خانی (6 فرسخ)، کریم خانی به حصار حسن بیگ (4 فرسخ)، حسن بیگ به قهوه خانه کویر (4 فرسخ) و کویر به ورامین (4 فرسخ)   مجموعاً 57 فرسخ

هنگام ناامنی منازل مورد تاخت و تاز یاغیان و دزدان بوده است به طوری که ملا حیدر انارکی گفته است :

هرآن کس بارتهران را بگیرد     امیدوارم جلودارش بمیرد

تمام منازل حالی به حالی     سفید وقیلاقه آتش بگیرد

(توضیح این که در هنگام حمله تلفات بالا و دو منزل ذکر شده از بقیه نا امن تر بوده است و توصیه به نرفتن می باشد.)

هم چنین:

فلک  ویران  شوی  ویرانه  کردی     انارک را  همه غم خانه  کردی

به بالاخانه هابستی صف جنگ     پی خونریزی خلق کردی آهنگ

و از دیگر شعر های فکاهی این شاعر انارکی:

الاغ جعفرمعصوم بس که هشیار است   ز روی صاحب خویش آن الاغ بیزار است

نه کاه و نه جوی می دهد به آن حیوان   ز گشنگی نظرش سوی کاه دیوار است

 

در سده قبل انارک دارای یک آسیاب بادی (اهر وا به زبان محلی که فقط تلی خاک از آن به جا مانده و در حدود یک کیلومتری جاده انارک بیدچاه بوده است)،  چهار آسیاب گاوی (یکی از آنها در محل منزل مرحوم عظیمی انارکی) و 14 دکان رنگرزی نخ بوده است.

از هفت محله قدیمی انارک محله ی عرب ها از بین رفته است و محل ایلیاتی ها جایگاه استراحت قافله ها بوده است.

 بنای‌ اولین‌ خشت‌ «انارک‌» را به‌ «محمد پهلوان‌» نسبت‌ می‌دهند؛ که‌ به‌ اعتبار سخنی‌ منقول‌، در زمان‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ می‌زیسته‌ است‌. نه‌ زندگیش‌ را اثری‌، و نه‌ مرگش‌ را نشانه‌ایست‌. در نسلها، تحلیل‌ رفته‌؛ و افسانه‌هایش‌، در شعاع‌ آبادی‌، سایه‌افکن‌ شده‌ است‌. پیران‌، از او با حرارت‌ سخن‌ می‌گویند؛ و کودکان‌ و نوجوانان‌، با اشتیاق‌، به‌ قصه‌هایی‌ که‌ از او نقل‌ می‌شود گوش‌ می‌دهند.

 از برج‌ و بارو، و در و دروازه‌هایش‌، پیداست‌ که‌ روزگار چندان‌ خوشی‌ را پشت‌ سر ننهاده‌ است‌. چشم‌ طمع‌ یاغیان‌، همواره‌ به‌ دنبالش‌ بوده‌؛ و خاکش‌، گاه‌ و بیگاه‌، لگد کوب‌ غارتگرانِ تفنگ‌ به‌ دوش‌، گردیده‌ است‌. کوچه‌ و پس‌ کوچه‌های‌ باریک‌ و پر پیچ‌ و خم‌ آن‌، از سواران‌ «نایب‌ حسین‌ کاشی‌» و دار و دستة‌ «علی‌ ورامینی‌»  سخن‌ یاد می‌کند؛ و دندانة‌ هر برج‌ و روزنة‌ شیب‌ دار هر سنگرش‌، یاد دفاع‌ دلیرانة‌ «نایب‌ علی‌»   و تفنگچیان‌ جسور بومی‌ را، زنده‌ می‌سازد.

 بیابانش‌، مستعد روئیدن‌ انواع‌ گیاهان‌ دارویی‌ است‌. اگر ترسال‌ باشد زمین‌، یگ‌ پارچه‌، گل‌ و گیاه‌ می‌شود؛ و فضا را عطرآگین‌ می‌سازد.

 نام‌ محلی‌ آن‌ «نارُسّینَه‌» است‌ که‌ تنها بر زبان‌ اهالی‌، جاری‌ می‌شود.

 وِه‌ پا تاوِل‌، وِ دَسُّم‌ پینَه‌ داری‌ هیوایی‌ خاکی‌ نارُسّینَه‌ داری‌

 از دیوار گلی‌ و کنگره‌ دار دورِ آبادی‌، بیش‌ از چند صد متری‌، بجا نمانده‌ است‌؛ که‌ هنوز، بر سینة‌ خود، زخم‌ گلوله‌ های‌ سواران‌ مهاجم‌ «نائب‌ حسین‌» را التیام‌ نیافته‌، حفظ‌ می‌کند.

 برج‌ کوه‌ «ناصر»ش‌ به‌ همت‌ جوانان‌ غیرتمند آبادی‌، تعمیر شده‌؛ و دو برج‌ دیگر، ساکت‌ و خاموش‌، سیلی‌ خور رگبار بهاری‌، و بازیچة‌ کودکان‌، بر جای‌ خویش‌ مانده‌ است‌. تا سند گویایی‌ بر اطاعت‌ اهالی‌، از فرمان‌ شادروان‌ «میرزا تقی‌ خان‌ امیرکبیر» باشد؛ که‌ در محرم‌ 1267 با خط‌ خود، نامه‌ای‌ خطاب‌ به‌ ریش‌ سفیدان‌ انارک‌، نوشته‌؛ و آنها را متوجه‌ مسئولیت‌ خویش‌، در تعبیة‌ قلعه‌، کرده‌ است‌ که‌ متن‌ آن‌ در ذیل‌ می‌آید . 

