X
تبلیغات
رایتل

چوپانان زادبوم من

تو مادر منی

در پی اتفاقی که در محرم 1389 در چوپانان اتفاق افتاد که در شب عاشورا عده‌ای برای اخراج زنی از چوپانان به خانه‌اش حمله بردند و هر چند در خانه نبود و پیش از آمدن جمعیت گریخته بود و این حرکت رفتارهایی در فضای مجازی ایجاد کرد که با نوشتن مقاله‌ای توسط آقای محمد مستقیمی آغاز شد و بعد آقای ذبیح مرتضوی پاسخی بدان داد و چند نوشته دیگر و ابراز نظر خوانندگان و نظرات آنان در این صفحه گردآوری شد از آنجا که با همه‌ی تناقض‌ها و فحاشی ها که اتفاق افتاد ظاهراً یک حرک فرهنگی مثبت بود در صدد برآمدم گردآوری کنم هرچند نظمی ندارد مقاله‌ها به دنبال هم آمده است و نظران هم یک جا آمده این مقالات و نظرات به مرور نوشته شده اما چون کپی شده بود جداگانه امکان نداشت پست شود ناچار به صورت یک مجموعه درآمد با پوزش از خوانندگان:

دهکده پاک

این چند سطر خیلی وقت است نگاشته شده اما امکان انتشار آن در فتوبلاگ نبود تا امروز. این گمان پیش نیاید که آتش زیر خاکستر را دوباره می‌خواهم شعله‌ور کنم از قضا می‌خواهم آن را خاموش کنم زیرا رفتاری که آن را نسنجیده می‌دانم تنها با فرهنگ‌سازی اصلاح می‌شود نه یک رفتار احساسی و عصبی:

 

شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی!

هر لحظه به دام دگری پابستی

گفتا شیخا هر آنچه گویی هستم

آیا تو هر آنچه می‌نمایی هستی؟

دنیا بازار مکاره ایست همه در آن فروشنده و خریدارند و هر آنچه را دارند می‌فروشند و هر آنچه را ندارند می‌خرند:

من تخیل خود را بزک می‌کنم و به شما خریداران می‌فروشم و گاهی از صنف من هستند که تخیل خود را بنا بر سفارش خریدار بزک می‌کنند و به او می‌فروشند.

تو مغز خود را می‌فروشی و گاهی از صنف تو کسانی هستند که مغز خود را پیش فروش می‌کنند و به سلف‌خران می‌فروشند.

او بازوی خود را می‌فروشد و دیگری عضو دیگرش را.

بعضی وجدان خود را می‌فروشند و بعضی هم دین و ایمان خود را می فروشند.

بعضی هم که هیچ یک از این‌ها را ندارند دیگران را می‌فروشند از دوستان خود آغاز به فروش می‌کنند و بعد هر که را گیر بیاورند می‌فروشند.

این‌ها فروشندگان این بازار مکاره‌اند و خریداران هم همین‌ها هستند هر کس هر چه ندارد می‌خرد من که بازو ندارم بازو می‌خرم تو که تخیل نداری از من تخیل می‌خری و دیگران هم هر چه ندارند می‌خرند.

ممانعت از یک یا چند شغل در این بازار مکاره امکان ندارد چون اساس این بازار بر آن است که هر کس هر چه دارد می‌فروشد بستن یک دکان در این بازار هیچ چیز را عوض نمی‌کند خریداران و نیازمندان از بازار سیاه استفاده می‌کنند و در بازار سیاه دیگر خودتان می‌دانید که همه چیز از کنترل خارج است راه کسادی یک یا چند شغل در این بازار نخریدن است تحریم!

دهکده یا شهر پاک وجود ندارد آن آرمانشهر در کتاب‌ها و قصه‌ها و در تخیل فلاسفه است شهر پاک شهری خالی از سکنه است بیایید واقع بین باشیم از آن فروشندگانی که در بالا برشمردم کدام کثیف‌ترند کدام گناهکارترند؟ من تخیل‌فروش  تو‌ی مغرفروش یا اوی بازوفروش یا آن دین‌فروش یا آن وجدان‌فروش یا آن آدم فروش و یا آن خودفروش کدام روسپی‌تریم بیایید لحظاتی کلاهمان را قاضی کنیم کشتن بیمار علاج بیماری نیست بیایید ریشه‌یابی کنیم که علت بیماری کجاست به جنگ میکرب و ویروس برویم. سرمان را مثل کبک زیر برف کرده‌ایم و گمان می‌کنیم پنهانیم یکی پاسخ مرا بدهد کدام روسپی‌تریم؟

چوپانان پاک زمانی به وجود می‌آید که بلایی آسمانی یا زمینی آن را ویران‌تر از حجت‌آباد کند و بعد ریگ‌های روان آن را بپوشانند عکس آن را می‌توان متصور شد من آن را تصور کردم در بالا ببینید!

محمد مستقیمی - راهی

 

 

 

اخراجی‌های 2

خانه از پای بست ویران است

خواجه دربند نقش ایوان است

بگذارید از یک خاطره از نوروز گذشته در چوپانان به عنوان مقدمه شروع کنم:

صبح روز نوروز که از خانه‌ی پدری (خانه شیخ) به قصد دیدار اقوام و تبریک نوروزی پا به بیرون گذاشتم به محض گشودن در حیاط با صحنه‌ی زیبایی در ایوانک جلوی در ورودی روبرو شدم : یک علامت سؤال بزرگ روی سنگفرش ایوانک که فریاد می‌زد : من کیستم؟ و من خوب می‌دانستم او کیست؟ او زائر محترم آقا امام هشتم(ع) بود که روز گذشته از ضیافت‌خانه‌ی حضرت ناهار متبرک خورده بود و برای آن که این برکت را با همنوعان و نیازمندان دیگر تقسیم کند در معده و روده‌ی خود پنهان کرده بود و هزار کیلومتر زحمت حمل آن را کشیده بود و آن را به عنوان عیدی در پشت در خانه‌ی ما دور از چشم رهگذران در گرگ و میش صبحگاهی گذاشته بود تا کسی نبیند نکند کارش حمل بر ریا شود اما با این وجود آن را به شکل یک علامت سؤال بزرگ گذاشته بود که چندان هم دور از ریا نبود چون من فهمیدم او کیست؟ اهالی خانه دست به کار شدند که آن برکت را بزدایند که با مخالفت من رویرو شدند گفتم چه می‌کنید؟ این دوای درد سوزاک و سفلیس است از پشگل ماچه الاغ درمان‌تر است چرا آن را دور می‌ریزید بخشکانید که سوغات مشهد است ولی کو گوش شنوا ؟ آن را با بیل و خاک‌انداز به جوی آب ریختند و من خوشحال شدم که نباید این برکت تنها نصیب ما باشد بگذار با آب جوی به دشت چوپانان برود و در تمام دشت پراکنده شود و تمام محصولات آن را از برکت سرشار سازد تا همگان از آن بهره ببرند در حقیقت روغن ریخته را وقف امام‌زاده کردم (یادتان باشد در مثل مناقشه نیست فردا این را پیراهن عثمان نکنید که راهی به امام‌زاده توهین کرده و مرا تکفیر کرده و مهدورالدم اعلام کنید) بگذریم اهل خانه به خیال خودشان پاکسازی کردند و من که برای اولین بار با چنین صحنه‌ای روبرو شده بودم (برادرم این صحنه را بارها دیده بود و چون پنهانی بی آن که گندش را دربیاورد آن را سترده بود و به کسی هم نگفته بود) ولی من ندید بدید بدبیار تا به خیابان آمدم با رئیس شهر روبرو شدم چرا که گذرش هر روز صبح در راه خانه تا مسجد از جلوی خانه‌ی ماست و لابد آن علامت سؤال زیبا را قبل از من دیده بود و او هم که خوب می‌دانست آن علامت سؤال زیبا کیست مثل برادرم بارها و بارها آن را نادیده گرفته بود و لابد حسرت هم خورده بود که چرا این برکت همیشه نصیب این خانه می‌شود نکند آنان کرامتی دارند که ما از آن بی‌خبریم. بگذریم من گردن شکسته به رئیس شهر شکایت بردم  و او متأصلانه پاسخ داد چه می‌شود کرد؟ زائران محترم برای ادای فریضه‌ی دوگانه هر روز صبح روستای ما را مزین به برکات خود می‌کنند (اثر انگشت بیست و یکم این حضرات را بر خشت خشت کوچه‌های باقرسیاه، شیخ، میرکریم، عبدالله و کوچه زاهدی می‌توانید مشاهده کنید اثر انگشت‌های به جا مانده از ربع قرن آمد و شد زائران محترم آقا امام هشتم(ع) و نمازگزاران مسجد جامع چوپانان) و این برکت تنها قسمت همسایگان خدایی است که آنقدر سفارش همسایه را به پیامبرش می‌کند که پیامبر می‌فرماید : گمان کردم همسایه از همسایه ارث می‌برد و آن حدیث مشهور (الجار ثم‌الدار). باور کردنی است همسایگان همان خدا این قدر از دست و جاهای دیگر مهمانان او در عذاب باشند باز هم بگذریم آقای رئیس شهر فرمودند هیچ راهی ندارد من گردن شکسته که هر جا هرچه می‌گویم نمی‌دانم چرا بد تعبیر می‌شود گفتم در مسجد را بر روی این محترمان در صبحگاهان ببندید مثل هزاران مسجدی که درش در صبحگاهان بسته است و ایشان بلافاصله بل گرفتند: چی! در مسجد را ببندیم؟!!! و مثل همه‌ی مسؤلان کشورمان که این شگرد را خوب از برند بهانه‌ی فرافکنی یافت و در روستا به دوره افتاد و جار زد که : پسر شیخ می‌خواهد در مسجد را ببندد!!!!!! و وقتی مقاله‌ی تاریخچه‌ی امام‌زاده را نوشتم فریاد زد که : بفرما بعد از بستن در مسجد حالا نوبت امام‌زاده است (حتماً جار او را همه شنیده‌اید.باز هم یادآوری کنم که در مثل مناقشه نیست حکایت آن زناکار است که در مسجد زنا می‌کرد ، مؤمنی او را دید آب دهان انداخت و گفت: تف برتو در خانه‌ی خدا زنا می‌کنی! ناگهان زناکار فریاد برآورد: وامسلمانیا کجایید مسلمانان بیایید در خانه خدا آب دهان می‌اندازند!) این مقدمه‌ی بلند را که احتمالاً از متن بیشتر است برمن مگیرید لازم بود حالا بیایید سر اصل مطلب:

قصد هیچ پاسخ‌گویی ندارم چرا که کسی نوشته‌ی مرا نقد نکرده است که پاسخ بگویم نوشته دوست بسیار عزیزم که احترام زیادی برایش قائلم تنها عکس‌العملی بود در برابر یک واژه از توضیح ابتدایی نوشته‌ی من: واژة (نسنجیده) و بقیه نوشته همان طور که برادرم فرمودند پاسخ کامنت ایشان بود تنها یک نفر در این همه کامنت سنگ خودش را به سینه نزد و پاسخ مرا داد آن هم پاسخ نوشته را نداد تنها پاسخ سؤال مرا داد او پاسخ داد که : تو روسپی‌ترینی! و باز هم یک رکورد نصیب من شد. البته خودم می‌دانستم، او خوب فهمیده بود من چه می‌گویم. چون روسپی‌گری من وحشتناک است . روسپی‌گری من کاری می‌کند کارستان روسپی‌گری من تنها چند جوان ساده‌ی چوپانانی را فاسد نمی‌کند. روسپی‌گری من می‌تواند جهان را فاسد کند حالا مرا به کجا تبعید می‌کنید نه هر جا که باشم خطرناکم دست و پایم را قلم کنید بر قلم‌هایم افزوده‌اید! حکم من روسپی تنها سنگسار است و بس! حالا دیگر کاری ندارد صنف آدم‌فروش دست به کار شوید! راهی آماده‌ی فروش است . یک شایعه درست کنید ، فتوایش را از حجت‌الاسلام بگیرید ، اجرایش با مریدان!

صبح شبی که آن اتفاق کذا در چوپانان افتاد من دربه‌در به دنبال عکسی از واقعه بودم و دست به دامان تمام دوستانی که در دسترس بودند شدم از جمله آقای مرتضوی و از خود ایشان شنیدم که: نگذاشتیم احدی عکس بگیرد مگر این که قاچاقی کسی گرفته باشد!

خوب روی این جمله دقت کنید: آی هزاران نفری که آن حرکت زیبای اخلاقی ، اجتماعی، دینی، خداپسندانه، برخاسته از فرهیختگی و حاصل مشورت با بزرگان و آگاهان و پس از اتمام حجت با خاطی اطلاع ندارم چه اتمام حجتی با خاطی شده است ولی مطمئنم اتمام اخطار و تهدید شده است چون اتمام حجت یعنی مدت‌ها برایش دلیل بیاورند و ارشادش کنند و او تمام آن دلالت‌ها و ارشادها رد کند! اتمام حجت نه اتمام اخطار!- را انجام دادید چرا نگذاشتید از حرکت زیبای فرهنگ‌آفرینتان عکس گرفته با کیفیتی بالا فیلم‌برداری شود از شبکه‌های استانی نه! سراسری نه ! جهانی پخش شود؟ تا دیگران هم از شما بیاموزند، چرا مانع عکس‌برداری شدید؟ نکند خودتان هم می‌دانستید که منکری انجام می‌دهید! اگر چنین است که وای برمن!

 خوب این پاسخ نقد همان یک واژه!

بیان درد آسان است هرکس فریاد برآورد : آخ!!!!!!! ما می‌فهمیم درد دارد. شناخت بیماری که انعکاس آن درد است و درمان آن، کار بسیار مشکلی است بیماری‌ای که از آن صحبت می‌کنم یک بیماری اجتماعی است، نه از آن نوع غده‌ی سرطانی که دوست بسیار عزیزم در مقاله‌اش آن را جراحی کرد و دور انداخت و مشکل - خدا را شکر- حل شد. این بیماری اجتماعی خاص چوپانان نیست که ما اخراجی‌های دور از چوپانان آن را نشاسیم. چوپانان که یک جزیره جدا از جهان و دور از دسترس نیست و زمان هم فاصله‌ها را از میان برداشته پس مشکل چوپانان همان مشکلی که من در اصفهان که یک کلان‌شهر است با آن دست و پنجه‌ام تازه در مقیاسی بسیار کوچک‌تر شما اگر گمان می‌کنید تنها چوپانان دچار این بیماری است بسی در اشتباهید اتفاقاً بیماری چوپانان به اندازه خودش کوچک‌تر از جاهای دیگر است مقایسه امروز با گذشته هم که هفته‌ای دوبار کامیون پست به چوپانان می‌آمد اشتباهی بزرگتر! حال ببینیم این بیماری چیست؟

با یک تذکر آغاز می‌کنم اگر نوشته‌ی کوتاه قبلی را با عنوان دهکده پاک خوانده باشید یادتان می‌‌آید که من از یک بازار مکاره سخن گفتم که بزرگترین سرمایه‌دارش خودم شناخته شدم این بازار همه جا هست اما بهترین مکان برای احداث آن سر چهارراه است! بله، یک پاساژ سر چهارراه! خوب چه چهارراهی بهتر از چوپانان! چهارراهی در مرکز ایران و تقاطعی که شمال را به جنوب و شرق را به غرب وصل می‌کند.دکان باز کردن در این بازار بسیار پرسود است. آن روزها که ذوق می‌کردیم که چوپانان چه موقعیت سوق‌الجیشی خوبی پیدا کرده است و بر سر چهار راه بزرگ ترانزیتی کشور قرار گرفته و از این پس وفور نعمت است و فراوانی و ثروت و آبادانی یادمان رفت که هرکس که خربزه می‌خورد پای لرزش هم می‌نشیند! من چقدر ساده بودم که گمان می‌کردم آلودگی این چهارراه همان جیش‌های موقعیت سوق‌الجیشی چوپانان است و می‌خواستم با بستن مسجد آن را پاکسازی کنم البته برادرم مرحوم مصطفی شیخ - آن حلال مشکلات دهه‌ی 60 - بهتر از من می‌اندیشید چون او هم بارها علامت سؤال بزرگ را دیده بود ولی آن روزها مسجد موال نداشت پس راه پاکسازی، ساختن موال است و ساختن موال وجود ملکی را می‌طلبد، زود آن را یافت. پدرم تازه به رحمت خدا رفته بود و یک کاهدان موروثی مورد اختلاف ورثه در کوچه مسجد بود خوب او هم مثل من روغن ریخته وقف امام‌زاده کرد و با این کار دو مشکل را حل کرد هم موال برای مسجد ساخته شد و هم ملک مورد اختلاف از میان رفت یعنی صورت مسأله پاک شد اما باز هم مشکل حل نشد و من در شگفتم که این زائران محترم آقا چرا موال پاک و تمیز و آبدار مسجد را رها می‌‌کنند و در کوچه و خیابان جیش می‌کنند آنان چگونه و با کدام تطهیر به مسجد می‌روند و قامت دوگانه می‌بندند شاید این هم از معجزات باشد! تا نوروز گذشته که من آن علامت سؤال بزرگ را دیدم و صورت مسأله را در مسجد یافتم و خواستم آن را پاک کنم بی‌خبر از این که پاک کردن این صورت مسأله یعنی آب دهان انداختن در خانه‌ی خدا و خدا پدر آقای رئیس را بیامرزد که خیلی جدی نگرفت والا این روسپی‌ترین هم به دنبال آن روسپی رفته بود حالا فهمیدم که آلودگیهای حاصل از این موقعیت سوق‌الجیشی چوپانان تنها جیش نیست (ببخشید این ادبیات پرزیدنتی را از زمانی که ممه را لولو برد آموخته‌ام!) آلودگی این چهارراه خیلی فراتر از این‌هاست که همه می‌دانیم و اشاره به یک یک آن‌ها اطناب ممل است خلاصه، فحشا و مواد مخدر شایع‌ترین و آشکارترین آن‌هاست و این بیماری یک اپیدمی جهانی است که تنها به چوپانان و ایران محدود نمی‌شود بلکه جهان‌گستر است. این زباله‌های آشکار دست کم دیده می‌شوند و می‌توان از آن‌ها پرهیز کرد ، با زباله‌های اتمی که تشعشعات آن‌ها در آسمانمان  پراکنده است و به دیش‌هایمان نفوذ می‌کند و تا اعماق روحمان می‌خزد چه می‌کنیم؟ بپذیریم که درد ما جدا از درد دیگر جاها نیست و ما اخراجی‌ها هم همان قدر می‌شناسیمش که شما ، ما بسی بیش از شما در هجوم این آفات هستیم بپذیریم که این سوغات تمدن است. سر چهارراه زیستن یعنی دیدن هر روزه‌ی ظواهر این بیماری اجتماعی، و طبیعی است که آن که دردآشناتر آزرده‌تر از این دیدن‌ها. احساس مسؤلیتی که کرده‌اید متعالیست ! چه کسی آن را زیر سؤال برده است؟ هر کس برده است خودش علامت سؤال است. آنچه در زدودن آلودگی کرده‌اید زیر سؤال است چون نیجه نخواهد داد دستکاری این به قول خودتان غده‌ی سرطانی سلول‌های سرطانی در تمام جسم می‌پراکند گرچه این تمثیل غده سرطانی را قبول ندارم و این بیماری را از نوع سرطان نمی‌دانم چون سرطان واگیر ندارد اگر تمثیلی مناسب آن باشد ایدز است که خود بیمار هم گاهی نمی‌داند که ناقل بیماریست و اما درمان:

جناب آقای مرتضوی شما را مخاطب قرار می‌دهم که مثل خودم از ترین‌ها هستی: تو دلسوزترینی و من روسپی‌ترین، بله تو را مخاطب قرار می‌دهم اما مخاطب من عام است.

شما چهار راه دارید مثل همان چهارراهی که در آن هستید:

1-              اگر گمان می‌کنید ما در آرمانشهری پاک و بهشتی زندگی می‌کنیم به ما اخراجی‌ها بپیوندید اما یادآور شوم که با شدت بیشتر این بیماری روبرو خواهید شد.

2-              شما هم مثل خیلی‌ها از این بازار زباله استفاده کنید ببینید کدام نوع آن بهتر و پرسودتر است ماشین بازیافتی مناسب بخرید و آن زباله‌ها را به کود کنستانتره تبدیل کنید و به کشاورزان چوپانان و مزارع اطراف بفروشید.

3-              در کنار زباله‌ها خود و خانواده‌ی خود و در نتیجه جامعه کوچک خود را واکسینه کنید تا آسیبی به شما نرسد که البته این واکسیناسیون همان کار فرهنگی که فرمودید بازدهی طولانی دارد و نسل‌ها پشتکار می‌خواهد. البته می‌پذیرم ولی باور کنید این کار فرهنگی و فرهنگ‌سازی که شما تلفنی آن را شعار نامیدید کاملاً عملی است به شرط آن که بدانیم از کجا شروع کنیم؟ من می‌دانم باید از خودمان شروع کنیم از نفس خویش، بعد به فرزندان و خانواده و بعد به همسایگان و فامیل تا انتشار آن به جامعه زیرا جامعه جمع من‌هاست جامعه را نمی‌توان اصلاح کرد تا من‌ها درست شوند، من‌ها را اصلاح کنید تا جامعه درست شود البته این کار طاقت‌فرسا و طولانی است ولی الان هم دیر است

4-              زباله‌ها را دفن کنید که من در تصور خود آن را انجام دادم و عکسش را هم به شما نشان دادم.

ختم کلام سخنی چند با سروران دنیای مجازی که این روزها به جان هم افتادید دلسوزی همه‌تان را می‌ستایم و باید بگویم که نه از ستایش بعضی از شما به خود بالیدم و غره شدم و نه از توهین‌ها و ناسزاها و تهدیدهاتان دل‌آزرده و هراسان که بر این عقیده‌ام که: یا مکن با فیلبانان مشوره / یا بنا کن خانه‌ای فیل توش بره.

ابتدا آن کامنت شوفر شاهرودی که اغلب به آن مثل یک وحی منزل استناد کردید، شک دارم هم در شوفر بودنش و هم در شاهرودی بودنش بهتر است او را «کامنت‌باز چوپانانی» بنامم او یا هر فاسق دیگری که می‌گوید: در چوپانان در هر خانه‌ای را بزنی درست زده‌ای، فسق خویش و ذهنیت کثیف خود را آشکار می‌کند . من در شگفتم از آنان که ایستاده‌اند و شنوندگان این جمله بوده‌اند. چرا اجازه دادید چنین تهمتی عمومی به شما بزنند. کسی می‌تواند چنین ادعایی کند که در همه‌ی خانه‌ها زده باشد می‌دانید این حکم باطل از یک قیاس استقرایی باطل منتج است یکی دو خانه مصداق آن است بعد با تعمیم آن حکم صادر می‌کنند درست مثل این که می‌گویند: اصفهانی‌ها خسیسند و من دست ودل بازتر از اصفهانی گاهی ندیده‌ام چرا به این احکام باطل حساس می‌شوید من همین جمله را در سال 1352 از زبان یک فاسق در چوپانان شنیدم که خانه‌ی خودش هم یکی از خانه‌های چوپانان بود البته من 22 ساله هم آن روز همان عکس‌العملی را داشتم که شما امروز دارید و به شما حق می‌دهم ولی امروز می‌دانم که این حکم باطل باطل است تعصب یعنی برخورد عصبی با مسایل. ببخشید اگر قیافه‌ی معلم اخلاق به خود گرفتم! از نصیحت گریزانم، با رفتار باید آموزش داد.

یکی دیگر از کامنت‌بازان چوپانانی که ذهنش هم به نظر می‌رسد از نور معنویت و عرفان درخشان است ذهن مرا زیر همان علامت سؤال برده و ناپاک خوانده‌است و یکی دو مورد دیگر هم که عدم شناخت من از آبرو و ناموس که اشاره‌ای کوتاه در مقاله‌ی آقای مرتضوی هم به آن بود:

ناموس من چوپانانی و جندقی و بیابانکی و انارکی و حتی ایرانی نیست. ناموس من جهانی است . ناموس من کرامت انسان است و در آن جنسیت مطرح نیست، مرد و زن نمی‌شناسد، انسان انسان  است و انسان روسپی هم مرد و زن ندارد و کرامت انسان در نگاه من بسیار والاست و هیچ انسان دیگری حق ندارد در باره‌ی آن به قضاوت بنشیند تا چه رسد به این که آن را ترور کند ما حق نداریم در رفتار دیگران قضاوت کنیم شما چه می‌دانید رفتار من ناشی از کدام انگیزه‌ی ژنتیک درونی و یا انگیزه‌های سیاسی، اجتماعی، تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی، مذهبی بیرونی من است که به خود اجازه می‌دهید آن را ناپاک بنامید پاکی و ناپاکی در ذهن من نسبی است آن آرمانشهر پاک که در ذهن منور از نور معنویت شماست که ذهن من بویی از آن نبرده است از نگاه من وجود خارجی ندارد که هیچ حتی تصور آن در ذهن من نمی‌آید چرا که انسان را می‌شناسم که چگونه موجودیست و اگر چنین شهری باشد انسان در آن نیست این جاست که جا دارد دوباره اشاره کنم مخالفت خود را با آن حرکت کذا! ببینید ما به خود اجازه می‌دهیم گناهانی را که در ذهن دیگران می‌گذرد حد بزنیم اینجاست که دلیل مخالفت من آشکار می‌شود مخالفت من حمایت از فحشا نیست حمایت از قانون است بدترین قانون از بی‌قانونی بهتر است اگر ماده‌های قانون به کنار بروند و جای آن‌ها را نرهای سرکار استوار بگیرند سنگ روی سنگ بند نمی‌شود من از روزی می‌ترسم که یکی از همین کامنت‌بازان چوپانانی، راهی همیشه در راه را تکفیر کند و به آن شایعه دامن بزند و بعد از حجت‌الاسلام پسرخاله فتوی بگیرد که مهدورالدمم و با انگیزه‌های شخصی و با خصومت‌های بی‌دلیل و بی‌منطق و با نر سرکار استوار نگذارد این راهی همیشه در راه به پایان راه برسد

محمد مستقیمی (راهی) دی ماه 1389

 

 

 

 

دوستان! تقاضا دارم با پیشداوری نخوانید اگر تصمیم خود را گرفته‌اید وقت تلف نکنید به کامنت‌دان‌ها بروید و هرچه می‌خواهید ناسزا بگویید و تهمت بزنید. تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد!

طالبان پاکستان

من نمی‌دانم به آفتابتان بنشینم یا به سایه‌تان وقتی نمی‌نویسم فریاد می‌زنید که: آی کجایی بیا و پاسخ بده! وقتی می‌نویسم فریاد برمی‌آورید که: باز این روسپی شیطان کافر ملحد یهودی و بعداً صهیونیست و طرفدار اسراییل شر به پا کرد.خواسته‌اید که پاسخ بدهم: شما کلاستان را مشخص کنید تا من بدانم در چه کلاسی پاسخ دهم چون نوشته‌های من هیچ ابهامی ندارد و اگر نمی‌فهمید مشکل از همان کلاس است ولی اگر به دنبال مستمسک می‌گردید آقای نریمان نقابدار باید بگویم که اولین تشخیص خودتان زیرکی من بود ولی باشد باز هم شما را راهنمایی می‌کنم کار من راهنمایی است اگر جداً به دنبال مستمسک هستید برای تکفیر و تهمت ، باید بگویم که تک تک واژه‌های نوشته‌های من کنایه است و استعداد تأویل مطلوب را دارد شما هر جور دلتان می‌خواهد تأویل و تفسیر کنید همانطور که تا به حال کرده‌اید و هر تهمتی می‌خواهید بزنید کافر، یهودی، شیطان، صهیونیست و... و دامن بزنید ولی متأسفانه فتوی را دیگر باید مرجعی دست و پا کنید چون آقای سعادت خوشبختانه برائت خود را هم از ساحت حجت‌الاسلامی و هم افتا و هم از ساحت مقدس شما اعلام داشتند و بسیار از ایشان سپاسگزارم و در برابر آزادگیشان سر تعظیم فرود می‌آورم هر چند ظاهراً شما هم از سوء استفاده از فتوای مراجع مأیوس شده و سمت و سوی تهممت‌هاتان سیاسی شده و فعلاً مرا آن هم در کامنت تبریک کریسمس یهودی خوانده‌اید و من می‌دانم که این مقدمه رسیدن به جاسوس اسراییل است و این راه دیگری زیرا معمولاً منافقین نقابدار هر لحظه نقبی می‌کنند برای گریز، خیالتان راحت شد و اما اصل موضوع:

در زمان امیر کبیر در اماکن مقدسه و بقاع متبرکه زنجیرهایی بود که هرکس احساس امنیت نمی‌کرد خود را به آن‌ها می‌بست و به اصطلاح بست می‌نشست و این امر وسیله سوء استفاده‌ی مجرمین هم شده بود . امیر کبیر دستور داد و این زنجیرها را جمع کردند. یکی از روحانیان تهران به او گفت:« زنجیرها را پاره کردی، نقلی ندارد یکی را می‌خواستی برای روز مبادا نگه داری!» و این سخنان در تبعیدگاهش در فین کاشان دائم در ذهنش طنین می‌انداخت و چه بسا آرزو کرده باشد : کاش یکی را برای روز مبادا گذاشته بودم.

شما انقلابیون که خودتان خود را اینگونه نامیده‌اید درست است زنجیر پاره کردید اما روز مبادا...را فراموش نکنید! خوب شما که انقلاب کرده‌اید و رهبر انقلاب هم که دارید آقای (رها) که شما هم اگر نمی‌دانید او در ذهنش رهبر انقلاب شماست چون ژست رهبری می‌گیرد و فرمان می‌دهد و مرا شیطان می‌نامد و اگر شیطان بزرگ نمی نامد برای این است که خدای نکرده من بزرگ نشوم(ترور شخصیت) و بعد هم دستور می‌دهد این شیطان را رجم کنید و برانید(ترور شخص) و ناگهان به یاد می‌آورد که من پیش از این رانده شده‌ام و از گروه اخراجی‌ها هستم پس دستور می‌دهد مانع ورود او به چوپانان شوید بله او رهبر آن انقلاب کذایی شماست.

من در مورد دهکده‌ی پاک حرفم را پس می‌گیرم و عقب‌نشینی می‌کنم ولی بدانید که از ترس نیست از پذیرش منطق است چون در ذهن ناپاک من «پاک» معنایی داشت که به نظر می‌رسد اشتباه است چون در ذهن طهارت گرفته‌ی شما «پاک» یعنی «انحصار» و دهکده‌ی پاک هم یعنی «دهکده‌ی انحصاری» می‌پذیرم دهکده‌ی پاک به معنای دهکده‌ای که همه چیزش در انحصار شما باشد اداراتش سیاستش و به ویژه تجارت پرسودش وجود دارد نه تنها دهکده بلکه شهر انحصاری و کشور انحصاری و حتی اتحاد جماهیر انحصاری هم می‌تواند وجود داشته باشد و در دنیا هم فراوان است .با این حساب شما که انقلاب کردید و رهبری هم با آن همه ژست رهبرانه دارید دشمنتان هم که شیطان است ولی از نوع کوچکش ضمناً قوه‌ی مجریه و قضاییه را هم که سر جایشان نشاندید و قوه‌ی مقننه و اصل 33 قانون اساسی را هم که زیر سؤال بردید یکباره اعلام استقلال کنید و چوپانان را «پاکستان» بنامید این نام شایسته‌ی چوپانان است محمدعلی جناح و یارانش آن را بیهوده غصب کرده و کثیف‌ترین جای دنیا را «پاکستان» نامیده‌اند این نام به چوپانان پاک (انحصاری) می‌برازد و من مطمئنم به محض اعلام استقلال آمریکا و سازمان ملل متحد و اسراییل اولین کشورها و سازمان‌هایی هستند که شما را به رسمیت خواهند شناخت وقتی حکومت خود را محکم و مستقر کردید آنوقت دیگر لازم نیست برای جلوگیری از ورود شیطان به مرز مقدس «پاکستان» قلعه‌بندی و دروازه بندی کنید کافیست ویزای مرا مهر نکنید.

محمد مستقیمی(راهی) دیماه 1389

آغاز سال ۲۰۱۱ میلادی

شنبه 11 دی 1389 12:30 ق.ظ

تعداد نظرات قابل مشاهده : 11 / تعداد نظر های پنهان : 0

 پویا

یکشنبه 19 دی 1389 10:09 ق.ظ

حضرات عزیز جعفر و روزبه بنده خودم هم از منتقدان رو پاقرص ایشان هستم ولی معتقدم هر کسی برای خودش عقایدی داره پس لطفا به دیگران توهین نفرمائید متشکرم

پنجشنبه 16 دی 1389 11:39 ب.ظ

جعفر خان اگه میخوایی تبریک بگی باید ببینی عید بهائیا چه موقع ؟

روزبه

پنجشنبه 16 دی 1389 06:53 ب.ظ

جعفر خیلی با حال گفتی

جعفر

سه شنبه 14 دی 1389 03:03 ق.ظ

سلام ،میگم عید یهودا کی هست تا ما این عیدا به آقای راهی تبریک بگیم آخه این بشر مسلمون که نیست اگه غیر اینه بگو

مایکل

دوشنبه 13 دی 1389 03:54 ق.ظ

درس امروز:
فرزندان من هر گردی گردو نمیباشد

 

حکمهای قضایی در پی ناآرامیهای تاسوعا و عاشورای چوپانان

جمعه 10 دی 1389 01:06 ب.ظ

تعداد نظرات قابل مشاهده : 73 / تعداد نظر های پنهان : 1

 آلبرت

جمعه 24 دی 1389 02:05 ب.ظ

ببخشدا اگه حالت بد شد برو دکتر

......

پنجشنبه 23 دی 1389 09:45 ب.ظ

بابا ول کنید این مسخره بازیا را. همه فهمیدن خودتون میایید و با یه اسم دیگه نظر میدید و دوباره جواب خودتونو میدید تا نظر بقیه را نسبت به خودتون جلب کنید. بسه دیگه شکر خوردنم یه قاشقش خوشمزه ست. حال همه را بهم زدید با این نظراتتون

آلبرت

پنجشنبه 23 دی 1389 07:36 ب.ظ

اقای یاور کی پرورش یافته ی ما نبود؟

یاور

پنجشنبه 23 دی 1389 03:40 ب.ظ

من مطمئنم پرورش یافته ما نبود عزیزم

پنجشنبه 23 دی 1389 03:26 ب.ظ

منتظر عزیز ایا مطمئنی که این عقرب را خودمان پرورش نداده ایم؟

منتظر

چهارشنبه 22 دی 1389 08:47 ب.ظ

آقای سوزوکی ، اگر عقربی بیات خونتون میزاری هروقت هیشکی نبود میکشیش-اتفاقا بهترین موقع بود -امربه معروف و نهی از منکر تو روز تاسوعا از واجباته

منتظر

چهارشنبه 22 دی 1389 08:44 ب.ظ

وحدت کلمه اصلی نظام مقدس است پس لطفا تفرقه ممنوع

SUZUKI

چهارشنبه 22 دی 1389 11:29 ق.ظ

من نمودونم چرا هیچ که در باره نا ارامیهای چوپونون هرفی نزد همتون دارت درمورد دعواهای خوصوصی خودتون حرف مزنت .به نظر من اگه میزاشتن چوپونون خلوت موشود واین عمل شایسته راانجام مدادت بیتر بود.

آلبرت

سه شنبه 21 دی 1389 02:04 ب.ظ

همه پایه باشین واسه جذاب کردن سایت چوپانان نه خراب کردن همدیگر

غ.صمیمی

دوشنبه 20 دی 1389 06:44 ب.ظ

دوستان عزیز توجه داشته باشیدکه احترام متقابل راداشته باشید تامجبور نباشیم نظرات بیهوده را پاک کنیم.پس بیایید بارد وبدل کردن اطلاعات سنجیده وخوب یکدیگر را یاری نمایید.با سپاس از دوستان.

آلبرت

یکشنبه 19 دی 1389 05:00 ب.ظ

پویا اه حرف نزنی کسی نمسیگه لالیا

پویا

یکشنبه 19 دی 1389 10:12 ق.ظ

دوستان خواهش میکنم دیگه وارد بحث با این آلبرت نشید از قدیم گفتن جواب ابلهان خاموشیست

آلبرت

شنبه 18 دی 1389 09:58 ب.ظ

تو هم اگه جرات داری اسمتا با فامیل بنویس پس خواهشا ادعات نشه

حسین

شنبه 18 دی 1389 08:44 ب.ظ

البرت جان با اسم مستعار وارد شدن که کاری نداره شجاعتم نیس اگه دم از شجاعت میزنی اسم واقعی تو بنویس

آلبرت

شنبه 18 دی 1389 05:48 ب.ظ

همه با هم دست در دست هم دادن واسه نابودی چوبانان مئدم چوبانان به گوش باشین

آلبرت

جمعه 17 دی 1389 11:10 ب.ظ

لااقل مثل شما ترسو نیستم که بدون اسم نظر بدم

جمعه 17 دی 1389 09:27 ب.ظ

از این اسمت معلومه برای خودت تاسف می خوری که چوپانانی هستی.
با توجه به اسمت باید از ایرانی بودنت هم تاسف بخوری.

آلبرت

جمعه 17 دی 1389 06:03 ب.ظ

شما واقعا به خودتون افتخار میکنید که چوپانانی هستید
ولی من به عنوان یک چوپانانی واسه خودم تاسف میخورم که چوپانانی هستم

‏@‏

جمعه 17 دی 1389 05:33 ب.ظ

اصلا کی گفته ما مقلد مکارم هستیم?‏ فقط صانعی

غلامرضا مرتضوی

جمعه 17 دی 1389 12:32 ب.ظ

آقای وبگرد ما برای آبروی خود جنگیده ایم وآبروی کسی را نریخته ایم ،ما که دیگر نمی خواهیم خودمان راگول بزنیم ،مگر دراین قضایا این دوطرف آبرویی برای مردم وآبادی ما جا گذاشته اند ،از رانندگان بپرسید ،از دانش آموزان خوابگاه ها بپرسید ،که چرا به خاطر غریبه ها جلوی چشمشان به روستایشان بدگویی کنند.حرفهای شما کاملا درست ومتین است ،ولی وقتی کارد به استخوان رسید دیگر فایدهای ندارد

جمعه 17 دی 1389 10:04 ق.ظ

این حرفارا ول کنت باند هواپیما را بچسب

وبگرد

جمعه 17 دی 1389 07:22 ق.ظ

آیت الله مکارم : به مخالفین خود فحاشی نکنید
اندیشه - آیت الله مکارم شیرازی گفت : بعضی خیال می‌کنند ریختن آبروی دیگران کار ساده‌ایست، این گونه نیست، بلکه اسلام آن را از گناهان بسیار بزرگ می‌داند.

به ‌گزارش خبرآنلاین از مرکز خبر حوزه، آیت الله مکارم‌شیرازی، در درس خارج فقه خود با بیان حدیثی از اخلاقی از پیامبر‌(ص) گفت: دشنام، دشمنی، بدگویی و تهمت به مومن موجب فسق می‌شود.

وی با بیان این که باید از غیبت برادر مومن به جد خودداری کرد اظهار داشت: در قرآن کریم و روایات معصومین‌(ع) غیبت کردن تشبیه به خوردن گوشت برادر مومن شده است، بنابراین باید از غیبت پرهیز شود.