 عالیشانان‌، کدخدایان‌ و ریش‌ سفیدان‌ انارک‌ را مرقوم‌ می‌شود. شما متقبل‌ و متعهد شده‌ بودید که‌ مبلغ‌ پانصد تومان‌ از دیوان‌ همایون‌ گرفته‌ در آنجا قلعه‌ تعبیه‌ نمایید و حکم‌ شده‌ بود که‌ نوکر جمّازه‌ سوار، به‌ عالیجاه‌ میرزا حسین‌ خان‌ بدهید از قراری‌ که‌ معلوم‌ و مذکور می‌شود. وجه‌ مسطور را از عالیجاه‌ شیخ‌ علیخان‌ نایب‌ الحکومه‌ گرفته‌اید. مع‌ذالک‌ قلعه‌ را تا حال‌ نساخته‌اید. و نوکر جمّاز سوار هم‌ به‌ عالیجاه‌ مشارالیه‌ نداده‌اید. بالصراحه‌ به‌ شما می‌نویسم‌ که‌ به‌ رسیدن‌ همین‌ نوشته‌ اگر قلعه‌ را نساختید؛ و نوکر مذکور را ندادید محصّل‌ شدید از جانب‌ دیوان‌ همایون‌ مأمور شده‌ آمده‌ و شما را تنبیه‌ و تأدیب‌ کرده‌ وجه‌ مذکور را بالمضاعف‌، از شما خواهد گرفت‌ و مورد سیاست‌ خواهید گشت‌. البته‌ در تعبیه‌ قلعه‌ و دادن‌ نوکر تعلل‌ و تساهل‌ نورزید. ما را چه‌ کم‌ شود؟

 حرّر فی‌ شهر محرم‌ الحرام‌ 1267 

 پیرامون‌ انارک‌ را، از سمت‌ شمال‌ و شمال‌ غربی‌، یک‌ رشته‌ کوه‌ احاطه‌ کرده‌؛ که‌ قلة‌ «دَرَنجیل‌» یا «دَرَنجیر»   در فاصلة‌ شش‌ کیلو متری‌، بلندترین‌ آنهاست‌.

 انارک‌، این‌ حاشیه‌ نشین‌ کویر، هوایی‌ گرم‌ و خشک‌ دارد. شدت‌ تبخیرش‌ فراوان‌، و اختلاف‌ درجه‌ حرارت‌ شب‌ و روزش‌، در فصول‌ مختلف‌ محسوس‌ می‌باشد. رطوبت‌ نسبیش‌، بسیار کم‌، بارندگیش‌، اندک‌ و تابستانش‌، بی‌ باران‌ و طولانیست‌؛ اما شبهای‌ فراموش‌ ناشدنی‌ دارد. از ابتدای‌ شب‌، نسیم‌ ملایم‌ شبانه‌، همچنان‌ می‌وزد؛ و به‌ تن‌ خسته‌، پس‌ از گرمای‌ روز، آرامش‌ می‌بخشد.

بافت قدیم شهر:

 مردم‌، برای‌ گریز از گرما، به‌ اتاقهای‌ بادگیر دار، پناه‌ می‌برند؛ که‌ در بافت‌ قدیم‌ آبادی‌، تعدادشان‌، بسیار زیاد است‌؛ و در بافت‌ جدید، اثری‌ از آنها نیست‌.

 از شواهد چنین‌ پیداست‌ که‌ نخستین‌ مهاجرت‌ به‌ انارک‌ در عصر صفویه‌ صورت‌ گرفته‌ باشد .دامداران‌ و شتربانان‌ که‌ از مراتع‌ سرسبز منطقه‌  تنها در فصولی‌ از سال‌ استفاده‌ می‌ کردند برای‌ همیشه‌ در اینجا ساکن‌ شدند . این‌ سکونت‌ اختیاری‌ و در پاره‌ ای‌ از موارد اجباری‌ بود دور بودن‌ از مرکز قدرت‌ و منازعات‌ محلی‌ و منطقه‌ ای‌ راه‌ را برای‌ مهاجرت‌ کسانی‌ که‌ آرامش‌ طلب‌ بودند و سعی‌ در کنار کشیدن‌ خویش‌ از این‌ کشمکش‌ ها داشتند هموار ساخت‌  اینها حاشیه‌ کویر را بهترین‌  مامن‌ برای‌ زیستن‌ دانسته‌ به‌ آغوش‌ آن‌ پناه‌ جستند و از طریق‌ دامداری‌ و شتربانی‌ وصید و نه‌ از طریق‌ زراعت‌ که‌ به‌ هیچ‌ وجه‌ امکاناتش‌  فراهم‌ نبود به‌ گذران‌ زندگی‌ پرداختند.

 خانه‌ سازی‌ را از محدوده‌ چشمه‌ آب‌ شیرین‌ شروع‌ کردند و از سه‌ جهت‌ به‌ توسعه‌ آن‌ پرداختند و یک‌ جهت‌ را که‌ هموارتر بود و زیر پای‌ چشمه‌ قرار داشت‌ برای‌ احداث‌ باغ‌ و باغچه‌ ، درنظر گرفتند .برای‌ انجام‌ فرایض‌ دینی‌ خود در کنار چشمه‌ اطاقکی‌ از خشت‌ خام‌  و گل‌ بر پا داشته‌ نامش‌ را مسجد ذکریا نهادند.اما این‌ مسجد با فضای‌ محدود خود جوابگوی‌ جمعیتی‌ که‌ هر روز فزونی‌ می‌ گرفت‌ نبودبه‌ ناچار دست‌ به‌ کار تسطیح‌ زمین‌ ناهموار و صخره‌ ای‌ جانب‌ شمال‌ غرب‌ چشمه‌ شدند از معماران‌ و مهندسین‌  صاحب‌ نام‌ یاری‌  طلبیدند کوره‌ های‌ آجر پزی‌ را ددر گوشه‌ وکنار آبادی‌ به‌ کار انداختند و ساختمان‌ مسجد حاج‌ محمد رضا را آغاز کردند .از قدیمی‌ ترین‌ ماخذی‌ که‌ در باره‌ پیشینه‌ انارک‌ می‌ توان‌ نام‌ برد محراب‌ همین‌ مسجد است‌ که‌ بر روی‌ آن‌ ابیاتی‌ گچ‌ بری‌ شده‌ وجود داشت‌ و تاریخ‌ اتمام‌ مسجد را به‌ سال‌ 1181هجری‌ قمری‌ نشان‌ می‌ داد.این‌ گچ‌ بری‌ زیبا و با ارزش‌ را دست‌ تغافل‌ ابنای‌ روزگار در اوایل‌ دهه‌ 1360 خورشیدی‌ به‌ نابودی‌ کشاندو دوستداران‌ هنر و علاقمندان‌ به‌ میراث‌ ادب‌ و فرهنگ‌ گذشتگان‌ را برای‌ همیشه‌ از لذت‌ دیدار ان‌ محروم‌ کرد .