این مرجع تقلید با بیان این که حرمت مال مومن مانند حرام بودن خون است یعنی مال، علم، آبرو و حیثیت او محترم است، اظهار داشت: نباید هرگاه با کسی مخالف شدیم، شروع به فحاشی و دشمنی کنیم، باید تحت فرمان عقل و دستورات خدا و رسول و امام او باشیم.

آیت الله مکارم‌شیرازی با بیان اینکه کسی که در ‌آبرو و حیثیت مردم چشم‌پوشی کند، خداوند در قیامت از گناهان او چشم‌پوشی می‌کند، گفت: کسی که غضب را از دیگران فرو گیرد، خداوند عذاب روز قیامت را از او خواهد گرفت.

وی تصریح کرد: بعضی خیال می‌کنند ریختن آبروی دیگران کار ساده‌ایست، این گونه نیست، بلکه اسلام به این عمل توجه کرده و آن را از گناهان بسیار بزرگ می‌داند.

http://www.khabaronline.ir/news-119495.aspx

جمعه 17 دی 1389 01:58 ق.ظ

یالا خالو.
رضا اصغر من بات موافقم شدیدا.

پنجشنبه 16 دی 1389 07:35 ب.ظ

مخلص آقای مرتضوی/ با این حساب پس فردا سالگرد تولدت هم هست/ تولدت مبارک

غلامرضا مرتضوی

پنجشنبه 16 دی 1389 05:01 ب.ظ

نظر قبلی ازغلامرضا مرتضوی فرزند دلاور متولد ۶۴/۱۰/۱۸به شماره شناسنامه ۴۴میباشد امیدوارم سوء تفاهمات رفع شود

پنجشنبه 16 دی 1389 04:55 ب.ظ

باسلام خدمت آقای مستقیمی اینجانب شجاعت این را دارم که با نام درست نظر خود را اعلام کنم وشجاعت این را دارم که اگر به نظر شما به اجدادتان توهین کردم ، از شما معذزت خواهی کنم .ولی ماخوب میدانیم که اجداد شما چه خدمات شایسته ای به چوپانان داشته اند، پس دلیلی ندارد که به آنها توهین کنم. اگر حرف شما که فرمودیت شخصی دیگری بانام شما این نظر رانوشته وبه آقای سعادت توهین کرده کار شما نبوده من شخصا ازشما معذرت خواهی میکنم. ولی خوب بدانید، که شما وفامیل محترم مستقیمی چوب تند روی های آقای راهی رامیخورید .درضمن مدرک تحصیلی اینجانب دیپلم است ودرحد سواد خود نظر می دهم ولی مهم این است که به چوپانان ومردم چوپانان افتخار میکنم .حرف آخرم: ما درشرایط سختی درچوپانان زندگی میکنیم به همین دلیل طاقت شنیدن مطالبی که به چوپانان ودلسوزان این آبادی توهین کند رانداریم .

محمد رضا مستقیمی

پنجشنبه 16 دی 1389 01:57 ب.ظ

اقای مرتضوی من در مورد شما جور دیگری فکر می کردم اما نظرم برگشت.واقعا متاسفم.اما در مورد کسانی که بدون اسم می ایند سعی کنید در زنگی مرد باشید پشت یک نقاب قایم شدن وکامنت نوشتن دور از مردانگی است، اگر خود را صاحب بظر می دانید اسم خودتون را بنویسید وگرنه چیزی ننویسید .وقتی اسم نمی نویسید معنیش اینه که حتی خودتون نظر خود را قبول ندارید

محمد رضا مستقیمی

پنجشنبه 16 دی 1389 01:57 ب.ظ

اقای مرتضوی من در مورد شما جور دیگری فکر می کردم اما نظرم برگشت.واقعا متاسفم.اما در مورد کسانی که بدون اسم می ایند سعی کنید در زنگی مرد باشید پشت یک نقاب قایم شدن وکامنت نوشتن دور از مردانگی است، اگر خود را صاحب بظر می دانید اسم خودتون را بنویسید وگرنه چیزی ننویسید .وقتی اسم نمی نویسید معنیش اینه که حتی خودتون نظر خود را قبول ندارید

پنجشنبه 16 دی 1389 01:18 ب.ظ

همه این دوستان که در طول این چند ماه تو سایت نظر میدن با هم انس گرفتن حتی اگه با هم اختلاف نظر داشته باشن.اما حرکت غیر اخلاقی شخصی که تقلب کرد باعث تاسف همه ما شد امیدواریم دیگه تکرار نشه

یاور

پنجشنبه 16 دی 1389 12:48 ب.ظ

کار زشتی بوده که این خانم انجام داده و دوستان دچار سوتفاهم شدند. بهتره همگی با هم صلوات بفرستیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد

سلام

پنجشنبه 16 دی 1389 12:19 ب.ظ

سلام
خدا بزرگ است.

عذر خواه

پنجشنبه 16 دی 1389 10:29 ق.ظ

با سلام خدمت آقای مرتضوی 
ای کاش جناب مرتضوی قبل از اینکه عصبانی شوید و به آبا و اجداد دیگران توهین نمایید کمی فکر می کردید که آیا این کامنت را آقای مستقیمی نوشته اند یا خیر ؟اگر شما کامنتهای قبلی جناب مستقیمی را خوانده بودید به راحتی کامنت اصلی را از جعلی تشخیص میدادید زیرا آقای مستقیمی هیچگاه کامنت بدون دلیل و برهان ننوشته اند وچنین کامنتهایی هم از 5 کلمه تجاوز میکندبنابراین اگر انسان به عقل خود مراجعه کند متوجه می شود که این کامنت را شخصی بی سواد نوشته است که دایره لغاتش در حد 5 کلمه است اینجانب از آقای مستقیمی عذر خواهی می کنم و امیدوارم که جناب مرتضوی هم در کامنتهای بعدی چنین کاری را انجام دهند.

ابوالقاسم مستقیمی

پنجشنبه 16 دی 1389 06:46 ق.ظ

ضمنا چون فراموش کردم بنویسم مجددا عرض می کنم 
از این پس کامنتی نخواهم نوشت و هر کامنتی که به اسم من نوشته شود از آن من نیست این سخن را بیشتر به همشهری با سوادم جناب غلامرضا مرتضوی نوشتم تا اگر از نوشته دیگران ناراحت شدفحاشی با ابا و اجداد من را شروع نکنند

ابوالقاسم مستقیمی

پنجشنبه 16 دی 1389 06:32 ق.ظ

با کمال تاسف عرض می کنم که 4 کامنت قبلی که به اسم من ثبت شده نوشته من نیست و آدمی بز دل و دشمن من و اقای سعادت دست به چنین کار زشتی زده است من به جای آنکه برای جناب سعادت متاسف باشم که مجبور است روحانی چنین انسانهایی با شد بیشتر برای خودم متاسفم که نمی دانم چه هیزم تری به این خانم فروخته ام که اینچنین مورد کینه اوقرار دارم

چهارشنبه 15 دی 1389 10:41 ب.ظ

حالا که گذشت اما خیلی دلمون میخاد بدونیم حرف حساب آقایون مستقیمی چیه!!

چهارشنبه 15 دی 1389 10:38 ب.ظ

دوستت دارم چوپانان خوشنامی تو آرزوی من است این تلاش کوچک ما را بپذیر

غلامرضا مرتضوی .رضا اصغر

چهارشنبه 15 دی 1389 10:11 ب.ظ

ما هم برای شما وامثال شما متاسفیم که آبروی وهرچی باسوادیه را بردید شما به آقای سعادت توهین نمی کنید به مردم چوپانان توهین می کنید .ما مردم چوپانان هم برای شما واقعا متاسفیم که آبروی اجداد خودرا با این نظرات پوج وبیخود می برید .

ابوالقاسم مستقیمی

چهارشنبه 15 دی 1389 07:47 ب.ظ

واقعا برای آقای سعادت متاسفم

سه شنبه 14 دی 1389 09:46 ب.ظ

ما هم متاسف و ناراحتیم کسی از روی شادی و تفریح این کار را نکرد ولی چاره ای نبود.امیدواریم برای همه ما درس عبرت بشه

سه شنبه 14 دی 1389 09:58 ق.ظ

همشهریات گرامی هیچوقت در قبال چنین حوادثی خوشحال نباشید بلکه باید تاسف بخورید و هر ان خود را در حالات متشابه بگذارید و به خود بگویید شاید این اتفاق برای من هم بیفتد.

سه شنبه 14 دی 1389 08:47 ق.ظ

مسئله این خانم روسپیگری نبود

وبگرد

سه شنبه 14 دی 1389 07:14 ق.ظ

پاسخ آقای دردمنددر 2 کامنت قبل
عزیز دل برادر من آن ادرس را دادم تا تو بخوانی و فکر کنی این مشکل شما در روستا مشکل اجتماع ما در ایران است و بزرگان کشور هم در حل این مشکل وامانده اند اما به شما بگویم که روسپیگری از نظر روانشناسی یک بیماری شخصیتی است و به نظر روانشناسان بسیاری از روسپیان مریض روانی هستند و مرضشان هم ازنوع سرطانی نیست بلکه از نوع ایدزی است امیدوارم حالا که دوست داری فکر کنی برای نوشتن جواب من فکر کن بعد آنرا روی کاغذ بنویس و بعد آنرا بخوان و اگر عقلت آنرا تایید کرد در اینجا برای خواندم من بنویس متشکرم

دوشنبه 13 دی 1389 07:42 ب.ظ

در ضمن اقای وبگرد سایتی که معرفی کردی رابخون چی نوشته؟ تیتر راسوال کرده که ایا زنان خودفروش مجرم نیستند یا هستند؟

دوشنبه 13 دی 1389 07:36 ب.ظ

قابل توجه وبگرد:این زن حقوق بگیره ماهی 500 هزار تومان.اگه کمشه داشت فروشندگی هم میکرد. قرار نیست هر که حقوق نداره دست به کار خلاف بزنه.ایشون که حقوقم داره.اگه میخاد یک غلطی بکنه باید هیکل نحسش راببره تو دهات خودشون. تو معلومه از جایی خبر نداری وسند حالا پیدا کردی.که فاحشگی جرم نیست. حالا جواب منو بده اینکه حقوق خوبی هم میگیره واین کارا میکنه جرمه یانه ؟جواب بده

وبگرد

دوشنبه 13 دی 1389 06:17 ب.ظ

زنانی که‌برای‌احتیاج تن‌فروشی‌می‌کنند،مجرم نیستند؟
اشاره به ماموریت گشت امنیت اخلاقی دربرخورد با زنان آسیب دیده گفت: این زن‌ها تحویل مقامات قضایی می‌شوند اما در جلساتی که با متولیان آنها یعنی وزارت کشور، بهزیستی، ستاد مبارزه مواد مخدر و پلیس برگزار شد، مصوب شد که مکان‌هایی برای این افراد پیش‌بینی شود که در آن به اینها کمک شود
او افزود: در این مراکز زنان باید بتوانند روز و شب را بگذرانند و با مشاوره‌های مرتب به زندگی عادی برگردند، برای آنها کار پیش‌بینی شود و به آغوش خانواده باز گردند که قرار است این مراکز تا چند ماه آینده افتتاح شود
او درباره نگاه پلیس به این افراد گفت: پلیس به‌عنوان مجری قانون بررسی می‌کند که آیااین زن‌ها محتاج نان شب هستند یا خیر در واقع بعضی از این افراد احتیاجی به خود فروشی ندارند و در بهترین جای تهران بهترین ماشین را دارند و در واقع مجرم هستند اما برخی از آنها واقعا نیازمندند وبرای گذران زندگی خودفروشی می‌کنند که باید دست آنها را گرفت.

http://ayandenews.com/news/23021/

آرزومند پاکی

یکشنبه 12 دی 1389 03:47 ب.ظ

لطفا نظر بدید .بهتره از این فرصت ایجاد شده در فضای مجازی استفاده کنیم .همه شما دوستان بیش و کم از بعضی معضلات اخلاقی که بعضیهاش تو روستای ما بیسابقه بوده!! خبر دارید .واقعا چه باید کرد ...اگه کاری نکنیم آخرش میخواد چی بشه...آیا ما وظیفه ای داریم...آیندگان برا ما چی میگن ...و...

آرزومند پاکی

یکشنبه 12 دی 1389 03:33 ب.ظ

...پس (دهکده پاک خالی از سکنه نیست )هر جای دنیا با هر عقیده اگه اونایی که تو یک جامعه چه کوچک چه بزرگ زندگی میکنن نیتشون این باشه که پاک زندگی کنند و باعث ناپاکی مردم نشن و در مقابل اونایی که میخوان ناپاکی را رواج بدن بایستند اونا ساکنان دهکده پاکن (اونایی که باور کردن نمیشه دهکده پاک داشت چاره ای ندارن جز اینکه تسلیم ناپاکیها بشن)اما باورکنندگان دهکده پاک اونایی اند که در حد توانشون از ناپاکیها دوری میکنن و اگه خطایی کردن توبه میکنن اونا نسبت به دهکده و مردمش احساس مسوولیت میکنن اونها امیدوارن و امیدواری ایجاد میکنن.اونا آرزوشون رونق دهکده پاکه نه ویرانی و خالی شدن از سکنه...

آرزومند پاکی

یکشنبه 12 دی 1389 03:19 ب.ظ

...(عبارت دهکده پاک یک عبارت نسبیه نه کامل و مطلق) یعنی اینکه یعنی وقتی میگیم جامعه پاک منظورمون جاییه که در مجموع پاکه نه صدرصد!وقتی عقل و ایمان و حتی ضرورتهای زندگی دنیایی ما را دعوت میکنه به سمت با هم زندگی کردن اما با رعایت قانون و عرف و اخلاق ...وهر چیزی که طبع یک انسان سالم میپذیره این میشه دهکده پاک .دهکده پاک یه محیط اجتماعیه که با همت مردم زمینه انجام گناه در اونجا محدود میشه و همون تعداد اندک خلافکار گناهشون را علنی نمیکنند .تو دهکده پاک (چار دیواری اختیاریه)اما اگه خونه ای بخواد پاتوق گناه بشه مردم حق دارن اقدام کنن نشونه دهکده پاک این نیست که توش اصلا گناه نباشه اما تو این دهکده خلافکار احساس ترس و بدهکاری نسبت به جامعه داره ومردم احساس جرات و طلبکاری نسبت به خلافکار! ساکنین دهکده پاک شاید خوشون آدمای کاملا پاک نباشتد اما از پلیدی و ناپاکی بدشون میاد....

آرزومند پاکی

یکشنبه 12 دی 1389 02:58 ب.ظ

...اما واقعیت اینه که یک نوع دیگه از دهکده پاک وجود داره که آرزوی رسیدن بهش تو فطرت همه آدما هست پیغمبرای خدا هم رو همین حساب مردم را به سعی و تلاش و ساختن محیط پاک و مبارزه با بدیها دعوت کردن .اونا که نمیخواستن مردم را سر کار بذارن وگرنه فقط بهشون وعده بهشت میدادن وتوجهی به وضع جامعه نمیکردن .پس بحث دهکده پاک مربوط به آسمونا نیست ! اما همه میدونیم دهکده صدرصد پاک هیچوقت تو تاریخ پیدا نشده!!پس این دهکده پاک دنیایی چه جور جاییه.......

آرزومند پاکی

یکشنبه 12 دی 1389 02:46 ب.ظ

آیا این جمله که دهکده پاک دهکده خالی از سکنه است یه جمله کاملا درستیه! به نظر من اگه منظورش یه دهکده پاک پاک پاکه !که همچین چیزی هیچوقت نبوده زمان هیچ پیغمبری هم نبوده حتی زمان امام زمان هم بوجود نمیاد چون هیچ چیزی نباید جلوی اراده واختیار آدما را بگیره اگر کسی بخواد گناه کنه تا تو این دنیاست دستش بازه!فقط تو دوره امام زمان زمینه ارتکاب گناه کم میشه ولی اختیار آدما ازشون گرفته نمیشه این نوع دهکده پاک را فقط میشه تو بهشت تصور کرد نه جای دیگه!

مایکل

یکشنبه 12 دی 1389 01:58 ب.ظ

همه نظرت خوب بود دست درد نکنه فقط اونجایی که گفتی گردن کلفت است رو یکم زیاده روی کردی چون هیچی نیست چه برسه به گردن گلفت

ب غ م چ

یکشنبه 12 دی 1389 01:15 ب.ظ

چه خوب بود که مدیریت سایت بعداز کنترل کامنت ها نظریات مغرضانه بچه گانه بی ادبانه ..... را حذف می کرد و تنها نظریات مودبانه و با اخلاق را ثبت می نمود .
2- امیدوارم اکنون که حکم نفی بلد دو نفر به جرم روسپیگری از روستا رانده شدند ما روستایی پاک و سالم داشته باشیم و دیگری اثری از مال حرام قاچاق مواد مخدر ، فروش مواد مخدر ، زندانی مواد مخدر ، روسپیگری ، زنا و.... نداشته باشیم و ان شا الله زوار هم در کوچه های اطراف مسجد قضای حاجت نکنند و روستای ما پاک شود اما فکر می کنم غیر ممکن است و رویایی بیش نیست و روستای پاک روستای خالی است 
3-امیدوارم هر کاری در روستا می شود قانونی انجام پذیرد نه بر اساس احساسات جمعی چون معمولا در این مواقع گردن کلفت ها برنده هستند 
4- امیداوارم اگر یکی از فرزندان چوپانان با قلم و منطق مقاله ای نوشت اولا تمام مقاله را بخوانیم و روی آن فکر کنیم و سپس نظر خود را منطقی بیان کنیم 
5- امیدوارم قدرت تحمل انتقاد و مخالفت با خود را داشته باشیم
6- خیلی از کامنت های مخالف آقای راهی فریاد می زند که نویسنده آن نه عقل سالمی دارد نه منطق فقط گردن کلفت است و پیرو حزب باد

یکشنبه 12 دی 1389 10:58 ق.ظ

آقا جون اینا همش دعوا زرگریه حالا ببینت من کی گفتم

یکشنبه 12 دی 1389 10:56 ق.ظ

برت بابا نقدا که خوب سرگرمتون دارن فکر نون باشت که خربزه آبه دیگه دارت کاری مکنت که آدم حالش از این سایت هم به هم موخوره.جمش کنت اوه اوه اوه

یکشنبه 12 دی 1389 12:37 ق.ظ

ب غ م ج واقعا فهمیدی خودت چی گفتی

شنبه 11 دی 1389 07:06 ب.ظ

ب غ م ج.اقا یا خانم.........چه ربطی داشت؟

ب غ م چ

شنبه 11 دی 1389 04:36 ب.ظ

وقتی در یک مجموعه انسانی همه باهم می اندیشیند در واقع هیچ کسی در این جمع نمی اندیشد.( در جایی که همه مثل هم فکر می کنند ، در اصل در آنجا کسی فکر نمی کند )

غیور مردان چوپانان

شنبه 11 دی 1389 03:26 ب.ظ

باعنایت به اعتراضات اخیر مبنی بر دستگیری عوامل فساد.بجز دو مورد که حکم نفی بلد انها صادر شده. یک نفر دیگر از عاملین فروشنده ومصرف کننده مواد چند روز قبل توسط نیروهای امنیتی دستگیر و روانه زندان شد. فرد منظور سابقه قبلی در استفاده وفروش مواد وهمچنین سرقت منازل داشته.بقیه عوامل بنوبت دستگیر با حکم قانون خواهند شد

رضا

شنبه 11 دی 1389 12:25 ب.ظ

همشهریان گرامی ساکن در چوپانان برای ثبت نام کالابرگ نفت و گاز به ادس زیر مراجعه کنید. لطفا اطلاع رسانی به اقوام وهمشهریان را فراموش نکنید .
البته از فردا
www.tejaratasan.ir

رضا

شنبه 11 دی 1389 12:10 ب.ظ

خواهشمندم این بی احترامی ها به همدیگر را تمومش کنید. یکی همشهریان یزد و اصفهان را متهم می کند دیگری واسه اقای محمد مستقیمی شاخ و شونه می کشه .
کمی به خود بیایید .

شنبه 11 دی 1389 10:26 ق.ظ

وجدان بیدارباید بگم تو از همه خوابتری نمی دونم خودت را به نفهمی زدی یا کلا نفهم هستی اخه اون پیر مرد حاج عباس می خواست چکار کنه به اون جمع بگه نه؟ اصلا چرا گذاشتید برای تاسوعا می گذاشتید این موضوع را همون مردم ساکن چوپانان حل کنند نه جمعیتی که از یزد واصفهان امده بودند فکر می کنی اون چوپانانیهای خارج از ابادی عقل کلند نه، فکر می کنی بین اونا ادم خراب نیست باید بگم متاسفانه هست .همونایی که اصفهان و یزد را اباد کردند.
عجیب است وجدان به اصطلاح بیدار ولی بیمار بگوییم بهتر است از خواب خرگوشی بیدار شو وبه اطرافت وبه اون شهری که در حال حاضر ساکنی خوب نگاه کن ببین ناهنجایهای اجتماعی چطور محل سکونتت را فرا گرفته و تا نزدیکی خودت امده وبی خبری

شنبه 11 دی 1389 10:11 ق.ظ

عباس محمد صغری فعلا تو همین گیر وکش زندان پاک شده کاری به گذشته اش هم نداریم.اینا دیگه مفته کار فعلا رو غلطک افتاده .و از رو احساس وعجولانه قضاوت نکن

شنبه 11 دی 1389 09:57 ق.ظ

چه روز حساسی بود ؟پس غلط کردید دوماد حسن اقا را زادید اون که سالی 3الی4 بیشتر چوپونون نمیاد.ترسیدید مثل سگ یا چرا شب بعدش تو حسینیه اون جور به رییس شورا تو پید هیچی بهش نگفتید باز هم با عزت و احترام دستش را گرفتید وبه بیرون راهنمایی کردید. نگو نترسیدیم ترسیدید مثل سگ.دلیلی نداشت از نیروی انتظامی بترسید 4سرباز بیچاره در مقابل 200نفر می خواست چکار کنه؟ اما از عباس محمد صغری ترسیدید چون به خوبی می شناسیدش

بی نام

شنبه 11 دی 1389 09:35 ق.ظ

دوستی که مثل خودم بی نامی /اون روز روز حساسی بود ونباید هیچ موضوعی که بخاد اصل قضیه را کمرنگ کنه اتفاق میافتاد چون کمترین درگیری صورتجلسه میشد برا همین تصمیم همه این بود که کار بدون درگیری و حاشیه تمام بشه که همینطورم شد/شما یه کم بشین فکر کن این مردم و جوونای پرشور که از نیروی انتظامی هم نترسیدن از یه آدم پرونده داری مثل عباس ممد صغری می ترسن!!نه بخدا فقط اینکه تصمیمشون تمیز از کار در بیاد مدارا کردند و الا کسی از بزرگتر از اینها نمیترسه/خودتم خوب می دونی

شنبه 11 دی 1389 09:14 ق.ظ

آقایی که مثل خودم بی نامی اون روز روز حساسی بود و هر درگیری وکتک کاری میتونست اصل موضوع را کمرنگ کنه برا همین قرار همه این بود که آرامش خودشونا حفظ کنن برا همین کسی مترض عباسو ممد صغری نشد وگرنه کسی از بزرگتر از اونم نمیترسه /یه کم بشین فکر کن مردم از نیروی انتظامی و قانون هم نترسیدن چه رسد به00000000

وجدان بیدار

شنبه 11 دی 1389 08:59 ق.ظ

آقای مستقیمی در آخرین نظریه پردازی خودش به این کشف مهم رسید که ممانعت از فیلمبرداری و عکسبرداری از اون اتفاق نشون دهنده خلاف بودن این اقدامه!و بعضی ها هم با آب و تاب از این کشف مهم استاد (که اخیرا نقش کارآگاه و نماینده حقوق بشر در دفاع از زنان بدکاره را بازی میکند)تعریف وتمجید کردند ولی این آقایان به این موضوع توجه نکردند که این کار در روز روشن جلوی چشم صدها نفر و در حضور مسوول نهاد قانونی شورا و در حضور رییس نیروی انتظامی روستا انجام شد/نیازی به فیلمبرداری نبود همه داشتن به طور زنده میدیدند!از آقای راهی تعجب میکنم تو این سن و سال وبا این تحصیلات این چه طرز صحبت ونتیجه گیریه!!اگه من جوون از روی هیجان یه چیزی بنویسم که دور از منطق باشه جای تعجب نیست اما 00!!در ضمن اقای مستقیمی به قول اون دوستمون که تو وبلاگ شما نظر داده بود کسانی که باید فیلمبرداری و عکسبرداری میکردند کارشون را با مهارت انجام دادن! قرار نیست همه این کارها به شما اطلاع داده بشه

شنبه 11 دی 1389 08:02 ق.ظ

چرا با این مقوله دوگانه برخورد کردید؟مگر عباس محمد صغری را چند ماه پیش با همین خانم و دخترش دستگیر نکردند؟چرا روز تاسوعا که در مقابل200نفر شما ایستاد هیچ کدوم حرفی نزدید وبا عزت واحترام داخل ماشینش کردید؟ می دونم ازش می ترسید مثل .....درثانی اقا غلام اگر امر به معروف ونهی از منکر بلده اول از برادر زن و باجناق عزیزش شروع کنه.متاسفم براتون.

غ,ر,م

جمعه 10 دی 1389 11:33 ب.ظ

آقای حقوق بشر شما یا درچوپانان ساکن نیستی یا اگر ساکن هستی انگار درچوپانان نیستی همین پسر بزرگیش بود که یه شیشه سالم به ماشینا نگذاشت وهمین پسرای کوچیکیش هستن که همش به موتورای مردم بند وبلا هستن درضمن واز همه مهمتر (از گرگ گرگ زاده به عمل میاید واز مرجانه ابن زیاد )

حقوق بشر

جمعه 10 دی 1389 10:46 ب.ظ

زن کل سرخ شاید خودش ناخلف باشه.
اما باید بدونید که بچه هایی داره که فهم و درک دارند که توی روز تاسوعا غرورشون شکست.پسر بزرگیش برای تحصیل رفته نائین و پسر کوچیکیش هم ما ازش بدی ندیدیم .اصلا شخص با فهم و درک و تحصیل کرده با این زن صحبت کرده یا نه؟همین جوری تصمیم سر خود نگیرید.

غیور مردان چوپانان

جمعه 10 دی 1389 06:56 ب.ظ

چوپانان وطن من است.ترامی ستایمت!!
دوباره میسازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش.......ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش.......
منتظر اخبار جدید در این زمینه باشید.دست حق یارتان

انقلابی

جمعه 10 دی 1389 06:46 ب.ظ

این انقلاب مردم چوپنون نقطه عطفی در تاریخ چوپانان است تبریک میگویم

وجدان بیدار

جمعه 10 دی 1389 06:41 ب.ظ

باید از همت و وقت شناسی مردم چوپونون وهمینطور از سرعت عمل دادگاه و نیروی انتظامی تشکر بشه/ احساس خوبی دارم که چوپونونییم0 تقدیم به همه اونایی که این کار باارزشا انجام دادن

وجدان بیدار

جمعه 10 دی 1389 06:41 ب.ظ

باید از همت و وقت شناسی مردم چوپونون وهمینطور از سرعت عمل دادگاه و نیروی انتظامی تشکر بشه/ احساس خوبی دارم که چوپونونییم لبخند] تقدیم به همه اونایی که این کار باارزشا انجام دادن


پاسخ ذبیح به «شهر پاک: شهر خالی از سکنه»

دوشنبه 6 دی 1389 05:55 ب.ظ

تعداد نظرات قابل مشاهده : 159 / تعداد نظر های پنهان : 4

 آلبرت

جمعه 24 دی 1389 03:31 ب.ظ

نه والا 

محمد.

جمعه 24 دی 1389 03:05 ب.ظ

چاکرتیم البرت نه والا دروغ میگم.

جمعه 24 دی 1389 02:36 ق.ظ

هههههههههههههههههههههههه

آلبرت

پنجشنبه 23 دی 1389 07:37 ب.ظ

محمد خان شیر مادرت حلالت

محمد رضا مستقیمی

پنجشنبه 23 دی 1389 03:40 ب.ظ

خوشا به حال انکس که علم وعملش،دوستی و دشمنی اش،گرفتن و رها کردنش،سخن گفتن و سکوتش،رفتار و گفتارش همه خالص برای رضای خدا باشد
ان شاءالله

آلبرت

چهارشنبه 22 دی 1389 11:20 ب.ظ

آلبرت

چهارشنبه 22 دی 1389 11:19 ب.ظ

منتظر

چهارشنبه 22 دی 1389 08:51 ب.ظ

شیرمردیت حلالت-خون پدر شهیدت را پاس میداریم

آلبرت

چهارشنبه 22 دی 1389 01:20 ب.ظ

تا کی میخواین به خاندان مستقیمی توهین کنید 
بابا بسه دیگه

محمد.

چهارشنبه 22 دی 1389 12:54 ب.ظ

باعرض سلام به همولایتهای عزیز
من نمیدانم چرا بعضی ها دایه مهربان تر از مادر شدن و اینطور زوم کردن رو این قضیه.یکی از دوستان گفت که چندین بار بهشون تذکرداده شده و.....ولی متاسفانه نیروی انتظامی اقدام خاصی انجام نداده.وقتی بنیاددوخانواده را از هم پاشیدن و....دیگه باید چیکار میکردن ملت اقایان مستقیمی!!!!!اگه همین اقدام ملت صورت نگرفته بود که نیروی انتظامی حالاحالاها قرارنبود اقدامی انجام بده

پویا

چهارشنبه 22 دی 1389 12:15 ب.ظ

آفرین آلبرت حرفتا بزن ولی بدون بی احترامی و یا نام بردن از شخص خاصی ، اگر جوابی داشته باشه دیگران هم مطمئن باش بدون اینکه بی حرمتی کنن جواب میدن
به امید آبادانی سرزمینمان که فقط و فقط با اتحاد و همدلی میسر میشه متشکرم

آلبرت

چهارشنبه 22 دی 1389 12:06 ب.ظ

لااقل من به کسی فحش ندادم و نظر دادم
دیگه بیشتر ازط این شخصیت خودم را پایین نمیاورم

آلبرت

چهارشنبه 22 دی 1389 12:01 ب.ظ

لااقل من دیگه فحش به کسی نمیدم و دارم نظر میدم
دیگه بیشتر از این شخصیت خودم را پایین نمیارم که با شا همکلام شم

گاله بند

چهارشنبه 22 دی 1389 11:24 ق.ظ

بابا باشعور اجتماعی ، باادب ، با فرهنگ تو که از اول که اومدی تو این سایت و نجسش کردی همه غیر از هتاکی و بی ادبی ازت چیزی ندیدن پس خواهشا ببند و دم از روابط اجتماعی نزن

آلبرت

سه شنبه 21 دی 1389 04:38 ب.ظ

اقای صمیمی کسانی که شعور اجتماعی ندارند را نظراتشان را حذف کنید

صمیمی

دوشنبه 20 دی 1389 10:18 ب.ظ

البرت عزیز:روی سخنم برای همه دوستان است.تمنادارم رعایت شود.سپاس از شما

آلبرت

دوشنبه 20 دی 1389 09:16 ب.ظ

اقای صمیمی وقتی اینا ادب ندارن چرا من جوابشونا ندم

آلبرت

دوشنبه 20 دی 1389 09:16 ب.ظ

اقای صمیمی وقتی اینا ادب ندارن چرا من جوابشونا ندم

غ .صمیمی

دوشنبه 20 دی 1389 06:43 ب.ظ

دوستان عزیز توجه داشته باشیدکه احترام متقابل راداشته باشید تامجبور نباشیم نظرات بیهوده را پاک کنیم.پس بیایید بارد وبدل کردن اطلاعات سنجیده وخوب یکدیگر را یاری نمایید.با سپاس از دوستان.

گاله بند

دوشنبه 20 دی 1389 01:24 ب.ظ

آلبرت گالتا ببند چرا از حرف حق بدت میاد

آلبرت

دوشنبه 20 دی 1389 01:44 ق.ظ

نمیدونستم عاقلین شما
شما به عاقلی خودت ببخش

غلامرضا مرتضوی .دلاور

دوشنبه 20 دی 1389 12:19 ق.ظ

با عرض سلام وآرزوی سلامتی برای تمامی همولایتیامون .به نظرم کسانی که در مسجد ،حسینیه ،مراسمات ،غمها وشادیهای مردم شرکت نمیکنند! ،حق ندارند هر حرفی که به ذهنشان آمددرمورد چوپانان ومردم چوپانان بگویند .چرا ما به خاطر دو سه نفر خطاکار اینگونه به جان هم بیافتیم .)شنونده عاقل است(

آلبرت

یکشنبه 19 دی 1389 09:10 ب.ظ

بدبختا من از همه ی شما چوپانانی ترم واقعا که عقده ای هستین

یکشنبه 19 دی 1389 07:23 ب.ظ

جناب آقای مالکی 
با توجه به ناپاکی که در بعضی از کامنتها مشاهده میشود لطفا یکی از دو روش زیر را به کار ببرید:
1- کامنتها راپس از بررسی در سایت قراردهید.
2- IP کامنتهایی را که بی ادبی می کنند و باعث نا پاک کردن سایت میشوند را محدود نمایید تا دیگر نتوانند کامنت بگذارند 
با تشکر

یاور

یکشنبه 19 دی 1389 06:25 ب.ظ

قابل توجه همه همشهریها و دیگر بازدیدکننده ها/ این آلبرت چپنونی نیس/ پس بی ادبیهاش را به فرهنگ چپنون و سایتش نسبت ندین/ ایشون انارکی هستن و بخاطر عقده های روانی که علتش را کسی نمیدونه میان تو سایت چپنون و آرامشش را بهم میریزن/ اگر کسی در گذشته های دور جرمی در قبال ایشون مرتکب شده خودش بگه تا غرامتشا بهش بدیم تا دست برداره/

یکشنبه 19 دی 1389 04:55 ب.ظ

قنات چوپنون شما خیلی بیجا کردی تهدید می کنی. اینجا اومدی نظر بدی در مورد مطلب یا با شخص در بیافتی .

وبگرد

یکشنبه 19 دی 1389 04:04 ب.ظ

منبع تغذیه دینی مردم، مدرسه فیضیه یا مسجد ارک؟!
متاسفانه اسلام الان دست چندتا مداح بیسواد و هتاک افتاده که از توهین وافترا ابایی ندارن وقضیه عاشورا هم شده یک سنگر که هر وقت لازم باشه پشتش پنهان بشن و هرسال هم یک روضه جدید از واقعه کربلا میخونن واقعا کسی نیست که جلوی این انحرافات و بگیره

http://ayandenews.com/news/23362/

یکشنبه 19 دی 1389 02:43 ب.ظ

قای مستقیمی لطقا جمعش کنید. این قدر مردم را تحریک نکنید. دوست دارید بحث راه بیندازید و همه را به جون هم بیندازید و انحاد نداشته را از مردم بگیرید. دیگه بیشتر از این خودتون را خراب نکنید.با این مطالب فقط تعداد کسانی که به شما ارادت داشتند از جمله من را متنفر کردید.بسه دیگه. با این بحث ها نه ابروی اونایی که رفته باز می گرده و نه قراره زمان به عقب برگرده و مردم اشتباهی که نکردند را اصلاح کنند. فقط سایت چوپانان را از هدق راه اندازیش دور کردید و دید اونایی که بیرون از ده بودند را نسبت به آن خراب کردید. فعلا که شما دارید دل عاشقان امامزاده و چوپانان را با این حرف های صدتا یه غاز می شکنید......

یکشنبه 19 دی 1389 01:42 ب.ظ

پویا

یکشنبه 19 دی 1389 01:14 ب.ظ

جناب آقای مستقیمی لطفا دیگه بس کنید این مطلبو ولش کنید آقا ، یک کاری خودجوش و از روی خشم مردم صورت گرفته و تمام شده ،حالا بچه هاش مظلوم بودن یا نبودن، گناهکار بودن یا بی گناه قضاوت با خود مردم بوده، از آقای مالکی هم خواهش میکنم این مطلبو حذف کنید اینقدر آقایون نیان کاسه داغتر از آش بشن ، دیگه واقعا داره حال همه رو بهم میزنه

محمد رضا مستقیمی

یکشنبه 19 دی 1389 11:43 ق.ظ

دوست گرامی چرا خودمان را گول می زنیم؟ حرکت روز تاسوعا اشتباه محض بود .در این جریان افراد بی گناهی قربانی شدند مگر همسر مرحوم حسن اقا ،دختر تو خونه اش و بچه های مرحوم حسن زاده چه گناهی داشتند؟ واقعا حرکت اشتباه بود ،هیچ منطقی این حرکت را نمی پذیرد
خدایا کمک کن انچه را که می شکنم،دل نباشد. قانون هم اصلا کار مردم را تایید نکرد مظفری چقدر گفت وارد خونه نشوید در خونه را خودتان قفل کنید و کلیدش دست خودتان باشه

جواب اقای مستقیمی

یکشنبه 19 دی 1389 11:17 ق.ظ

البته منم با توهین به افراد کاملا مخالفم اما شما هم قبول کن که اقای مستقیمی تندروی کرد

جواب اقای مستقیمی

یکشنبه 19 دی 1389 11:13 ق.ظ

آقای مستقیمی دیدی که قانون هم کار مردما تایید کرد پس حرف محمد شیخ نامربوطه مگه ایشون قاضیه که حکم میده این کار غیر قانونیه!!

جستجوکن آلبرت

یکشنبه 19 دی 1389 10:19 ق.ظ

منم با سید موافقم آلبرت عزیز برو از والده محترمه بپرس ببین اجدادت کین بعد نظر بده شایدم اون بنده خدا هم شک داشته باشه

محمد رضا مستقیمی

یکشنبه 19 دی 1389 10:17 ق.ظ

شما باید برای خودتان متاسف باشید که این چنین راحت با ابروی مردم بازی می کنید تو اگر مردی واز مردانگی بویی بردی با اسم واقعیت نظر بده نه به نام قنات چوپانانی.نمی دانم خاندان مستقیمی چه هیزم تری به شما فروختند.اقای محمد شیخ هم اصلا حرف نا مربوطی نزدند تمام حرف ایشان این بود حرکت شما در روز تاسوعا غیر قانونی بوده است.

سید

یکشنبه 19 دی 1389 12:55 ق.ظ

آلبرت خان، بانیان چوپانان خاندان تو نبوده اند، اگه تو از اون خاندان بودی که یک ذره از غیرت و همیت اونها را به ارث برده بودی عزیزم، بد نیست یه صحبتی با والده مکرمه بفرمائید شاید توانستید خاندان واقعی که این شخصیت ضعیف را براتون به ارث گذاشتند پیدا کنید

آلبرت

شنبه 18 دی 1389 10:00 ب.ظ

اخه بد بخت خاندان من بودن که پایه ی احداث چوپانان را بنا کردند بدبختای بیچاره

شنبه 18 دی 1389 02:13 ب.ظ

بدبختی از سر و روت میباره که میای تو سایت یه جای دیگه جز شهر خودت نظر میدی

شنبه 18 دی 1389 02:13 ب.ظ

بدبختی از سر و روت میباره که میای تو سایت یه جای دیگه جز شهر خودت نظر میدی

آلبرت

جمعه 17 دی 1389 07:20 ب.ظ

هروقت حاضر شدی واسه خودت حتی یک اسم مستعار بزاری نظر بده بدبخت

جمعه 17 دی 1389 06:44 ب.ظ

به نظر من شما کلاه خودتا سفت بچسب باد نبره آلبرت

آلبرت

جمعه 17 دی 1389 05:59 ب.ظ

به نظر من چوپانان را خالی از سکنه کنید که شهرتون پاک پاک شود و اون وقت افتخار کنید که شهرتون پاکه

چهارشنبه 15 دی 1389 08:19 ب.ظ

زنده باد جوبانان
دیگه کاری نکنید تا روال قانونی طی بشه دوستان
هرجند اکه ما داد نمی زدیم قانون قرار نبود تا صدسال دیکه هم اینارا درشون کنه

..........!