 بدون‌ تردید این‌ مسجد که‌ با ظرافتی‌ خاص‌ در کنار چشمه‌ آب‌ بنا شده‌ و هنوز هم‌ در مراسم‌ مختلف‌ از آن‌ استفاده‌ می‌ شودبی‌ آنکه‌ حاضران‌ از نظر جا در تنگنا باشند- یادگار دوره‌ شکوفایی‌ و آبادانی‌ انارک‌ است‌ .سال‌ پایان‌ پذیری‌ ساختمان‌ مسجد با اوایل‌ حکومت‌ کریم‌ خان‌ زند تقارن‌ دارد. خان‌ زند پس‌ از مرگ‌ نادر شاه‌ با علیمردان‌ خان‌ بختیاری‌ و ابوالفتح‌ خان‌  در اصفهان‌ حکومت‌ سه‌ گانه‌ تشکیل‌ داد . آنان‌ از دودمان‌ صفویه‌ نوه‌ شاه‌ سلطان‌ حسین‌ را به‌ نام‌ شاه‌ اسماعیل‌ سوم‌ به‌ سلطنت‌ نشاندند .پس‌ از کشته‌ شدن‌ ابوالفتح‌ خان‌ حاکم‌ اصفهان‌ به‌ دست‌ علیمردان‌ خان‌ نایب‌ السلطنه‌  کریم‌ خان‌ طی‌ جنگهای‌ بسیار  مخالفان‌ را از سر راه‌ برداشته‌ در 1187 هجری‌ قمری‌ شاه‌ اسماعیل‌  را از پادشاهی‌ بر کنار کرد. و خود به‌ عنوان‌ وکیل‌ الرعایا زمام‌ امور را به‌ دست‌ گرفت‌ .سال‌ اتمام‌ بنای‌ مسجد حاج‌ محمد رضا در انارک‌ سه‌ سال‌ پس‌ از عزل‌ این‌ شاهزاده‌ صفوی‌  از سلطنت‌ بوده‌ که‌ ماده‌ تاریخ‌ آن‌ در آخرین‌ بیت‌ شعر گچ‌ بری‌ شده‌ بر محراب‌ به‌ صورت‌ زیر آمده‌ است‌.

بهر تاریخش‌ چنین‌  ساقی‌ جنت‌ زد رقم‌        باز ایزدش‌ بیچون‌ دهد  (او را بهشت‌ اندر جزا)


 زمینش‌ در شیب‌ تند رشته‌ کوهی‌ که‌ از شمال‌ شرق‌ تا شمال‌ غرب‌ کشیده‌ شده‌ پر از تپه‌ و ماهورهایی‌ است‌ که‌ در گویش‌ محلی‌  ( کولوت‌ )نامیده‌ می‌ شود .کلوت‌ هایی‌ که‌ در سالهای‌ پر باران‌ ،هر بذر خشکیده‌ و خفته‌ در دل‌ خاکشان‌ جان‌ می‌ گیرد و بوی‌ خوش‌ گلهای‌ آویشن‌ ،درمنه‌ ،و دیگر گیاهان‌ دارویی‌ مشام‌ جان‌ را نوازش‌ می‌ دهد.زیبایی‌ چشم‌ گیر و مسحور کننده‌ گلهای‌ بسیار ریز تنگس‌ که‌ در بهمن‌ ماه‌ شکوفا می‌ شود همراه‌ با رایحه‌ تلخ‌ بادام‌ کوهی‌  که‌ در اسفند ماه‌ به‌ گل‌ می‌ نشیند آنچنان‌ تاثیری‌ در تماشگر طبیعت‌ دارد که‌ هر گز فراموشش‌ نمی‌ شود.

 برج‌ ( حاج‌ عبدالرحیم‌) و (پیرمردان‌ ) ‌ که‌ اینک‌ رو به‌ ویرانی‌ میرود همراه‌ با حصار گنگره‌ دار دور آبادی‌ که‌ بیش‌ از صد متری‌ از آن‌ به‌ جا نمانده‌ ولی‌ هنوز بر سینه‌ خود زخم‌ گلوله‌ های‌ توپ‌ (نایب‌ حسین‌ )را التیام‌ نیافته‌ حفظ‌ می‌ کند گویای‌ روزگار نه‌ چندان‌ خوشی‌ است‌ که‌ انارک‌ پشت‌ سر نهاده‌ است‌.

 اسکار فن‌ نیدر مایر آلمانی‌ که‌ در اوایل‌ جنگ‌ اول‌ جهانی‌ به‌ سرپرستی‌ هیاتی‌ تا مرکز ایران‌ نفوذ کرده‌ و از آنجا به‌‌ افغانستان‌ می‌ رود در کتابی‌ تحت‌ عنوان‌ (زیر آفتاب‌ سوزان‌ ایران‌)ترجمه‌ کیکاوس‌ جهانداری‌ چنین‌ می‌ نویسد.

 (انارک‌ که‌ بین‌ کوههای‌ صخره‌ ای‌ خدنگ‌ و بی‌ بار پناه‌ گرفته‌ بود در زمان‌ گذشته‌ ای‌ نه‌ چندان‌ دور آبادی‌ متمکنی‌ به‌ شمار می‌ آمد که‌ عبور و مرور کاروانها-آنهم‌ نه‌ چندان‌ کم‌ -از آن‌ انجام‌ می‌ گرفت‌.خشک‌ شدن‌ چند رگه‌ اصلی‌ آب‌ و دستبردهای‌ متعدد دزدان‌ و راهزنان‌ اندک‌ اندک‌ سکنه‌ را از آنجا راند و امروز فقط‌ چند تن‌ از شبانان‌ در آنجا اقامت‌ دارند.در میان‌ این‌ آبادی‌ که‌ روزگاری‌ پیش‌ به‌ خوبی‌ و سلیقه‌ ساخته‌ شده‌ ، در کنار میدان‌ بزرگی‌ کاروانسرایی قرار داشت‌ که‌ گردا گرد آن‌ در شعاعی‌ بزرگ‌ که‌ سایر خانه‌ ها که‌ قسمتی‌ از آن‌ ظاهرا متعلق‌ به‌ مردم‌ چیز دار بود به‌ چشم‌ می‌ خورد فقط‌ این‌ کاروانسرا مورد استفاده‌ بود در حالی‌ که‌ اغلب‌ خانه‌ های‌ دیگر که‌ در حیاط‌ و پشت‌ بامهای‌ آنها علف‌ روییده‌ بود غیر مسکون‌ مانده‌ بود.بر فراز تمام‌ بلندیها، دورتا دور، برجهای‌ دیده‌ بانی‌ و استحکامات‌ کوچکتر وجود داشت‌ که‌ تقریبا تا تپه‌ های‌ دامنه‌ های‌ کوه‌ پیش‌ می‌ رفت‌ و این‌ محل‌ را که‌ خود به‌ خود در اثر وضع‌ طبیعی‌ اشمحفوظ‌ و محصور بود به‌ قلعه‌ ای‌ که‌ به‌ ا آسانی‌ قابل‌ تسخیر نبود بدل‌ می‌ کرد بدون‌ تردید مردمی‌ غنی‌ تر و فهمیده‌ تر به‌ کار ساختن‌ این‌ آبادی‌ علاقمند بودهاند،آخر کوههای‌ اطراف‌ آبادی‌ به‌ علت‌ داشتن‌ معادن‌ غنی‌ شهرت‌ داشته‌ است‌.)دور و برش‌ را مزارع‌ دایر و بایری‌ فراگرفته‌ است‌ که‌ پراکنه‌ اند و متروک‌ ،هر حبه‌ اش‌ به‌ کسی‌ می‌ رسد و هر دانگ‌ و نیم‌ دانگش‌ را به‌ نام‌ کسی‌ می‌ خوانند از این‌ روی‌ بی‌ کس‌ مانده‌ اند و مهجور ،با قناتهای‌ خشکیده‌ یا کور شده‌ وخارج‌ از توان‌ و حوصله‌ وارثان‌ مالکان‌ دیروزی‌.

        نه‌ یک‌ کس‌ تواند که‌ سازد دو کار          که‌ آنرا پسندند ارباب‌ هوش‌
        دو کس‌ نیز در یک‌ عمل‌ ضایعند          که‌ دیگ‌ شراکت‌ نیاید به‌ جوش‌

 اولین‌ انارکی‌ از زواره‌ ،اردکان‌ و دیگر شهرهای‌ دور و نزدیک‌ آنهم‌ نه‌ در کوتاه‌ زمان‌ بلکه‌ در طی‌ سالیان‌ دراز،روانه‌ این‌ خطه‌ شدند و ماندگار گردیدند .پای‌ باریکه‌ آبی‌ نشستند و در تامین‌ معاش‌ به‌ تلاش‌ برخاستند،در دل‌ کوهها ،فراز تپه‌ ها وزرفای‌ دره‌ ها،هر جا که‌ جلوه‌ گاه‌ همتشان‌ بود آزاد آزاد چونان‌ پرنده‌ ای‌ که‌ عرصه‌ گیتی‌ قلمرو پرواز آنهاست‌  به‌ جستجو بر خاستند.

 در این‌ کویر تفیده‌ اول‌ سراغ‌ (آب‌)این‌ مظهر زندگی‌ مادی‌ را گرفتند تا نانشان‌ مهیا گردد، تا بتوانن‌ پیوند خویش‌ را با خاک‌ حفظ‌ کنند.بیفشانند ،برویانند،خرمن‌ کنند و انبار سازند تا ذخیره‌ زمستانشان‌ باشد.

 از این‌ اجتماع‌ در حال‌ رشد ،جمعی‌ به‌ بیابان‌ روانه‌ شدند. در پهنه‌ دشت‌ دست‌ نخورده‌ منطقه‌  هر جاکه‌ نشانی‌ از نم‌ ونا بود از نگاه‌ تیز بینشان‌ پنهان‌ نماند .به‌ هر زحمتی‌ که‌ بود قناتهارا کندند و پشته‌ ها را بر داشتند و آب‌ ذلال‌ را ،تفاوتی‌ نداشت‌ شور باشد یا شیرین‌ ،از دل‌ زمین‌ بر روی‌ آن‌ جاری‌ ساختند.آنها زندگی‌ ر ا از هیچ‌ آغاز کردند با امکاناتی‌ که‌ در همین‌ حد بود اما سرمایه‌ گرانقدر پشتکار و همت‌ ،ضامن‌ کار آنها بود و این‌ ضمانت‌ یاریشان‌ کرد تا به‌ همه‌ چیز از دیدگاه‌ خودشان‌ برسند و این‌( همه‌ چیز) را مصئون‌ نگاه‌ دارند.