چهارشنبه 15 دی 1389 03:36 ب.ظ

ba salam khahesh.! doste aziz on kesi ke bayad matlabo begire hatman khodesh fahmide shoma nemikhad khodeto aziyat koni.!

چهارشنبه 15 دی 1389 11:57 ق.ظ

...پس (دهکده پاک خالی از سکنه نیست )هر جای دنیا با هر عقیده اگه اونایی که تو یک جامعه چه کوچک چه بزرگ زندگی میکنن نیتشون این باشه که پاک زندگی کنند و باعث ناپاکی مردم نشن و در مقابل اونایی که میخوان ناپاکی را رواج بدن بایستند اونا ساکنان دهکده پاکن (اونایی که باور کردن نمیشه دهکده پاک داشت چاره ای ندارن جز اینکه تسلیم ناپاکیها بشن)اما باورکنندگان دهکده پاک اونایی اند که در حد توانشون از ناپاکیها دوری میکنن و اگه خطایی کردن توبه میکنن اونا نسبت به دهکده و مردمش احساس مسوولیت میکنن اونها امیدوارن و امیدواری ایجاد میکنن.اونا آرزوشون رونق دهکده پاکه نه ویرانی و خالی شدن از سکنه... 

چهارشنبه 15 دی 1389 11:52 ق.ظ

آیا این جمله که (دهکده پاک دهکده خالی از سکنه است)جمله کاملا درستیه! به نظر من اگه منظور یه دهکده پاک پاک پاکه ! که همچین چیزی هیچوقت نبوده زمان هیچ پیغمبری نبوده حتی زمان امام زمان هم بوجود نمیاد چون هیچ چیزی نباید جلوی اراده و اختیار آدما را بگیره اگر کسی بخواد گناه کنه تا تو این دنیاست دستش بازه!فقط تو دوره امام زمان زمینه ارتکاب گناه کم میشه ولی اختیار آدما ازشون گرفته نمیشه این نوع دهکده پاک را فقط میشه تو بهشت تصور کرد نه جای دیگه! ...اما واقعیت اینه که یک نوع دیگه از دهکده پاک وجود داره که آرزوی رسیدن بهش تو فطرت همه آدما هست پیغمبرای خدا هم رو همین حساب مردم را به سعی و تلاش و ساختن محیط پاک و مبارزه با بدیها دعوت کردن .اونا که نمیخواستن مردم را سر کار بذارن وگرنه فقط بهشون وعده بهشت میدادن وتوجهی به وضع جامعه نمیکردن .پس بحث دهکده پاک مربوط به آسمونا نیست ! اما همه میدونیم دهکده صدرصد پاک هیچوقت تو تاریخ پیدا نشده!!پس این دهکده پاک دنیایی چه جور جاییه....... ...(عبارت دهکده پاک یک عبارت نسبیه نه کامل و مطلق) یعنی اینکه یعنی وقتی میگیم جامعه پاک منظورمون جاییه که در مجموع پاکه نه صدرصد!وقتی عقل و ایمان و حتی ضرورتهای زندگی دنیایی ما را دعوت میکنه به سمت با هم زندگی کردن اما با رعایت قانون و عرف و اخلاق ...وهر چیزی که طبع یک انسان سالم میپذیره این میشه دهکده پاک .دهکده پاک یه محیط اجتماعیه که با همت مردم زمینه انجام گناه در اونجا محدود میشه و همون تعداد اندک خلافکار گناهشون را علنی نمیکنند .تو دهکده پاک (چار دیواری اختیاریه)اما اگه خونه ای بخواد پاتوق گناه بشه مردم حق دارن اقدام کنن نشونه دهکده پاک این نیست که توش اصلا گناه نباشه اما تو این دهکده خلافکار احساس ترس و بدهکاری نسبت به جامعه داره ومردم احساس جرات و طلبکاری نسبت به خلافکار! ساکنین دهکده پاک شاید خوشون آدمای کاملا پاک نباشتد اما از پلیدی و ناپاکی بدشون میاد...

گلی

سه شنبه 14 دی 1389 11:47 ق.ظ

نخطه خان اخرش شما موافقی یا نه?‏ حرف حسابت چیه شرمنده من متوجه نشدم

سه شنبه 14 دی 1389 11:36 ق.ظ

فعلا که هم دولت ودر محیط ما هم نیروی انتظامی پشت کار را گرفته تاکور شود هر انکه نتواند دید

..........!

سه شنبه 14 دی 1389 01:04 ق.ظ

با سلام به دوستان عزیز.!منم با مگ مگ موافقم !باید یکی این حرفها رو میزد تا خیلی ها زیاد دور برنمیداشتن خوب بود مرسی! و شمایی که دردتون اومده !!!خیلی وقتا شخصیتهای کارتنی هم درسهای بزرگی به ادما میدن و چقدر خوبه که اون ادما یه تلنگری بهشون بخوره و قدمشون رو سالم بردارند.وچقدر بهتره که بیان رو زمین سیر کنن وخیلی بالا بالا نپرن سرشون گیج میره.!انشاالله که راهی که در پیش داری سالم باشه!

دوشنبه 13 دی 1389 07:32 ق.ظ

حالا به فرض که باشه مهم نیست اعتقادش به خودش مربوطه فقط این مهمه که با هر اعتقادی که بود چه مسلمون چه زرتشتی چه ... از همه ما چوپونونا بیشتر دوس داشت و براش زحمت کشید همه ماهم به هر دین و مذهبی که هستیم باید برای چوپنون یکی باشیم و کار کنیم

دوشنبه 13 دی 1389 07:25 ق.ظ

جناب مگ مگ ( که اردکی است در کارتونهای تلویزیون‎‎(و نظر یک اردک هیچ اهمیتی ندارد باید بگویم چنان از کلمه کثافتکاری استفاده کردی که من گمان کردم این مرحوم به شما نظر سوء داشته است و ....
بعد که کثافتکاریهای ایشان را توضیح داید خدا را شکر کردم که آنچه درباره شما فکر میکردم‎ ‎آنگونهنبوده است
چرا او را اعدام نکردند اگر عضو آن گروهک بود؟

صدیق

یکشنبه 12 دی 1389 11:41 ب.ظ

سلام چوپانانی های عزیز از دلسوزیهای تمامی شما قدر دانی میکنیم خواهش داریم که با هر ایده و نظری که دارید و برای وطن خود دلسوزی می نمایید از پرداختن به تمام مباحث حاشیه ای که باعث از بین بردن وحدت شما عزیزان میگردد پرهیز نمایید هنر شما عزیزان این بود که دوسال پیش افراد دلسوز را با هرنظر و ایده ای جمع نمودید و باعث بلند آوازه کردن نام وطنتان شدید/چوپانان برای همه همه برای چوپانان تشکر

یادمان باشد

یکشنبه 12 دی 1389 09:51 ب.ظ

آیا ما آنقدر معرفت داریم که وقتی ساختمان بسیج را از صحنه روزگار برمیداریم یادی از مصطفی شیخ کنیم ؟
آیا در خاطر ما باقی خواهد ماند که او چقدر خود را همچون شمع سوزاند تا دهکده ای پاک و آباد داشته باشیم ؟
آیا زبان ما این توان را دارد که در مراسم فرو ریختن آن ساختمان کذایی با هم فریاد بر آوریم و بگوییم

مصطفی نبودی ببینی
شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته ......

غیور مردان چوپانان

یکشنبه 12 دی 1389 09:16 ب.ظ

یاد وخاطره دوست گرامی ودلسوز چوپانان(شادروان مصطفی شیخ) را گرامی میداریم وروحش شاد و قرین رحمت الهی باد.دوستان وهمسنگران وهم نسلهای این عزیز. داخل پرانتز( اقای راهی هم دوستان با اصل موضوع که مبارزه با الودگیهاست مخالفت نکرده.او گفته از راه قانون وارد شویم.نه مبارزه مردمی.اما زمانیکه اینجانب خبر دستگیری وحکم نفی بلد انها را توسط نیروی امنیتی نوشتم ان را پذیرفت وگفت که راهی را که سنگش را به سینه میزدم همین بود احسن.یعنی اقدام قانونی .که در اینجا باید عرض کنم اگر اقدام مردمی نمیشد هیچگاه نیروی انتظامی وارد نمیشد.پس کار ما همه درست بود واز روی اندیشه برای ورود نیروی انتظامی.با سپاس از همه غیرتمندان

یاور

یکشنبه 12 دی 1389 08:54 ب.ظ

مصطفی شیخ اسطوره چوپانان بوده و خواهد ماند/ نمیخواهم داستان آن پیرمرد 50/60 ساله را بازش کنم ولی همه گذشتگان میدانند که کارش درست نبود و باید پایش را از گلیمش درازتر نمیکرد/ دلیل نداشت اونجا باشه/ بسیج هم که همه میدونیم از پای بست خراب بوده جاش و در همایش ۸۸ هم یکی از درخواستهای اهالی بود که مطرح شد و حالا شنیدهه ام که بزودی ویرانش خواهند کرد/ اینکه ممدیوسف اونجا بوده هم چیزی نیست که دست بگیرید و آن مصلح آبادی را محکوم کنید، چرا که ممدیوسف وظیفه قانونی اش ایجاب میکرد که از آن ساختمان دفاع کند و کرد/ مصطفی شیخ هم وظیفه ملی اش این بود که ساختمانی که نظم و زیبایی آبادی را بهم ریخته بود خراب کند گه متاسفانه موفق نشد/ بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی هم که به همت اقشار مردم و احزاب و توده های بیشماری انجام شد مرحوم مصطفی که به یکی از احزاب وابسته بود از کار سیاست کنار کشید و خود را وقف چوپانان و چوپانانیها کرد/ واقعا بی انصافی میفرمایید که ذهن جوانانمان را نسبت به آن مرحوم خراب میکنید/ بزودی از خدمات مصطفی شیخ بیشتر خواهم گفت/ کسی که وقتی زمین فوتبال جوانها را خراب کردند که انبار سیمان بسازند با تراکتور خودش زمینی را برای بچه ها مسطح کرد/ کسی که هیچ مسئولی در چوپانان از دست او امان نداشت و همه باید به او پاسخ میدادند که چرا رسیدگی نمیکند/ حرفزن چوپانان جلوی مسئولین بود/ همیشه با فساد بیگانه ها در روستا مقابله میکرد و بالاخره جان خودش را هم در این راه داد/ دوستان خوبم/ ممد شیخ هم مخالف کارهای برادر بود و مصطفی را شماتت میکرد/ پس کارها و عقاید ایشان را به آن مرحوم نسبت ندهید/ اگر مرحوم مصطفی زنده بود بی شک نفر اولی بود که در این جنبش حضور داشت/ روحش شاد و یادش گرامی باد

///

یکشنبه 12 دی 1389 08:23 ب.ظ

حق طلب زیبا بیان کردی ولی کو گوش شنوا

یکشنبه 12 دی 1389 06:11 ب.ظ

اقای مگ مگ تشکر تشکر

حق طلب

یکشنبه 12 دی 1389 01:16 ب.ظ

آیا منظور شما واقای راهی از (خانه از پای بست ویران است) اینه که ما هم کلنگ برداریم و بقیه اش را هم خراب کنیم!بله دهکده صدرصد پاک زمان امام زمان هم ایجاد نمیشه چون هیچ چیزی نباید جلوی اختیار آدما را بگیره اما باید سرعت تخریب را کم کرد یا نه آیا من و شما یه پاکت زباله سریع از خونه بیرون میبریم یا نه یا اینکه توجیه میکنیم و میگیم دوباره که زباله ساخته میشه پس ولش کن!!(شهر ما خانه ما)مانسبت به محیط زندگیمون مسوولیم و با یه بیت شعر نمیتونیم روی ایات و روایتهای در این رابطه خط بکشیم .این خبر هم تاسف باره اما ربطی به موضوع فعلی آبادی ما نداره تمام مردم چوپانان سالهاست که شاهد رفت و امدها و خلافهای بعضیها هستند کسی شهدت دروغ نداده به کسی هم تهمت الکی زده نشده.برا همین قانون هم سریع اقدام کرد

خواجه

یکشنبه 12 دی 1389 12:28 ب.ظ

خانه از پای بست ویران است

این خبر را بخوانید تا بدانید پای بست چیست

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100832078707

با همه این حرفهایی که زده شد باز هم دهکده ما پاکتر از بسیاری جاهای دیگر است

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100832078707

از طرف مگ مگ

یکشنبه 12 دی 1389 11:16 ق.ظ

ادامه...فکر کن وبعد سخن بگو.!!اینجا انجمن شعر نیست که بخواهی بداهه گویی کنی. اینجا سایت چوپانان است که حرفهای نسنجیده ودور ازنزاکتت بایگانی میشود وتاسالها سند گزافه گوییهایت است.بدا به حال آنانی که کتابها واشعار وافکار بچه گانه تو را بخوانند.شایدشاعر هجویه سرا باشی ولی باز هم فرقی نمیکند.من هم از آخوند وملا دل خوشی ندارم ولی آقای سعادت را یک استثنا میدانم.ازحاج عباس رستاقی هم شاید خوشم نیاید ولی این را هم میدانم که اوکسی است که برای چوپانان صد برابر شما که ادعای ارباب زاده بودن را هم یدک میکشی دل میسوزاندوکار میکند.حداقل سعیش براین است.ولی شاید بخاطر بیسوادی وپیری بیشتر از دستش برنیاید.آنهاهم که باسواد بودند ومثل جنابعالی ادعا داشتند در شورا بودند وفقط آتش پای نان خود کردندو........هنوز حرف بسیار است ولی افسوس که.......
باز هم همه نظرات را بخوان واطلاعات عمومی ات را بیشتر کن ومنصفانه قضاوت کن....فکر کن آقای شاعر...فکر کن ارزشش را داشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


از طرف مگ مگ

یکشنبه 12 دی 1389 11:15 ق.ظ

خدمت آقای واهی
اینکه میگم واهی برای اینه که واقعا حرفهای شما پوچ وواهی است
آقای مستقیمی! اگر به خاطر دفاع بیجای خودتون از یک روسپی نبود اینطور مفتضح نمیشدید و شاید اگر فقط چند سوال کوتاه پرسیده بودید کار به اینجاها نمیکشید.ولی وقتی با آن مقدمه کذایی شروع کردید ومقدسات مردم را چنان گستاخانه
مسخره کردید وبه تک تک اهالی تو هین نمودید و حتی پیرمردی را که جز زحمتکشی برای آبادی کاری نکرده مورد استهزا قرار دادید (هرچند سخنرانی چون تو نیست که جملاتش را بزک کند) باید فکرش را میکردید.مگر آنهایی که با قلم شما مسخره شدند شما رفتی ویکی یکی در مقابلشان ایستادی و خود را معرفی کردی که همه با اسم اصلی نظر بدهند.
زایران حرم امام ورعایای آبادی که عیدی صبح نوروزت را به آنها حواله کردی و آنها که بااسم مستعار کامنت دادندو.همه وهمه شاید تورا ندیده ونمیشناسند.وخیلیها هم که با تو همنوا شده اند مسلم است که جوانان بی تجربه ای هستند که احساساتی شده اند و .آیا برادرت را که تو مصلح دهه60 خوانده ای مردم قدیمی واصیل چوپانانی فراموش کرده اند(شاید جوانان امروزی ندانند کثافتکاریهایش را) که در روز روشن با دیلماچ فدایی اش به خانه ای در کوچه خودتان حمله کرده ومرد 50_60 ساله ای را که عمری با آن خانواده آمد ورفت داشت به باد کتک گرفته وآبرویش را به باد دادند. آن روز کجا بودی آقای دادستان!!!.مگر همو نبوده که دفاتر حساب وکتاب میانه چوپانان را به آتش سپرده بود؟! او نبود که جزو گروهک مجاهدین خلق بود و در گوشه چوپانان خود را مخفی کرده بود وبه انحاء مختلف در بین مردم آبادی تفرقه میانداخت ؟ومگر او نبودکه روز هفتم تیر سال 60 در بین مردم شیرینی پخش کرده بودوبعد او را اطلاعات شبانه برده بود وتا مدتها بعد مخفیانه آمد ورفت میکرد؟ واونبودکه ساختمان جنگلبانی(بسیج فعلی)را در حال که مرحوم محمد یوسف وخانواده اش داخل ان خانه بودند را همراه با عده ای از جوانان مثلا انقلابی به آتش کشید؟؟!!.وهزاران خلاف دیگر که مجالش نیست.مشتی از خروار برای جوانان تازه بدوران رسیده کامنت بازی که کامنت حمایت برایت دادندبخاطر قلمت که بجای خود قابل تحسین است ( اصل فرا موش نشود).اگر آن علامت سوال بزرگت را خود هضم کرده بودی ودم بالا نمیاوردی اینگونه نمیشد.فکر کن اقای شاعر!

یکشنبه 12 دی 1389 11:07 ق.ظ

رها تو از اون دسته آدمایی هستی که می خوای آب رو گل آلود کنی و ماهی بگیری.با این لحن مزخرفت.حالا تو انترا که از انقلاب با شکوه پس نزدن چه گلی زدی به سرمون.راهی اقلا اهل دل هست قصی القب نادان مثل تو نیست.راسی مودونم از حرفا آتش می گیری از قدیم گفتن حقیقت تلخه ها جون مثل کون خیاره

یکشنبه 12 دی 1389 11:03 ق.ظ

رها خل بسرتتتتتتتتتتتتتتت

نا شناس

شنبه 11 دی 1389 11:46 ب.ظ

والا اینجوری که ما شنیدیم حقشون بوده که بیرونشون کردن اخه کسی که مایه ننگ باشرو باید از صحنه حذفش کرد که به بقیه اسیب نرسونه

رمضان

شنبه 11 دی 1389 11:25 ب.ظ

یکی از علما و عرفای بزرگ هم عصر شیخ بهایی قصد سفر عتبات داشت. مرکبی را برای این منظور کرایه کرد. روز حرکت که رسید عده ای به بدرقه اش آمدند و از آن میان شخصی نامه ای به او داد تا به فلان شخص در کربلا برساند. شیخ نامه را گرفت و در بارش نهاد و از مرکب پیاده شد و افسار به دست به راه افتاد. پرسیدند چرا این گونه؟ گفت من برای حمل خودم و آنچه مربوط به من است این مرکب را کرایه کرده ام. این نامه جزء اسباب من نیست.”… ادامه داد: “حالا تو ببین این آدم کجا و فلان مدیر کجا! طرف برای راحتی خودش داره فلان کار رو می کنه من که می گم این آدم مسلمون نیست این آدم حق الناس و بیت المال سرش نمیشه این آدم فلان و بهمان”. همینطور پشت سر هم می گفت. برگشتم و یک جمله به این دوست عزیز گفتم: ”قطعا برای آن شیخ والا بار تهمت و غیبت از نامه سنگینتر بوده است و الا به این درجات دست نمی یافت که وزن سنگین حق الناس را در آن نامه درک کند”.