 آنها که‌ مردان‌ خدا بودند ایمانشان‌ را حفظ‌ کردندمگر نه‌ ساعات‌ شب‌ پس‌ از تلاش‌ روزانه‌ ،در زیر آسمان‌ پر ستاره‌ کویر ،خوشترین‌ زمان‌ راز ونیاز کردن‌ با خداوندگار است‌!در شب‌ ،انسان‌ شیفته‌ تر می‌ شود و مظاهر زندگی‌ مادی‌ را از نظر دور میسازد ب‌ه‌ آسمان‌ که‌ می‌ نگرد عظمت‌ خالق‌ هستی‌ را به‌ یاد می‌ آورد و به‌ خویشتن‌ که‌ نظاره‌ می‌ کند حقارت‌ خویش‌ را . و آنان‌ که‌ اندوخته‌ ای‌ داشتند ، کوشیدند تا آن‌ را، از گزند حوادث‌ ، ایمن‌ نگاه‌ دارند.

 طوایف‌ مختلف‌ ، از سادات‌ ،عوام‌، و خواص‌، با سنن‌ متفاوت‌ ،یکی‌ از زواره‌، و دیگری‌ از اردکان‌ ،یکی‌  کشاورز، و دیگری‌ شتر دار ،یکی‌ در بهار، و دیگری‌ در پاییز، در محدوده‌ چشمه‌، رحل‌ اقامت‌ افکندند.نقطه‌ تلاقیشان‌ ، نقطه‌ اتحاد و یگانگی‌ شد.آنها با یکدیگر قرار زیستن‌ گذاشتند، خیلی‌ زود، زبان‌ یکدیگر را فهمیدند و به‌ یکدیگر، دست‌ دوستی‌ دادند ،آبشان‌، در یک‌ جوی‌ ، به‌ جریان‌ افتاد وگندمشان‌، دریک‌ آسیاب‌ ،نرم‌ شد .پای‌ ارادت‌ ،از آستان‌ یکدیگر نکشیدند تا خصم‌ برون‌ و دشمن‌ درون‌ را،از میان‌ بر داشتند . و چه‌ زود ،امکانات‌ این‌ تفاهم‌ ،فراهم‌ شد.به‌ زودی‌، سنت‌ یک‌ شد ،هدف‌، یکی‌ شد،گویش‌ ،یکی‌ شد،همه‌ ، یکی‌ شدند تاانارکی‌ شدند و ماندند و زیستند تا دیگر بار، همان‌ عواملی‌ که‌ اجدادشان‌ را، به‌ دین‌ سامان‌ کشانده‌ بود احفادشان‌ را، از این‌ مکان‌ ،کوچاند.

 نایب‌ حسین‌ ، آمد ،ورامینی‌ ،آمد ،بلوچها، آمدند جنگ‌ و قحطی‌ و خشکسالی‌ آمد و اینها، دسته‌ دسته‌ رفتندزیرا همه‌ چیز غارت‌ شده‌ بود . نه‌ امنیتی‌ ،بود که‌ در پناه‌ آن‌ بتوان‌ ، بی‌ دغدغه‌ زیست‌ و نه‌ ثروتی‌، که‌ بتوان‌ آن‌ را، به‌ کار انداخت‌ و از منافعش‌ ،امورات‌ خویش‌ را گذراند.

 عمده‌ کار مردم‌ ،انتقال‌ مایحتاج‌ ساکنان‌ شهرهای‌ دور و نزدیک‌ ،از طریق‌ کاروانان‌ شتری‌ بود که‌ صاحبانشان‌ انارکی‌ بودند (1)آنها، کالاهای‌ انگلیسی‌ را، که‌ در بندرهای‌ خلیج‌ فارس‌، مخصوصا در بوشهر ،تخلیه‌ می‌ گردیدو بعد به‌ یزد آورده‌ می‌ شد با کاروان‌ های‌ کوچک‌ و بزرگ‌ خود، به‌ شمال‌ می‌ بردند و رفاه‌ و ثروت‌ را، به‌  آبادی‌ بر میگرداندند اما، در مسیرشان‌ ، بخصوص‌ در تنگه‌ ها و دهانه‌ ها چون‌ دهانه‌ ( لاریون‌) (2) و حوض‌  (ابریشم‌) همیشه‌ با خطر هجوم‌ رازنانی‌ روبرو می‌ شدند که‌ از دور ترین‌ استانهای‌ ایران‌ ، خودرا به‌ این‌ منطقه‌ ، رسانده‌ دست‌ به‌ دزدی‌ و غارتگری‌ می‌ زدند و ناامنی‌ را، حاکم‌ بر محیط‌ آرام‌ آن‌ ، می‌ کردند.

 کوچیدن‌ ، و به‌ عبارت‌ دیگر جلای‌ وطن‌ ، هر چند برایشان‌ ،تلخ‌ و جانگداز بود،اما ناگزیر ار انجام‌ آن‌ بودند.این‌ ، گناهشان‌ نبود که‌سرزمین‌ پدری‌ خویش‌ را، با آن‌ همه‌ یادها و یادگارها، رها می‌ ساختند که‌ بشر برای‌ حفظ‌ آنچه‌ را که‌ محترم‌ می‌ شمارد چون‌ اعتقادات‌ درونی‌ ، وآنچه‌ را که‌ عزیز می‌ دارد چون‌ خانواده‌ باید به‌ تلاش‌ بر خیزد.