رها

شنبه 11 دی 1389 04:19 ب.ظ

شما که میگی سایت بسته بشه که ابروی افرادنره زودترباید به اقای راهی میگفتیدکه از بی ابروها دفاع نکنه کسایی که دادگاه هم ازاونا هیچ دفاعی نکرد.

http://hoopanan.com

غیور مردان چوپانان

شنبه 11 دی 1389 03:28 ب.ظ

باعنایت به اعتراضات اخیر مبنی بر دستگیری عوامل فساد.بجز دو مورد که حکم نفی بلد انها صادر شده. یک نفر دیگر از عاملین فروشنده ومصرف کننده مواد چند روز قبل توسط نیروهای امنیتی دستگیر و روانه زندان شد. فرد منظور سابقه قبلی در استفاده وفروش مواد وهمچنین سرقت منازل داشته.بقیه عوامل بنوبت دستگیر با حکم قانون خواهند شد

ترسو

شنبه 11 دی 1389 07:48 ق.ظ

من آدم شجاعی نیستم اما از اون آدمایی که با نام اصلیشون نظر میدن خوشم میاد !مثل نظر پایینی

حسن حیایی

شنبه 11 دی 1389 12:50 ق.ظ

ما که نفهمیدیم آقای مستقیمی چرا با بیرون کردن اون دوتا خانواده مخالفند.میگن قانونی نبوده؟ حالا که مهر تایید قانون هم داره دیگه نگران چی هستند؟ نکنه توقع داشتند ما هم همان کاری را بکنیم که ایشان با آن سوغات مشهد کرده بودند؟{که جایی بفرستیمشان که عوایدش نصیب همه شود؟} نه همه شون کور خوندن

شنبه 11 دی 1389 12:00 ق.ظ

واقعا متاسفم برای طرز فکر ادمایی همچون رها که با گفتن یک بسمه تعالی خودشونو ادم خوبه می دونن دیگه فکرا اینقدر باز شده کسی گول این حرفا رو نمی خوره

جمعه 10 دی 1389 11:54 ب.ظ

با سلام ای کاش این سایت برای همیشه بسته می شد تا ابروی چوپانان و مردمش بیشتر از این نمی رفت همتون عقل کل هستین ولی از فهم وشعور بویی نبردین منظور م رها هست

مهدی

جمعه 10 دی 1389 11:48 ب.ظ

اینکه شما از کسی بدی ندیدی دلیل بر برائت ایشان نیست. حقوق بشر عزیز بچه های کله سرخ که میفرمائید درک و فهم دارند، اگر داشتند که خیلی پیش از این غرورشان باید میشکست. وقتی که مادرشان را در حالات مختلف میدیدند چرا غرورشان نشکست. وقتی ۴۰ کپسول گوشه خونشون بود و یه کپسول را با یه بسته کراک جابجا میکردند غرور نداشتند???‏ در ضمن اگر هم چوبی خوردند چوب خلافهای مادرشان بوده عزیز من، نه چوب غیرت مردم چوپانان را. بهتر است به شهر خودشان بروند بلکن اونجا غرورشان نشکند، یا حق

جمعه 10 دی 1389 11:47 ب.ظ

دوست من آیا شما خبر دارید که این حکم را دادگاه صادر کرده نه یک فرد عادی!پس اگر ایرادی دارید به حکم قانونی مربوط میشد0 اگه ایرادی تو کار این زن نبود یه همچین حکمی براش صادر نمیشد/جواب بچه هاش را هم خودش باید بده نه من وشما/این نتیجه روش اشتباه او در طی این چند سال بوده ای کاش این پسرهای خوب!مادرشون را قبلا نصیحت کرده بودند تا کار به اینجاها نکشه

جمعه 10 دی 1389 11:47 ب.ظ

جناب رها استغفرالله زبانم لال مگر شما خدایی که می گویی فلانی شیطان است. آیا هر کس خلاف نظر شما نظر داد شیطان است؟ شاید حسادت بیش از حد باعث شده کینه توزانه سخن بگویی!
کاش مجری گری آن همایش را به شما می دادند.که کمی از این عقده های درونیتان کم می شد.
کاش خود را دقیقا مانند آقای راهی معرفی می کردید که ما هم شمارا میشناختیم و شما را شخصی بزدل تصور نمی کردیم.کار شما مانند کسی است که در خانه ای را می زند و فرار می کند

حقوق بشر

جمعه 10 دی 1389 10:43 ب.ظ

زن کل سرخ شاید خودش ناخلف باشه.
اما باید بدونید که بچه هایی داره که فهم و درک دارند که توی روز تاسوعا غرورشون شکست.پسر بزرگیش برای تحصیل رفته نائین و پسر کوچیکیش هم ما ازش بدی ندیدیم .اصلا شخص با فهم و درک و تحصیل کرده با این زن صحبت کرده یا نه؟همین جوری تصمیم سر خود نگیرید

با رها

جمعه 10 دی 1389 09:16 ب.ظ

ممنون رها جان حقیقت را بیان کردید

نا رها

جمعه 10 دی 1389 07:43 ب.ظ

رها جان من یک سوال دارم؟
اگر قرار باشد که ایده ها را کنار بگذاریم وگوینده آنها را محکوم کنیم یا قبول کنیم پس باید درمورد حرف شما هم اول شما را قضاوت کنیم کاری نداریم که شما چه میگویید؟
لطفا اول بفرمایید که دلیل دشمنی شما با راهی چیست از نوشته شما هر کسی میتواند بفهمد که با راهی دشمنی قدیمی از نوع پدر کشته گی دارید دلیل این دشمنی را بگویید شاید ما هم با او دشمن شدیم

غیور مردان چوپانان

جمعه 10 دی 1389 07:13 ب.ظ

با احترام به نظر رها:اما دوستان بیایید درباره ماهیت دیگران قضاوت به به مردم بیدار بگذاریم.وکسی را خراب نکنیم.که هدف ما اعتلای فرهنگ است و پاکسازی عناصر نا پاک.بازم از نظر رها ممنونیم وبا شما همرای.متشکریم از دوست خوبمون رهاجان

رها

جمعه 10 دی 1389 07:02 ب.ظ

لذا اگر به دوران پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی برگردیم می بینیم ایشان با توجه به افکار و عقایدی که داشتند از جامعه اسلامی و مردم مومن و انقلابی رانده شدند و در چوپانان جایگاهی نداشتند . او سی سال تنهایی و بی اعتنایی مردم را دروجود خود احساس کرده و از یاد نبرده و چنان کینه ای بر دل گرفته که دیگر تاب و تحمل آن برایش غیر ممکن شده و به دنبال راهی برای بروز آن میگردد . تا اینکه دست اندرکاران محترم همایش چوپانان در سال ۱۳۸۸ ایشان را به خاطر فن بیانش به عنوان مجری همایش برمی گزینند غافل از آنکه او میخواهد دوباره خود را عنوان کرده و شروعی باشد برای جامه عمل پوشاندن به نیات شوم و واهی خود که همینگونه می شود و حضار محترم همایش که بسیاری از آنها او را از یاد برده بودند و بسیاری هم او را نمی شناختند از هم می پرسیدند او کیست ؟ چه خوش سخن می گوید چه بیان شیوا و رسایی دارد عجب ما از او بی خبر بودیم . حیف که تاکنون از او بی بهره بودیم و او در دل غنچ میزند ، اینگونه شد که این شیطان رانده شده تا حدودی به مقاصد پلید خود نزدیک شد و پس از آن هر بار به گونه ای با قلمفرسایی و جلا دادن کلمات که حربه اصلی اوست اقدام به زدن ریشه عقاید و افکار مردم می نماید . که اگر به او میدان بدهیم و از او حمایت کنیم با شیطان و همدست و همراه شده ایم . پس دوستان و همشهریان عزیز : خواهشمندم همگی همدل و همصدا شده و به خواسته ی شوم او که وطن فروشی ، دین فروشی ، اسلام ستیزی و غربزدگی است دست رد زده ، با همت و پشتکار بیش از پیش در پیشبرد اهداف عالیه خود در زمینه مسائل مطرح شده در شب تاسوعای امسال ثابت قدم بمانید و هیچ شک و شبهه ای به دل خود راه نداده و راهی را در راهی که به ترکستان است همچون سی سال گذشته تنها بگذارید . ان شاء اله
التماس دعا - رها ۸۹/۱۰/۱۰

رها

جمعه 10 دی 1389 07:01 ب.ظ

بسمه تعالی
دوستان و همشهریان عزیز آگاه باشید و گول قلمفرسایی و کلمات قشنگ را نخورید . به بیان نوشته ها و آب و تاب کلمات دل نبندید به بازیگران فیلم احسن و بارک اله نگوئید بلکه ببینید کارگردان کیست . به گوینده کلمات و تفکرات و عقاید و پیشینه او توجه کنید . از خود بپرسید چرا و به چه دلیل شخصی که خود را چوپانانی و مالک آن میداند و برخود می بالد که چوپانان ملک آباء و اجدادی آنهاست از یک خانمی که نه اصالت چوپانانی دارد و نه مالکیت و آب و خاکی و کسی که حتی همشهریانش او را فردی خود فروش و فاسد می دانند و از ورود او به موطنش جلوگیری میکنند اینگونه دفاع می کند ؟
همانگونه که می دانید شیطان در هر زمان و مکانی با شرایط همان زمان و مکان خود را آراسته و به خواستۀ خود که گمراهی افراد است می پردازد . او به هر ریسمانی چنگ می زند تا افکار و عقاید خود را چنان جذاب نشان دهد که اگر تامل و تفکر نکنیم خیلی زود دچار اشتباه و کجروی شده و شیفته تفکرات واهی و پوچ او می شویم ...
ادامه دارد

غیور مردان چوپانان

جمعه 10 دی 1389 06:53 ب.ظ

چوپانان وطن ماست. ترا دوست میدارم ای وطن!!
دوباره میسازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش.....ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش

پنجشنبه 9 دی 1389 11:56 ب.ظ

ما که بخیل نیستم برن یه زندگی خوب داشته باشن

عدو

پنجشنبه 9 دی 1389 11:35 ب.ظ

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد حالا اینها مرن شهر و یک زندگی آبرومند درست مکنن خیلی بهتر از کسایی که تو ده موندن

یاور

پنجشنبه 9 دی 1389 08:48 ب.ظ

حالا که دست به جونشون گرفتت تا آخرش برت!‏ علی یار و یاورتون!‏ ما هم هستم!‏ پا پس کشیدن در این مرحله آخر تباهی و رسواییست!‏ جای اینها دیگر در چوپانان نیست غیورمردان

ذبیح

پنجشنبه 9 دی 1389 07:16 ب.ظ

خدمت تمام دوستان خوب و دیگر کسانی که دغدغه قانون را دارند. هردو خانم که همگی میشناسید به حکم دادگاه نائین باید علی المدة المعلومة چوپانان را ترک کنند و به حکم قانون در چوپانان دیگر جای آنها نیست. اولی تا ۱۵ دیماه و دومی تا ۲۱ دیماه مهلت دارند که بروند. اولی که کاملا پذیرفته و حتی به روایتی خانه هم در شهری دیگر اجاره کرده و داره آماده رفتن میشه، ولی دومی همچنان شوکه است و بدنبال دستگیره ای برای ماندن میگردد و مهلت میخواهد.

ذبیح

پنجشنبه 9 دی 1389 07:11 ب.ظ

خدمت تمام دوستان خوب و دیگر کسانی که دغدغه قانون را دارند. هردو خانم که همگی میشناسید به حکم دادگاه نائین باید علی المدة المعلومة چوپانان را ترک کنند و به حکم قانون در چوپانان دیگر جای آنها نیست. اولی تا ۱۵ دیماه و دومی تا ۲۱ دیماه مهلت دارند که بروند. اولی که کاملا پذیرفته و حتی به روایتی خانه هم در شهری دیگر اجاره کرده و داره آماده رفتن میشه، ولی دومی همچنان شوکه است و بدنبال دستگیره ای برای ماندن میگردد و مهلت میخواهد.

///

پنجشنبه 9 دی 1389 06:33 ب.ظ

بیدار شت بابا رسیدم. چیچی هی مگت رفته رفته وخیزت بیاهت اینجا برت در خونش بیبینت چه خبره بیخود حرف نزنت آقایان

پنجشنبه 9 دی 1389 05:26 ب.ظ

شاید این یه امتحانه که ادعاکننده های دروغین سربلندی و خوشنامی چوپانان از راستگوها شناخته بشن/درسته که با این حرکتها فساد تمام نمیشه اما باید یه حرکت و همتی کرد یا نه /آقای مستقیمی تو این مملکت هر کی میخاد از زیر بار مسولیت شونه خالی کنه میشینه یه گوشه و قیافه حق بجانب به خودش میگیره و هی نق میزنه و برا اینکه ردگم کنه هی داد میزنه (ای بی فرهنگ ها 000باید کار فرهنگی بکنید شما نمیفهمید شما00)

پنجشنبه 9 دی 1389 12:16 ب.ظ

از جناب مستقیمی عزیز خواهش داریم که بیان و بعضی از نظرات که حکم جواب برای سوالاتش دارد را بیان نماید . 1نمونش سوال آقا نریمان و کلی سوالای دیگه . منتظریم و ممنون

ی

پنجشنبه 9 دی 1389 08:29 ق.ظ

نریمان عزیز واقعا با نظر زیبات فهمیدم که با انسان نخبه ای هم ولایتی هستم متشکرم

Aqdas khanum

چهارشنبه 8 دی 1389 11:24 ب.ظ

حالا که دگ رفتن این بحث برای چیه؟؟؟

چهارشنبه 8 دی 1389 11:02 ب.ظ

لطف کنید اگر امکان دارد در رابطه با این موضوعی که پیش آمده یک نظرسنجی بگذارید تا موافقان و مخالفان رأی دهند

چهارشنبه 8 دی 1389 10:36 ب.ظ

من مست و تو دیوانه ما را که
برد خانه
صد بار تو را گفتم کم خور دو
سه پیمانه
در شهر یکی کس را هشیار
نمی بینم
هر یک بتر از دیگر شوریده و
دیوانه
هر گوشه یکی مستی دستی
زده بر دستی
وان ساقی سرمستی با ساغر
شاهانه
ای لولی بربط زن تو مست
تری یا من
ای پیش تو چو مستی افسون
من افسانه
از خانه برون رفتم مستیم به
پیش آمد
در هر نظرش مضمر صد گلشن
و کاشانه
چون کشتی بی لنگر کژ
میشد و مژ میشد
وز حسرت او مرده صد عاقل و
فرزانه
گفتم که رفیقی کن با من
که منت خویشم
گفتا که بنشناسم من
خویش ز بیگانه
گفتم: ز کجایی تو؟ تسخر زد
و گفت ای جان
نیمیم ز ترکستان نیمیم ز
فرغانه
نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان
و دل
نیمیم لب دریا نیمی همه
دردانه
من بی دل و دستارم در خانه
خمارم من
یک سینه سخن دارم هین شرح
دهم یا نه
تو وقف خراباتی دخلت می و
خرجت می
زین وقف به هوشیاران مسپار
یکی دانه

سعادت(شیخ حمید)

چهارشنبه 8 دی 1389 09:04 ب.ظ

سلام خدمت استاد محترم آقای مستقیمی 0 گرچه بواسطه تحصیل در رشته دانشگاهی ادبیات فارسی به شخصیت حقوقی تمامی پیشکسوتان عرصه زبان و ادبیات - عمیقا- احترام میگذارم اما ارادت بنده به شما- اصالتا- ارادت به شخصیت حقیقی شما و خاندان محترم و ذی حق شماست0امیدوارم فرصتی دست دهد تا حضورا کسب فیض کرده و مطالبی را عرضه بدارم 0بنده تاکنون درصدد پاسخگویی نبوده ام چون اساسا سوالی مطرح نفرمودید از اینرو ترجیح می دهم از نظرات حضرتعالی بهره ببرم .در مطلب زیبای اخیر تلویحا و تصریحا از بنده به عنوان حجت الاسلامی نام بردید که بیم آن می رود دست به سلاح تکفیر برده و عملی انجام دهد که نباید! به دغدغه شما احترام گذارده و می پذیرم که هماره در طول تاریخ کج فهمی یا سوء استفاده هایی در این رابطه صورت گرفته !اما بنده نه حجت الاسلام که طلبه ای حقیرم در لباسی که خود را هرگز لایق آن ندانسته ام و مقلدی هستم که هرگز جرات نزدیک شدن به ساحت افتا را به خود نداده ام. بنده صادقانه بر بالای منبر بحثی را آغاز کردم و کرارا تایید یا رد آن را از مردم -فی المجلس- خواستار شدم !000شاید جرم این کمترین این است که به درک و فهم مردم اعتماد کردم به آن احترام گذاردم و چیزی برای در لفافه سخن گفتن باقی نگذاردم! افزونی توفیقات شما را از درگاه احدیت خواهانم0 

نریمان

چهارشنبه 8 دی 1389 08:57 ب.ظ

آقای مستقیمی 

1- درباره علامت سوالتون ، نتونستم بفهمم چرا شما باید یه همچین چیزی را به زائر برگردوندید ، اگر یکم از قرهیختگی و آگاهی به واژه اتمام حجت که دم می زنید ، داشتید نوعی دیگر حرفهایی که در باره بستن درب مسجد زدید را شفاف سازی می کردید 
............
2- شما که درباره حرف شوفر شاهرودی به غیرت چهانی ات بر خورد چه طور توانسته اید به کل چوپانان توهین کنید و نتوانید پاکی آن را ببینید
................
3- پاکی یک روستا به انسانهایش بستگی دارد نه به خاک یا اتاق هایی تمیز .........

که ما خوشبختانه از این افراد پاک در روستا بسیار داشتیم و داریم 
...............
اگر شما انسانهایی را می شناسید که نمی توانند در جایی زندگی کنند و آنجا را پاک بسازند ......
من افرادی را می شناسم که یک نفرشان می تواند دیگران را هم ، پاک و نورانی کند که انشا الله خداوند رحمت خود را بر ما نازل کند

چهارشنبه 8 دی 1389 08:23 ب.ظ

دوباره این وجدانو خفه شد این یکی سر بحثا وا کرد اینا نمخوان بسش کنن برت اون بنده خدا را پسش بیارت اینا در دهنشون گذاشته شه

Richard

چهارشنبه 8 دی 1389 08:04 ب.ظ

قصد تعریف ندارم ولی برید بخونید بد نیس.