 اولین‌ گروهشان‌ ،به‌ شاهرود و سمنان‌ میرود که‌ برایشان‌ ، دو شهرآشنا و شناخته‌ شده‌ای‌ است‌ و دیگر گروه‌ ها، بلاد کوچک‌ وبزرگ‌ دیگر را، در استانهای‌ مجاور، انتخاب‌ می‌ کنند هر چند ،با مرور زمان‌ ،اختلاط‌ و آمیزش‌ آنها با طوایف‌ دیگر ،بیشتر می‌ شود و انارکی‌ بودنشان‌ ، کم‌ رنگ‌ می‌ گردد ، بسیارندکسانی‌ که‌ در گوشه‌ وکنارایران‌ ،باآنکه‌ سرزمین‌ آباء و اجدادی‌ خویش‌ را ندیده‌ اند ،گویش‌ محلی‌ خویش‌ را، که‌ مظهر قومیت‌ و نشان‌ وحدتشان‌ است‌، حفظ‌ کرده‌ و به‌ اولاد خویش‌ ،آموزش‌ داده‌اند .

«انارک‌»، در دل‌ بیابانی‌ وسیع‌، تنها افتاده‌ است‌. سالهاست‌ که‌ همچنان‌ سنگینی‌ بارِ بی‌آبیِ آزار دهنده‌ای‌ را، بر دوش‌ خویش‌ کشیده‌، سوخته‌ و ساخته‌ است‌.

فاصله‌اش‌ تا نائین‌، نزدیک‌ترین‌ همسایة‌ حاشیه‌ نشینِ کویری‌ او، هفتاد و پنج‌ کیلو متر است‌؛ که‌ از بیابانی‌ هموار می‌گذرد.

بلندیش‌ از سطح‌ دریا، هزار و دویست‌ و بیست‌ متر؛ و اختلاف‌ ساعتش‌ با تهران‌، پانزده‌ دقیقه‌ است‌. طول‌ جغرافیائیش‌ را، پنجاه‌ و دو درجه‌ و بیست‌ و پنج‌ دقیقه‌، و عرض‌ آن‌ را، سی‌ و سه‌ درجه‌ و بیست‌ و پنج‌ دقیقه‌ به‌ حساب‌ آورده‌اند.

حول‌ و حوش‌ آن‌ را، مزارع‌ کوچک‌ و بزرگی‌ فرا گرفته‌ است‌؛ که‌ پراکنده‌اند و متروک‌. هر حبه‌اش‌ به‌ کسی‌ می‌رسد؛ و هر دانگش‌ را به‌ نام‌ مالکی‌ می‌خوانند. از این‌ روی‌، بی‌کس‌ مانده‌است‌ و مهجور. قناتهایشان‌، یا کور شده‌؛ یا خشکیده‌اند و کسی‌ را حوصله‌ یا توان‌ لایروبی‌ و کار، در چنین‌ مزارع‌ اشتراکی‌ نیست‌.

نامش‌، از نام‌ میوه‌ای‌ ارزشمند، همانند نام‌ دهها آبادی‌ دیگر، چون‌ نیستانک‌، بیابانک‌، بیدک‌، کوهک‌، کاریزک‌، حصارک‌، دشتک‌، کهریزک‌ و انجیرک‌ که‌ هریک‌، وجه‌ تسمیة‌ بخصوصی‌ دارند؛ و در گوشه‌ و کنار ایران‌ پراکنده‌اند، موجودیت‌ یافته‌ است‌.

قدمت‌ یکی‌ دو روستایش‌، بیش‌ از خود آبادیست‌. با برجی‌ و قلعه‌ای‌؛ که‌ حکایت‌ از گذشته‌ای‌ پر ماجرا دارند. یکی‌ «معلاّ» است‌؛ که‌ در بهار و تابستان‌، ییلاق‌ نشین‌ گروهی‌ خرده‌ مالک‌ می‌باشد. آبی‌ خوش‌ دارد و زردآلویی‌ خوشتر. سر سبز است‌ و طرب‌ انگیز. افتاده‌ در شیب‌ تند دامنه‌ای‌ که‌ دو پهلویش‌ را، قلّه‌های‌ سر به‌ فلک‌ کشیده‌ احاطه‌ کرده‌ است‌؛ و خیلی‌ زود خورشید را، در پناه‌ خود می‌گیرند؛ و بر اطاقکهای‌ گلی‌ و محقر، سایه‌ می‌گسترند. دیگری‌ اَشین‌ است‌؛ که‌ پسوند فامیل‌ بسیار کسانیست‌ که‌ این‌ آبادی‌، زادگاه‌ اجدادیشان‌ بوده‌ است‌.   و اینک‌، بر فراز تپه‌ای‌، دیده‌ به‌ ره‌ دوخته‌؛ تنهایی‌ خویش‌ را فریاد می‌زند.

 حوضها:

  در زمانهای‌ گذشته‌، افرادی‌ خیّر و نیکوکار، برای‌ سیراب‌ کردن‌ تشنگان‌ وادی‌ کویر، و چوپانان‌ و گوسفندانشان‌ و دیگر افرادی‌ که‌ یا ساکن‌ اطراف‌ بوده‌اند و یا رهگذرانی‌ که‌ به‌ سمت‌ و سویی‌ می‌رفته‌اند، به‌ نیت‌ نذر یا خیر خواهی‌، اقدام‌ به‌ حفر و ساختن‌ حوضهایی‌، در مسیر کاروانها می‌کردند؛ که‌ از آب‌ باران‌ پر می‌شد؛ و هنوز تعدادی‌ از آنها پا بر جا و مورد استفاده‌ است‌.

 از این‌ حوضهای‌ ساخته‌ شده‌ در بیابان‌، می‌توان‌ به‌ نامهای‌ زیر اشاره‌ کرد:

 

 ایسماعُلُن‌، پیَرجن‌، چَه‌ شورة‌ بالا، چَه‌ شورة‌ پایین‌، چَه‌ گربه‌، حاج‌ لطفی‌، حوضی‌ ابریشُم‌، دو رَهی‌ طالمسی‌، دیهِن‌ لاریون‌، شیخ‌ حسن‌، عَلِم‌ حاجی‌ باقری‌،

 

 دهانه‌ ها: 

 قسمت‌ تنگ‌ شدة‌ راه‌ بین‌ دو کوه‌، یا دو تپه‌، یا مسیر رودخانه‌ را گویند که‌ به‌ لهجة‌ محلی‌ «دیهِن‌» گفته‌ می‌شود. از دهانه‌ های‌ موجود، در منطقه‌، می‌توان‌ به‌ اسامی‌ زیر اشاره‌ کرد:

 مَحمید ـ قُطنی‌ ـ سُرخو ـ لاریون‌ ـ تِنگو. 

 کالها:

 کال‌، محوطه‌ای‌ است‌ که‌ در اثر فعل‌ و انفعالات‌ طبیعی‌، در کوه‌، یا تپه‌ ایجاد می‌شود؛ و سر پناه‌ انسان‌ یا گوسفندان‌ می‌گردد. از میان‌ کالهای‌ معروف‌، می‌توان‌ اسامی‌ زیر را بر شمرد:

 کال‌ اسب‌ ـ کال‌ دیو ـ کال‌ سیاه‌ چو ـ کال‌ شیرینه‌ ـ کال‌ صفی‌ اوای‌ ـ کال‌ عودُلحمید ـ کال‌ علی‌ عسکر ـ کال‌ کافی‌ ـ کال‌ کبیرو ـ کال‌ گرّ ـ کال‌ ماستی‌ ـ کال‌ ممّد پهلوون‌ (گربه‌ای‌) ـ کال‌ نیسه‌ ـ کال‌ وَغّو.  

 کَنده‌ (زاغه‌):

 به‌ فضایی‌ سر پوشیده‌ گفته‌ می‌شود؛ که‌ در دل‌ تپه‌ای‌ خاکی‌، یا زمین‌ صاف‌، ایجاد می‌شود؛ و سرپناه‌ زمستانی‌ گوسفندان‌ و دیگر احشام‌ است‌. کنده‌های‌ عمدة‌ انارک‌ عبارتند از:

 اشین‌ ـ حاج‌ مهدی‌ ـ حسن‌ آقا ـ حسین‌ رجایی‌ ـ سیلچو ـ شمسی‌ ـ قربون‌ اَوای‌  ـ ممّد فریدونی‌ ـ میر سید علی‌.

 گدار ها:

 گدار یا گذار یا گذاره‌، در لغت‌، به‌ معنی‌ محل‌ عبور و گذر و معبر است‌؛
 و گذرگاه‌ میان‌ کویر، باتلاق‌ و رودخانه‌ را نیز می‌گویند. بی‌گدار به‌ آب‌ زدن‌: بی‌احتیاط‌ به‌ کاری‌ قیام‌ کردن‌ است‌. از گدارهای‌ معروف‌ منطقه‌، به‌ اسامی‌ زیر می‌توان‌ اشاره‌ کرد:

 اُلّو ـ اُشتُر مَرتَه‌ ـ وییاونَک‌، بِندی‌ زرد، پازناو، پَتیار، تِنگی‌ لونَه‌، تیرتیلِنگو، چَه‌ پیلِنگ‌، خُلخ‌، خُلی‌، خیریتی‌، زِنجیرگَه‌، شورَچّه‌، سِنگ‌ بُر، سَوزَچّه‌، سیاکُه‌، زیلی‌ گاو، خَربیزَه‌ای‌، سیبَرز، قوچو، مِسکِنی‌، مزرا حاج‌ مهدی‌، معراجی‌، قدیر، میحلاّ، هیزُم‌ چَه‌، یَشم‌، پیوک‌، کُنجی‌ چِمبه‌.

  هیمادها

 هیماد، تپه‌ یا پشتة‌ بلند بر آمده‌ از زمین‌ را گویند. از این‌ نمونه‌، اسامی‌ زیر
 را می‌توان‌ نام‌ برد:

 تنگزی‌ ـ دراز ـ پوزَگَه‌ ـ مورچه‌ چو   ـ گازرو ـ گورة‌ خراسانی‌ ـ دمبی‌ عظیم‌.عَلِم‌ صدراَوای‌ ، کُتُل‌، طیویله‌، مَمّد اَوای‌ ، میهندس‌ اکبری‌، عظیمی‌، پور ایسماعِل‌ مؤمن‌، میشجّری‌، عباسی‌، حاج‌ ممّد رحیم‌، مزرا حاج‌ مهدی‌ و حوضی‌  کیویر جندق‌ که‌ «سون‌ هِدین‌» سیاح‌ اروپایی‌، در کتاب‌ خود به‌ نام‌ «کویرهای‌ ایران‌» به‌ آن‌ اشاره‌ای‌ دارد. او می‌نویسد:

 مصالح‌ ساختمانی‌ حوض‌ حاشیة‌ کویر جندق‌ را، در سال‌ 1901 مردی‌ از انارک‌ وقف‌ کرده‌ است‌.

 


مزارع اطراف انارک :

- اسماعیلان و محمدآباد در فاصله ۶کیلومتری جنوب شهر انارک دارای ۹ خانوار سکنه با جمعیتی بالغ بر۲۵ نفر 
محصولات کشاورزی : جو – انار – پسته

- پیوک در فاصله ۶ کیلومتری شرق انارک واقع شده و دارای دو خانوار سکنه می باشد.
محصولات کشاورزی چندانی ندارد ولی خوش آب و هوا می باشد.