======

چهارشنبه 8 دی 1389 07:09 ب.ظ

ول کن راهی. یه شر موخوابه یه شر دیگه رو مکنی. برو بیشین کتاب شعر بنویس دست از ای کارات وردار

راهی

چهارشنبه 8 دی 1389 06:26 ب.ظ

با مقاله‌ی اخراجی‌های 2 به روزم
http://rahi0098.webphoto.ir/

http://rahi0098.webphoto.ir/

چهارشنبه 8 دی 1389 06:16 ب.ظ

بحث ما سر وجدان نیست. ایشون نظرشونا دادند و تمام. نظرتونا بگید در مورد خبر

احمد

چهارشنبه 8 دی 1389 05:54 ب.ظ

در ضمن آقای وجدان لطفا بگو سوادت چند کلاسه تا همه بفهمن کی داره ادعای باسوادی میکنه واسشون درضمن عقل کل پس چرا جواب نادرو ندادی ازت سوال پرسید بدبخت خوب بگو میخوام پشت بند فامیلم بدکاره آبادی چیزی باشه خوب برو آبادیتو عوض کن دیگه اینقدر هم ادعای فضله! تو هر خبری که میذارن نکن بچه ها خواهش میکنم با این جور آدمای عقده ای وارد بحث نشید اون معلوم نیس همه جاش از چی داره پاره میشه و عقده ی چی داره

چهارشنبه 8 دی 1389 05:20 ب.ظ

وجدان بنظرش عقل کله ولی همه مردم که اینکارا کردن بنظر او نفهمن .ایشون وکیل وصی همه اونایی شده که نظر مخالف میدن.هر کس نظر میده اقای وجدان خان یه دبه گلش میندازه.اقای وکیل وصی همه و اقای دلسوز نظرتا دادی وگفتی با اینکار مخالفی خوب بسه دیگه چرا هی همون حرف تاسوعا تا حالا را هی تکرار میکنی.معلومه که عاجز کردی همه را اونوقت می خای بهت بد نگن. برو ذیگه از بس تکراری صحبت کردی.حال همه مخالف وموافقو بهم زدی خجالت هم خوب چیزیه!1000 بار تکرار کردی .ممنونتیم خدا وکیلی دیگه نظر تکراری نده که الان کامپیوتر وسقف خونه را رو سرم خراب میکنم .دارم خیلی هم جدی میگم.بسه بسه بسه بسه بسه

وجدان

چهارشنبه 8 دی 1389 04:07 ب.ظ

دوست عزیزم (یک صحبت دوستانه ) شما کاملا درست فرمودید . من و یا دیگر مخالفان تلاش بیهوده میکنیم . من به نظر شما احترام گذاشته و قضاوت را به خوانندگان واگذار میکنم

یک صحبت دوستانه

چهارشنبه 8 دی 1389 02:54 ب.ظ

وجدان عزیز/ موافقهای نظر شما به قشنگی و مخالفها به زشتی ازتون خواستند بحث را تمام کنید/ الان بحث اصلی رها و لج و لجبازی مشهوده/ چون شما میخواهید نظر خودتون را به همه نظرات تحمیل کنید/ شما و دیگران حرفهایتان را زدید/ پس قضاوت را بعهده خوانندگان بگذارید/ به درک و فهم همشهریانتون احترام بگذارید وبگذارید خودشان قضاوت کنند/ نه اینکه هر نظر مخالفی اومد بهش بتوپیم که نه تو اشتباه میکنی/ ما همه فهمیدیم شما و بقیه چه میگوئید/ پس اگه حرف جدیدی ندارید لطفا ادامه ندهید/ چون به نظر میرسه که شما واقعا داغید/ وگرنه یه نظر بدهید و تمام/ در پایان نقل قولی از آقای ابوالقاسم مستقیمی میکنم که ندر جائی گفتند نظری که با ذکر نام نباشد هیچ ارزشی ندارد/ از اقایان مستقیمی و ذبیح کمال تشکر را دارم

چهارشنبه 8 دی 1389 02:44 ب.ظ

شیخ حسنقلی شوشتری چوپانانی

///

چهارشنبه 8 دی 1389 02:43 ب.ظ

وجدان. اون چنتا خلا را هر روستایی میخاد/ مثل همه شهرای دیگه/ ولی خونه فساد با خودفروشی فرق داره/ اون چنتا خونه اگه نباشن که همین خود تو از شقدرد میمیری که!!!‏ قبول کن که اون خونه باید درش تخته میشد/ اون چنتا فاسدی که همه هم میشناسنشون راهشون تو همین خونه واشد عزیز

وجدان

چهارشنبه 8 دی 1389 02:39 ب.ظ

در ضمن اگه براتون ممکنه اسم اون مرجع تقلیدی که همچین حکمی صادر کرده که برای مفسد فی الارض خودتون دست بکار بشیدا برای ما هم بازگو کنید تا ما هم مطلع شویم . با سپاس

چهارشنبه 8 دی 1389 02:36 ب.ظ

ههههههههههههههههه

وجدان

چهارشنبه 8 دی 1389 02:36 ب.ظ

نادر گرامی شما مثل اینکه از یه جای دیگه میسوزی از این بحث من . مشکلی نداره . من حرف شما را قبول میکنم برای اینکه بحث بیشتر از این نشه . البته در مورد قاچاقچی ها . ولی برای مفسد فی الارض میخواهی اسم چندتا از اونا که در ابادی زندگی میکنن و راست راست میگردنا بهت بگم ؟ اگه میخواهی بدونی برو و نظرات قبلی منا بخون تا متوجه شی . شما مشکلت اینکه که وقتی جوابی درست حسابی برای کسی نداری با حرفهایی مثل فکر میکنه خیلی با سواده و یا خیلی با کمالاته جملتا تموم کنی . دوست گرامی محض اطلاع شما اگه میتونسم خودما معرفی کنم اون وقت میدیدی که حداقل از شما با سواد ترم

نادر

چهارشنبه 8 دی 1389 02:24 ب.ظ

وجدان حامی از غیب هم رسید آخه ستار جون شما یعنی واقعا میخواهید اسم ولایتی رو یدک بکشید که اسمش به بدنام هاش معروف شده باشه یا آبادیی که اینهمه مهندس و دکتر و صاحب منصب تو کشور داره رو ، پس بس کنید این خزعبلاتو، مراجع تقلید هم گفتن کسی که با زبون خوش به راه راست هدایت نمیشه رو باهاش برخورد کنید شما فکر میکنید لقب مفسد فی الارض به کی دادن خوب معلومه به کسی که به راه راست به هیچ وجهی هدایت نمیشه، پس خواهش میکنم حمایت بیخود از یه کسی که خودشو خیلی باسواد و باکمالات میدونه نکنید

ستار

چهارشنبه 8 دی 1389 02:08 ب.ظ

من با نظر وجدان موافقم اونهایی که اینکار را کردند اشتباه کردند قبول ندارید بروید از مراجع تقلید بپرسید

نادر

چهارشنبه 8 دی 1389 02:06 ب.ظ

وجدان عزیز بازم که جواب من که نظرتو راجع به نظر شوفر شاهرودی خواسته بودم ندادی ، در ضمن با این حرفت که بقیه مفسدا هم باید از آبادی بیرون کرد را قبول دارم ولی هر کسی را باید نسبت به عملی که انجام میده محاکمه کرد( اون فردی که شما سنگشو به سینه میزنی با آبروی چندین و چند ساله آبادیمون بازی کرده) والا قاچاقچی و مواد فروش که همه جا هست ولی منکر محاکمه اونها هم نیستم متشکرم

وجدان

چهارشنبه 8 دی 1389 01:44 ب.ظ

با سلام به همگی دوستان گرامی . نمیدونم من نتونستم که منظورما درست مطرح کنم و یا اینکه ... ولی به هر حال من طرفدار فحشا و فساد نیستم . تنها حرف من اینکه نباید فقط یه خونواده را از ابادی بیرون کنند و بقیه گردن کلفتها که بدتر از اون خانم هستند الان با گردنی کلفتر داخل ابادی بگردند . و یک نکته اینکه فرقی نمیکنه که با اسم مستعار باشیم یا نه . این شخصیت ما را نشون میده که با طرف مخالفمون چگونه برخورد کنیم

مهدی

چهارشنبه 8 دی 1389 12:42 ب.ظ

نادر راست میگه . شما نظرتا دادی و همه فهمیدیم طرفدار فحشا و موادی. بذار بقیه نظر بدهند

نادر

چهارشنبه 8 دی 1389 12:35 ب.ظ

وجدان عزیز بنده اصلا قصد تهمت به کسی را ندارم فقط خواستم بدونی شما که به گفته خودت تو آبادی نیستی قضاوت بیخود نکن در ضمن امیدوارم اون جملاتی که اون شوفر شاهرودی نوشته بودا خونده باشی و خودت کلاتو قاضی کنی در ضمن شما با اسم مستعار مطلب میذاری بنده هم با اسم مستعار جوابتا دادم و این هم برای کسی که نمیشناسی تهمت محسوب نمیشه که بخوای حلال کنی یا نکنی متشکرم

وجدان

چهارشنبه 8 دی 1389 12:26 ب.ظ

دوست بی نام عزیز از نظرجنابعالی بسیار سپاسگذارم . ولی به نظر بنده چنین کاری شهامت زیاد نمیخواد . چون اگه اون خونواده را بشناسید میبینید که حتی دو نفر هم با هم میتنستن این کار را انجام بدند و صد البته که مردم حق دارن نسبت به امور ناخوشایند زندگیشون عکس العمل نشون بدند . منم منکرش نیستم و همچنین موافق کاری که این خانم میکرده نیستم . من مخالف عمل انجام شده هستم اونم برای یک نفر . بیشتر از این بخوام بحث کنم حرفام تکراری میشه . ولی شما دوست گرامیم نادر جان . من نه سودی از این قضیه میبرم و نه داخل چوپونون هستم که نگران بودن یا نبودن کسی باشم . در ضمن خواهش میکنم احترام افراد را نگه داشته و تهمت ناروا نزنید که منم اینکاره ام . شما که اینقد دم از دین و اسلام و قران میزنید پس چطوریه که به این راحتی تهمت به مردم میزنید . من که شما را حلال کردم . انشاالله خدا هم از سر تهمتی که به من زدید بگذره . من تا وقتی که این خانم را از ابادی بیرون انداختند ایشون را ندیده بودم ولی از کارایی که میکرده خبر داشتم . پس بودن یا نبودن ایشون نفی برای من نداره که بخوام از اون بترسم . لطف کنید حرمت سایتا نگه داشته و با زدن حرفهای بی اساس و پوچ از بحث اصلی خارج نشید

چهارشنبه 8 دی 1389 12:17 ب.ظ

محمد رضا جان چرا منفی فکر می کنی شاید این کار باعث بشه توبه کنه و خدا برای اونایی که این کار را کردند ثواب حساب کنه

نادر

چهارشنبه 8 دی 1389 10:54 ق.ظ

وجدان عزیزم ان شاالله خداوند شما را هدایت کند چون کار مردم کاری بس بزرگ بوده لذا شما عزیزم که اینقدر سنگ اون یارو را به سینه میزنید یا نفعی!!! از اون میبردید یا خودتون این کاره اید و خودتونو در خطر دیدید وگرنه اینقدر های و هوی و داد و بیداد معنی نداره یک کار انقلابی صورت گرفته و تمام شده حالا شما هی جلز و ولز کنی کاری از پیش نمیبری

چهارشنبه 8 دی 1389 09:53 ق.ظ

سلام دوست من از اینکه بحثمون داره منطقی تر میشه خوشحالم مسلما من و شما نمیخواهیم رو اعصاب همدیگه راه بریم میخواهیم به نتیجه نزدیک به هم برسیم من و شما به صورت ناشناس اونم از توی خونه هامون داریم بحث میکنیم وهیچ مسولیت و حرف وحدیثی برامون نیست ولی مردم در یک محیط آشنا یک اقدام بی سابقه را در میدان عمل انجام دادن پس شهامت اونا حتی اگه اشتباه کرده باشن از من و شما بیشتر بوده از اون گذشته هنوز برای قضاوت زوده شاید این کار ثمراتش از خودش مهمتر باشه!بهر حال مردم حق دارن نسبت به امور ناخوشایندشون عکس العمل نشون بدن یا نه .من با شما دوست خوبم دیگه بحثی ندارم چون دیگه بیشتر چیزی بلد نیستم اما آیا شما و دوستان منتقد دیگه یک راه حل موثر و اساسی دارین /بازم دوستت دارم

وجدان

چهارشنبه 8 دی 1389 09:24 ق.ظ

با سلام به Aoy عزیز . دوست گرامی من در حدی نیستم که بخواهم بگم که ایمان یا مفهم و درکم از همه بیشتر . هیچگاه هم همچین جسارتی در نظراتی که دادم نکردم . حالا من نمیدونم که شما چه برداشتی از نظرات بنده داشتید. الله علم . دوست عزیز من از تمامی قضایا اطلاع دارم و برای همینه که مخالف این کار بودم و هستم . نمیخوام بحثا طولانی کنم ولی اگه شما زحمت کشیده و نظرات بنده را به طور دقیق مطالعه بفرمائید متوجه میشید که حرف بنده از ابتدا تا به اینجا چی بوده . و صد البته که من با وجدان خودم خیلی کلنجار رفتم و برای اینه که الان به عنوان یه مخالف نظر میدم. با تشکر و درود فراوان بر شما

چهارشنبه 8 دی 1389 09:15 ق.ظ

ببینم توقع من و شما از قانون در این مورد چیه ! از اون گذشته قانون حکم اخراجش را صادر کرده/ این حرکت مردم باعث شد قانون ایندفعه قضیه را جدی تر پیگیری کنه/اگه رفت جای دیگه خلاف کرد به خودش مربوطه اون هم میتونه مثل خیلی از مردم آبرومندانه زندگی کنه

محمد رضا

چهارشنبه 8 دی 1389 07:28 ق.ظ

شما این فرد را از ده بیرون کردید دستتان درد نکند . اما به این فکر کردید که او هر جای دیگر ساکن شود آن منطقه را به فساد خواهد کشید و شما نیز در گناه او شریکید.شاید در ده او به دلیل اینکه محیط کوچک است و مردم هم را می شناسند او محدود باشد .اما در شهرهای بزرگتر ....
آیا از طریق قانون نمی شد با او برخورد کرد؟حتما جواب مثبت است و اگر از طریق قانون این کار انجام می شد دیگر کسی به کار شما خورده نمی گرفت.

Aoy

سه شنبه 7 دی 1389 11:54 ب.ظ

سلام دوست من- این خانم حقوق و مستمری داره ولی چند ساله که خونش پاتوق خلافه !وقتی نصیحت و تهدید و قانون اونا سر جاش ننشوند چه باید کرد! 0لطف کن شعار نده

محمد رضا

سه شنبه 7 دی 1389 11:47 ب.ظ

با سلام 
من تمامی کامنتها را خوندم متوجه شدم افرادی که این کار بزرگ را انجام داده اند !؟ تنها صورت مساله را پاک کرده اند و هیچ گاه به دلیل بروز چنین مشکلی نپزاخته اند .حال بهتر نیست به جای این دعواها که ما را از مساله اصلی دور می کند به این سوال اینجانب پاسخ دهید که آیا اگر این فرد چنین کاری نمی کرد می توانست زنده بماند ؟آیا اگر او آبروی خود را به حراج نمی گذاشت کسی بود که او را دریابد؟

Aoy

سه شنبه 7 دی 1389 10:53 ب.ظ

وجدان خان- سلام عزیزم- مردم به این حرکتی که انجام دادن ایمان داشتند حالا شما اگه قبول نداری نداشته باش اما طوری هم حرف نزن که انگار از همه مردم بیشتر میفهمی یا از اونا مومن تری !مسلما این حرکت یک انتخاب از روی سرگرمی و هیجان آنی نبود بلکه یک حرکت دردمندانه و از روی اضطرار بود تا مردم اعلام کنند که از حیثیت آبادیشون میخوان دفاع کنند.دوست من اگه از قضایا خبر داشتی اینطور قضاوت نمیکردی(وجدان خان حتما با وجدان خودت خلوت کن)

ذبیح

سه شنبه 7 دی 1389 07:24 ب.ظ

استاد مستقیمی عزیز
سلام گرم و دوستانۀ من را پذیرا باشید
کسانی که من را میشناسند به ارادت من به شما و خاندان مستقیمی و دیگر فرزندان ۵ محمد واقفند و حتی به اغراق من در این زمینه خرده میگیرند. باور کنید قصد بازی با کلمات را ندارم و از صمیم قلب میگویم، میتوانید از اخویتان سوال بفرمائید.
و اما موضوعی که مقدمه بالا را میطلبید اینکه فرمودید من کامنت شما را نقد کردم؛ باور کنید اینطور نیست و من تنها عقاید خود را بیان کردم و هیچ جبهه خاصی جلوی شخص شما نداشتم (البته شما چنین چیزی نفرمودید، تنها برای خودم یادآوری کردم).
شما درست فرمودید، خیلی وقت بود آن کامنت را نخوانده بودم و به جهت اهمیتی که نظرتان برایم داشت تنها در ذهنم باقی مانده بود. اینکه من از مسجد نام بردم را حمل بر جسارت و بدفهمیدن مطلب نکنید. چرا که این موضوع موال و روستا -که در آبادی اکثرا مسجد را بجای روستا مثال میزنند- در سطح گسترده تری مطرح شد و خیلیها از این مثال استفاده کردند و بارها در بحثهایمان از این ضرب المثل استفاده شده بود، اشتباه اینجانب را ببخشید که جواب برداشت خودم از موضوع را دادم، نه خود لغات را!
ولی استاد عزیزم، از شما تعجب میکنم که چرا به کلمۀ روستا و مسجد حساس شده اید، اصلا مسئله این نیست. جملۀ ''هر روستائی موال میخواهد'' با جملۀ ''هر مسجدی موال میخواهد'' در مفهوم تفاوتی با هم ندارند. مقصود و هدف یکی است. چرا که برای همۀ ما اهالی چوپانان روستایمان عزیز و همچون مسجد برایمان مقدس است. نکتۀ دیگر اینکه من شاگرد شما هستم و نصف شما هم سن ندارم و یکهزارم شما هم کار فرهنگی نکردم و قلم نزدم و مقاله ننوشتم و حیف است که شما با دریائی از کمالات اصل مطلب را بیخیال شده و به غلط املائی یا جابجا شدن یک کلمه(که تغییری در مفهوم نمیدهد) بپردازید.
در پایان باز هم بخاطر اشتباهم از شما و دیگر کاربران عذر میخواهم.
به امید داشتن چوپانانی آباد

وجدان

سه شنبه 7 دی 1389 07:16 ب.ظ

با سلام به سردار عزیز . سرور گرامی من نمیدونم چرا وقتی ماها درست متوجه مطلبی نمیشیم هی میریم بالا منبر و میگیم که ما خوب میدونیم منظورش چی بوده . چه آیرویی چه کشکی . آره واقعا کارتون خیلی شهامت میخواسته . شما تحسین همگانا برانگیختید . شق القمر کردید . احسنت بر شما . آره درسته اصلا نباید این دورانا با گذشته مقایسه کرد . چون الان خیلی از لحاظ اجتماعی شدن و متحد بودن مردم فرق میکنه . چون زمان قدیم مردم خیلی هم دل بودند و حتی نمیخواستند یک نفر هم از دستشان آزرده بشه . حلال و حروم سرشون میشد . احترام به دیگرانا میدونستد . البته به بعضی از عزیزان بی حرمتی نشه من تعداد اندکی را مثال میزنم . آره واقعا ما بیرون گود نشستیم و داریم زور میزنیم . شما که داخل گود بودید چه گلی بر سر مردم زدید . شما به اصطلاح دلسوزان چوپونون که اینقد دلسوزی میکنید و وضع فعلیش اینه . وای به روزی که دلسوزی نمیکردید . برو آقا جان یه ذره احترام به مردمو یاد بگیر و بعد بیا اینجا نظر بده . بد بختی ماها اینه که زورمون به یه ضعیف رسیده و فکر میکنیم کار بزرگی انجام دادیم . پس حالا که زورتون به اون خلافکارای گردن کلفت چوپونون نمیرسه این کاری که کردید خیلی خوب بوده و بقیه فاسدا هم انشاالله درست میشن . شما که درک درستی از مطلب جناب استاد نکردید خواهشن نیا و نظر بده . حرف استاد فراتر از آبرویی که دوست گرامیم ذبی و یا شما میگید هستش . ولی متاسفانه شما درک درستی از این مقاله نداشتید . من نمیدونم چرا استاد ساکت نشسته تا کوته فکرانی مثل شما برا خودشون ببرند و بدوزند و تنشون کنند

سردار

سه شنبه 7 دی 1389 06:59 ب.ظ

سلام اقای مستقیمی. هم اقای مرتضوی و هم تمامی عزیزانی که در مورد این موضوع نظر داده اند نظر شما و مطالب برادر به قول شما فاضل تان را خوانده اند.همه ما خوب میدانیم که منظور شما چه بوده است. ولی از طرف تمامی عزیزانی که در ان روز حضور داشتند و برای آبروی چوپانان دور هم جمع شده بودند و دست به این کار با شهامت زدند عاجزانه تقاضا دارم که دوران حاضر را با دوران گذشته مقایسه نفرمایید و روی نظرات و مطالبی که مینویسید بیشتر تامل کنید و از بیرون گود زور نزنید و اگر خود را خیلی دلسوز چوپانان میدانید کمی وارد مسائل و مشکلات چوپانان شوید و انموقع در باره این موضوعات صحبت کنید وگر نه با شرایط فعلی با تفکر بیشتر نسبت به اخبار نظر دهید تا به جمله اخر نیز نسبت به خودتان و برادرتان جامه عمل بپوشانید. با تشکر