- علم صدرآباد و علم حاج باقری در فاصله ۲۴ کیلومتری محورانارک – چوپانان و تا انارک حدودا ۵۰ کیلومتر فاصله دارد و خالی از سکنه و بیشتر محل استقرار دامداران محلی است.

- معلا در فاصله ۱۲ کیلومتری محور انارک و چوپانان و درفاصله ۴۰ کیلومتری شرق انارک واقع شده است. دارای سکنه حدود ۵ خانوار باجمعیت حدود ۲۰ نفر – خوش آب و هوا و دارای محصولات کشاورزی : انار – انجیر و زردآلو است.

- نخلک درفاصله ۴۵ کیلومتری انارک واقع شده و درحال حاضر فقط محل استقرار کارکنان و کارگران معدن سرب می باشد و سکنه دائمی ندارد.

- چاه گربه دارای ۲ خانوار سکنه با جمعیت ۵ نفر 
محصولات کشاورزی : جو – یونجه – انار و انگور


- روستای چوپانان ( مرکز دهستان چوپانان ) :
درفاصله 
۹۵ کیلومتری شرق انارک واقع شده دارای جمعیتی حدود ۱۴۶۵ نفر در قالب ۴۵۰ خانوار – شغل عمده اهالی : کشاورزی و دامداری – میزان زمین زیر کشت ۳۰ هکتار
محصولات کشاورزی عمدتا گندم – یونجه – سیفی کاری – انار – زردآلو – سیر و انگور


- روستاهای اطراف چوپانان :

- حجت آباد درفاصله ۱۰ کیلومتری غرب چوپانان درحال حاضر خالی از سکنه است و کشاورزان آنجا در چوپانان سکونت دارند.
محصولات کشاورزی : گندم – جو – انار و یونجه

- آشتیان درفاصله ۱۵ کیلومتری غرب چوپانان درحال حاضر دارای ۱۰ خانوار سکنه می باشد و بقیه اهالی در چوپانان ساکن می باشند.
محصولات کشاورزی : گندم – جو – انار و یونجه


مزارع موتوری که بعدازاتقلاب اسلامی دراطراف چوپانان و درمسیر انارک به چوپانان ایجاد شده عبارتند از :

۱- مزرعه نمونه دارای ۲ خانوار و با جمعیت ۱۰ نفر
محصولات کشاورزی : گندم – جو – انار – پسه و سیفی کاری
۲- اسلام آباد خالی از سکنه که شرکا در چوپانان سکونت دارند.۳- مزرعه وحدت۴- مزرعه گلبهار۵- مزرعه دکتر هنرآموز۶- مزرعه اسلام آباد۷- مزرعه گوگر آباد۸- چاه دکتر داوری۹- نورآباد شتاقی۱۰- مزرعه جواد۱۱- مزرعه دکتر جعفری و مزرعه یزدانی که همگی خالی از سکنه و کشاورزان اکثرا در مرکز دهستان چوپانان سکونت دارند.

- زالوبند دارای ۳ خانوار سکنه با جمعیت ۱۳ نفر
محصولات عمده کشاورزی :‌گندم – جو و یونجه

- عباس آباد دارای یک خانوار سکنه و فاصله آن تا مرکز دهستان ۱۲ کیلومتر و عمده محصولات کشاورزی آن انار و انجیر است.

 

سایر مزارع و مکانهای اطراف شهر انارک که درحال حاضر خالی از سکنه می باشند:

- مزرعه حاج مهدی درفاصله ۲۵ کیلومتری شهر انارک
- مزرعه حاج باقری درفاصله 
۳۰ کیلومتری شهر انارک
- مزرعه عشین درفاصله 
۶۰ کیلومتری شهر انارک
- مزرعه زوار درفاصله 
۶۴ کیلومتری شهر انارک
- طالمسی درفاصله 
۳۷ کیلومتری شهر انارک
- مزرعه مرغاب درفاصله 
۲۵ کیلومتری شهر انارک
- مزرعه عبدالکافی درفاصله 
۱۴ کیلومتری شهر انارک
- مزرعه چاه شور علیا و سفلی درفاصله 
۲۰ کیلومتری
- مزرعه سهیل سفلی درفاصله 
۳۵ کیلومتری شهر انارک
- مزرعه سهیل علیا درفاصله 
۴۵ کیلومتری شهر انارک
- مزرعه چاه خربزه درفاصله 
۳۵ کیلومتری شهر انارک
- مزرعه جیربو درفاصله 
۱۰ کیلومتری شهر انارک
- مزرعه چاه درختک درفاصله 
۴۵ کیلومتری شهر انارک
- مزرعه قبله درفاصله 
۷۰ کیلومتری شهر انارک
- مزرعه بیده چاه درفاصله 
۶ کیلومتری شهر انارک
- مزارع و سکونت گاههای اطراف چوپانان که درحال حاضر خالی از سکنه می باشد:
۱- عروسان در فاصله ۱۲۵ کیلومتری انارک۲- مزرعه کبودان در فاصله ۱۳۰ کیلومتری انارک۳- مزرعه مهدی آباد در فاصله ۱۱۰ کیلومتری انارک


اطلاعات معادن اطراف انارک :

- معدن طالمسی در فاصله ۳۷ کیلومتری
- معدن مسکنی در فاصله 
۳۳ کیلومتری
- معدن سیاه کوه در فاصله 
۱۰۸ کیلومتری
- معدن سرب نخلک در فاصله 
۴۸ کیلومتری
 


منابع:

 

انارک از نگاه دیگران: آیت ا.. صادق خلخالی درکتاب خاطرات در تبعید (نشر انتشارات راه امام، چاپ شرکت افست اسفند 59) از صفحه 6 تا 30 به شرح خاطرات خود از انارک در سال 1352 پرداخته است.

سایت: http://www.anarak.com