ابوالقاسم مستقیمی

سه شنبه 7 دی 1389 05:56 ب.ظ

جناب مرتضوی نویسنده خوب همشریم سلام 
نوشته جنابعالی را که با تیتر نقدی بر نوشته برادر فاضلم بود چند با ر خواندم و چون متوجه شدم که نوشته شما به جای نقد نوشته برادرم بیشتر به نقد یک کامنت من پرداخته لذا بهتر دانستم شما نیز آن کامنت مرا یکبار دیگر بخوانید ممنون می شوم 
ابوالقاسم مستقیمی
جمعه 26 آذر 1389 05:35 ب.ظ
تکرار تاریخ
بعد از خراب شدن قلعه وبوجود آمدن چوپانان جدید در یکی از جلسات مطرح می شود که زنی خودفروشی می کند و روستای ما جای چنین افرادی نیست و تقریبا همه متفق القول می شوند که اورا ازده بیرون کنند اما حاج محمد زاهدی که از همه بزرگتر است به سخن می آید و یک پرسش مطرح می کند که وقتی شما خانه می سازید درکنار حیاط ،موال(مستراح) نمی سازید روستا هم موال می خواهد در گوشه ده بگذارید زندگی کند تا جوانها از دیوار خانه ها بالا نروند مجلس در سکوت فرو میرود 
در این جا آیا حرف از مسجد زده شده که شما سخنان مرا تحریف فرموده اید من از شما معذرت می خواهم که نتوانستم منظور خودم را به شما بفهمانم خدا پدر شما را بیامرزد که مرا مانند فردوسی پور برنامه نود دشمن همه مقدسات نشمردید من خواهش می کنم نوشته مرا دومرتبه بخوانید و نوشته برادرم را ده مرتبه بخوانید و نوشته خودتان را هم بخوانید و آن وقت قضاوت بفرمایید قلمی حق پو حقگو و پویا داشته باشید ارادتمند شما مستقیمی

حسینی

سه شنبه 7 دی 1389 02:22 ب.ظ

خدانگهدارت باشه ، از فرزند شهید کمتر از این انتظار داشتن خیانت به خون شهید است . شادی روح بلند پدرش صلوات

ژرت

سه شنبه 7 دی 1389 12:07 ب.ظ

وجدان تو دوباره نطقت وا شد نظر میدی اگر حرف نزنی نمیگن لاله میگن چقدر مودبه این صحبتم باراهی هم هست دمت گرم ذبیح جون

سارا

سه شنبه 7 دی 1389 12:01 ب.ظ

سه شنبه 7 دی 1389 10:58 ق.ظ

عصمت املا و انشات خنده دار بودی

عصمت

سه شنبه 7 دی 1389 09:47 ق.ظ

به خدا راست میگی بحث خوبه ولی بیشتر از همه من اینجا بدوبیراه که به همدیگر میگویند دیدم مقصر هم کسی است که اینها راپاک نمیکند
شمابرای اینکه ببیند چقدر زشت است بدانید که خانمها بیشتراز اقایون به این سایت می ایند اگر قبول ندارید یک پرسشی از اقوام خودتان بکنید
باید به اقای ذبیح و اقای مستقیمی و وحدان و بقیه که بحث مفید میکنند تشکر کنم

سه شنبه 7 دی 1389 09:29 ق.ظ

آفرین به شما که تازه دارید معنی آزادی بیان رو عملی می کنید.موفق باشید ادامه بدید.بد دهنی کردن رو که همه بلا استثنا بلدن،پس....

وجدان

سه شنبه 7 دی 1389 08:50 ق.ظ

با سلام به تمامی دوستان . عزیزان گرامی ما در یک محیط مجازی جمع شده ایم که نظرات ، مشکلات ، دیدگاهها و... خود را بیان کنیم . پس از شما عاجزانه تقاضا دارم که بر اعصاب خود مسلط باشید و از کلمات زشت و رکیک و زننده استفاده نکنید . اگر کسی هم با نظر من مشکلی دارد دلیل نمیشود که توهین بکند . بخدا قسم که من اصلا ناراحت نمیشوم ولی اینجا یک سایت عمومیست که از تمام نقاط به آن سر میزنند و انوقت است که اگر کسی نظرات را بخواند وجهه چوپانان بکلی عوض میشود . پس دوستان گرامی بیائید دست در دست یکدیگر چه مخالف چه موافق به یک نتیجه درست و مطلوب برسیم .و یا اگر هم به نتیجه ای نرسیدیم مشکلی ندارد ،وگر نه فحاشی و بد زبانی را که یک کودک هم میتواند انجام دهد . با تشکر از تمامی نظر دهندگان عزیز و محترم

ع ا

سه شنبه 7 دی 1389 12:56 ق.ظ

با سلام 
اینجانب با نظرات وجدان کاملا موافقم شما که به فکر آبرو هستید به فکر آبروی مردم هم باشید ما همه بنده های گنهکاری هستیم که اگر یک بار خداوند متعال پرده چهره واقعی ما را بالا بزند دیگر زندگی برایمان مشکل می شود ولی ما خود را برتر از خدا دیده و با آبروی مردم به راحتی بازی میکنیم حال چه با آبرو چه بی آبرو . در مجموع ما پا را از گلیم خود درازتر کردیم

قاسم

دوشنبه 6 دی 1389 11:30 ب.ظ

بادرود به همشهریان خوبم 
من ادبیات جناب ذبیح مرتضوی که با احترام و ذکر نام با استاد محترم مخالفت کردند را بهتر می پسندم این نشان می دهد که جناب مرتضوی منطقی ادبیاتی و فرهنگی دارنداز همشهری عزیزم جناب وجدان تقاضا دارم سربسر بعضی از نظرات نگذارند و درمقابل آنها خاموش شوند.بعضی از همشهری های عزیزم بهتر است اینقدر باعث سر شکستگی مردم خوب ما نشوند و منطقی باشند و الا فحش دادن که کار آدمهای روسپی است 
افکار خوب را با افکار خوب پاسخ دهیم خوانندگان بهترین قضاوت کنندگان هستند

Richard

دوشنبه 6 دی 1389 11:06 ب.ظ

خدا جون مچکریم که چشم دادی بهمون / واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت
مرسی که پا به ما دادی واسه ی سگ دو زدن/ واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت
آخ که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی / چی میشد اگه تو دست به ساختنش نمیزدی ؟؟؟
سیاوش قمیشی

حسنقلی شوشتری چوپانانی

دوشنبه 6 دی 1389 10:21 ب.ظ

این خودشیفتگی وجدان منا خرابم کرده/ بابا ایول داری/

رضا

دوشنبه 6 دی 1389 10:03 ب.ظ

کاکا جون سلام تو هیچی نمی خواد بگی بنویس

وجدان

دوشنبه 6 دی 1389 09:50 ب.ظ

حکایت شما دوستان حکایت تابه و ذرته

وجدان

دوشنبه 6 دی 1389 09:50 ب.ظ

اگه هیچ کس هم به قول دوستمون برا نظراتم شلغمم ریز نمیکنن . فعلا شما دوستان عزیزا که انداخته کف تابه

کاکا

دوشنبه 6 دی 1389 09:26 ب.ظ

ای داد بیدا ! چی بگه آدم 

y

دوشنبه 6 دی 1389 09:17 ب.ظ

امروز مشخص شد این وجدان کیه؟ با بیانیه اش.....

y

دوشنبه 6 دی 1389 09:05 ب.ظ

وجدان /اخه تو خیلی مهمی براهمین نموتونن ببیننت .نیست که خیلی برا نظراتت شلغمم ریز نموکنن

A0y

دوشنبه 6 دی 1389 08:56 ب.ظ

وجدان جون داره باورت میشه ها !! نظرهاتو اینقدر تند تند خرج نکن 0حیفن!

وجدان

دوشنبه 6 دی 1389 08:02 ب.ظ

من اتفاقا خوشحال میشم که چنین حرفهایی برای من میزنند . چون اینگونه حرفها دال بر بی جوابی شما در برابر حقیر را دارد

y

دوشنبه 6 دی 1389 07:55 ب.ظ

یه مدتیه وجدان کلافه شده در پاتوقشا گل گرفتن

دوشنبه 6 دی 1389 07:50 ب.ظ

۲۰ گرم به بالا مواد مخدر صنعتی اعدام

P

علی . م

دوشنبه 6 دی 1389 07:47 ب.ظ

ذبیح خان ولش کن این وجدان بنده خدا دربدر شده حق داره جوشی باشه

ابراهیم

دوشنبه 6 دی 1389 07:25 ب.ظ

این مستراح که میگویید که از اب و نون واجب تر است یک چیزی را بگویید که وجودش لازم نباشد

///

دوشنبه 6 دی 1389 07:23 ب.ظ

اقای وجدان همون مواد فروشایی که زن بنده خدا خونشون رفته بود امروز توسط نیروی انتظامی دستگیر شدن/محض اطلاع گفتم

علی . م

دوشنبه 6 دی 1389 07:17 ب.ظ

ذبیح خان ولش کن این وجدان بنده خدا دربدر شده حق داره جوشی باشه

وجدان

دوشنبه 6 دی 1389 07:13 ب.ظ

شما علی جان درست میفرمائید . من جوشیم . ولی شما بدترید که نمیتونید جواب حرف حقا بدید

علی . م

دوشنبه 6 دی 1389 07:11 ب.ظ

ذبیح خان ولش کن این وجدان بنده خدا دربدر شده حق داره جوشی باشه

وجدان

دوشنبه 6 دی 1389 07:02 ب.ظ

آقای مرتضوی شما فقط یکی از مستراحها را خراب و بقیشا ول کردید . با خراب کردن یکی هیچی درس نمیشه

یکدوست

دوشنبه 6 دی 1389 06:37 ب.ظ

اقا ذبیح ایشان تا حالا برامون استاد بودن اما دیگه شک داشته باش با اون طرز فکر بچه گانشون.فقط بیرون گود نشستند و نظر میدن تو ابادی که نیستند ببینند شوفر شاهرودیها که میگن چقدر قشنگ میگن.

مرتضی

دوشنبه 6 دی 1389 06:37 ب.ظ

با سلام خدمت ذبیح /خیلی عالی بود مرسی/از قدیم گفتن جواب سلام علیکه

POWERED BY MIHAN

شهر پاک: شهری خالی از سکنه

دوشنبه 6 دی 1389 01:30 ب.ظ

تعداد نظرات قابل مشاهده : 54 / تعداد نظر های پنهان : 1

آلبرت

یکشنبه 19 دی 1389 05:06 ب.ظ

باش تا اموراتت بگذره

یکشنبه 19 دی 1389 11:35 ق.ظ

مخلص اقای البرت خوشب...خت

آلبرت

شنبه 18 دی 1389 10:02 ب.ظ

در ضمن همتون خیلی بدبختین

آلبرت

شنبه 18 دی 1389 10:02 ب.ظ

اخه من اگه زرت و زورت نکنم نکنه شما میخواین زرت و زورت کنین

پویا

شنبه 18 دی 1389 10:08 ق.ظ

کاشکی این آلبرت دیگه این وسط زرت و زورت نمکرد

آلبرت

جمعه 17 دی 1389 05:57 ب.ظ

اخه شما ساکنین چوپانان ابروی هر چی چوپانانی است برده اید

یکشنبه 12 دی 1389 12:34 ب.ظ

خدا بیامرزد مصطفی شیخ را که دل شیر داشت و زبانی سرخ که سرش را بر باد داد اگر او زنده بود مطمئنم در خط مقدم این پاکسازی بود
خدا رحمت کند خودش را و خانواده اش را و آبا و اجدادش را

سارا

یکشنبه 12 دی 1389 12:22 ب.ظ

ایول مگ مگ گل گفتی کلام شیوایی داری

پویا

یکشنبه 12 دی 1389 11:01 ق.ظ

مگ مگ عزیزم مورخین هم به زیبایی شما قادر به قلم فرسایی نیستند پاینده باشید که حرف حق زدید دوستتان دارم و امیدوارم سرافراز باشید متشکرم

حرف حق

یکشنبه 12 دی 1389 10:36 ق.ظ

آقای مگ مگ
سلام ،در مورد جنگلبانی که گفتی به آن حمله کردند حمله به محمد یوسف نبود ، بلکه حمله به ساختمانی بود که نباید آنجا ساخته میشد . این ساختمان بیش از سی وپنج سال است که عقده دل مردم چوپانان شده است .و همه هم موافقند که باید این خراب شود و آخرش هم با خاک یکسان خواهد شد . در ضمن یادمان باشد که اولین حمله رسمی به آن در یک راهپیمایی که با شعارهای مرگ بر شاه همراه بود صورت گرفت آنهم نه به دست مصطفی بلکه با دست سید مهدی که در جلوی جمعیت راهپیمایان که حدود صدنفر میشدند سنگی را برداشت و پرتاب کرد و شیشه ساختمان فرو ریخت ساکنان آن با تعجب و هراس بیرون آمدند .همان موقع هم صداهای اعتراض بلندشد و راهپیمایی از هم پاشید ولی خواست مردم هنوز هم همان است.این ساختمان که الان بسیج درآن است باید از صحنه روزگار محوشود .

مگ مگ با رها

یکشنبه 12 دی 1389 02:12 ق.ظ

ادامه از مگ مگ
فکر کن وبعد سخن بگو.!!اینجا انجمن شعر نیست که بخواهی بداهه گویی کنی. اینجا سایت چوپانان است که حرفهای نسنجیده ودور ازنزاکتت بایگانی میشود وتاسالها سند گزافه گوییهایت است.بدا به حال آنانی که کتابها واشعار وافکار بچه گانه تو را بخوانند.شایدشاعر هجویه سرا باشی ولی باز هم فرقی نمیکند.من هم از آخوند وملا دل خوشی ندارم ولی آقای سعادت را یک استثنا میدانم.ازحاج عباس رستاقی هم شاید خوشم نیاید ولی این را هم میدانم که اوکسی است که برای چوپانان صد برابر شما که ادعای ارباب زاده بودن را هم یدک میکشی دل میسوزاندوکار میکند.حداقل سعیش براین است.ولی شاید بخاطر بیسوادی وپیری بیشتر از دستش برنیاید.آنهاهم که باسواد بودند ومثل جنابعالی ادعا داشتند در شورا بودند وفقط آتش پای نان خود کردندو........هنوز حرف بسیار است ولی افسوس که.......
باز هم همه نظرات را بخوان واطلاعات عمومی ات را بیشتر کن ومنصفانه قضاوت کن....فکر کن آقای شاعر...فکر کن ارزشش را داشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگ مگ با رها موافق

یکشنبه 12 دی 1389 01:33 ق.ظ

سلام..آقای واهی
اینکه میگم واهی برای اینه که واقعا حرفهای شما پوچ وواهی است
آقای مستقیمی! اگر به خاطر دفاع بیجای خودتون از یک روسپی نبود اینطور مفتضح نمیشدید و شاید اگر فقط چند سوال کوتاه پرسیده بودید کار به اینجاها نمیکشید.ولی وقتی با آن مقدمه کذایی شروع کردید ومقدسات مردم را چنان گستاخانه
مسخره کردید وبه تک تک اهالی تو هین نمودید و حتی پیرمردی را که جز زحمتکشی برای آبادی کاری نکرده مورد استهزا قرار دادید (هرچند سخنرانی چون تو نیست که جملاتش را بزک کند) باید فکرش را میکردید.مگر آنهایی که با قلم شما مسخره شدند شما رفتی ویکی یکی در مقابلشان ایستادی و خود را معرفی کردی که همه با اسم اصلی نظر بدهند.
زایران حرم امام ورعایای آبادی که عیدی صبح نوروزت را به آنها حواله کردی و آنها که بااسم مستعار کامنت دادندو.همه وهمه شاید تورا ندیده ونمیشناسند.وخیلیها هم که با تو همنوا شده اند مسلم است که جوانان بی تجربه ای هستند که احساساتی شده اند و .آیا برادرت را که تو مصلح دهه60 خوانده ای مردم قدیمی واصیل چوپانانی فراموش کرده اند(شاید جوانان امروزی ندانند کثافتکاریهایش را) که در روز روشن با دیلماچ فدایی اش به خانه ای در کوچه خودتان حمله کرده ومرد 50_60 ساله ای را که عمری با آن خانواده آمد ورفت داشت به باد کتک گرفته وآبرویش را به باد دادند. آن روز کجا بودی آقای دادستان!!!.مگر همو نبوده که دفاتر حساب وکتاب میانه چوپانان را به آتش سپرده بود؟! او نبود که جزو گروهک مجاهدین خلق بود و در گوشه چوپانان خود را مخفی کرده بود وبه انحاء مختلف در بین مردم آبادی تفرقه میانداخت ؟ومگر او نبودکه روز هفتم تیر سال 60 در بین مردم شیرینی پخش کرده بودوبعد او را اطلاعات شبانه برده بود وتا مدتها بعد مخفیانه آمد ورفت میکرد؟ واونبودکه ساختمان جنگلبانی(بسیج فعلی)را در حال که مرحوم محمد یوسف وخانواده اش داخل ان خانه بودند را همراه با عده ای از جوانان مثلا انقلابی به آتش کشید؟؟!!.وهزاران خلاف دیگر که مجالش نیست.مشتی از خروار برای جوانان تازه بدوران رسیده کامنت بازی که کامنت حمایت برایت دادندبخاطر قلمت که بجای خود قابل تحسین است ( اصل فرا موش نشود).اگر آن علامت سوال بزرگت را خود هضم کرده بودی ودم بالا نمیاوردی اینگونه نمیشد.فکر کن اقای شاعر!

کاظم

پنجشنبه 9 دی 1389 06:36 ب.ظ

یادتون باشه اگه نرفت تقصیر شوراهه

غیور مردان چوپانان

پنجشنبه 9 دی 1389 03:12 ب.ظ

با عنایت به توجهات ومساعدت تمامی عزیزان نوبت به فروشندگان رسیده که انشااله بزودی به سمع عزیزان خواهیم رساند.

غیور مردان چوپانان

پنجشنبه 9 دی 1389 03:07 ب.ظ

با سلام به کاربران گرامی :بلی دوستان نفی بلد خانم اولی در همان روز تاسوعا تایید شد وبه وی اعلام شد ولی دومی را هم با حکم رسمی دادگاه اعلام شده که باید باجرا دربیاید اگر رییس شورا تحت تاثیر قرار نگیرد؟!!

///

پنجشنبه 9 دی 1389 02:23 ب.ظ

یک هفته بیشتره که حکم نفی بلد اولی اومده و این دومیه اقای راهی. دیر فهمیدید گویی. معلوم شد در این مدت رو چیزی بحث میکردید که همه به آن آگاه بودند جز شما. یادتون نره که اینکه قانون بهم جنبیده و خودنمائی میکنه بخاطر خروش مردمه. احسنت بر تمام غیورمردان چوپانان و اف بر دلسردکنندگان آنها

راهی

پنجشنبه 9 دی 1389 01:31 ب.ظ

احسنت! راه درستی که سنگش را به سینه می‌زدم این است!

غیور مردان چوپانان

پنجشنبه 9 دی 1389 01:13 ب.ظ

سلام بر کاربران گرامی: حکم نفی بلد یکی دیگر از مفسدان که در روز تاسوعا به او درب منزلش اخطار داده بودیم توسط دادگاه امد و وی باید چوپانان را ترک کند .وی غیر بومی است .و زیرا فرزند مدرسه ای دارد رفته شورا که با التماس نامه بگیر و ببرد دادگاه به او فرصت بدهند هنوز نتوتنسته تاییدیه بگیرد ونمی تواند هم بگیرد.باتشکر از همه غیور مردان چوپانان

ی

پنجشنبه 9 دی 1389 08:33 ق.ظ

غ.ر.م و غیور مردان چوپانان دست گرمتان را میفشاریم برای چوپانانی آباد و سربلند و مبارزه میکنیم با هرگونه فساد و تباهی و طرفدار تباهی و بی بند وباری با اون علامت سوالش

غ،ر،م

پنجشنبه 9 دی 1389 01:41 ق.ظ

حاااالاشد ،غیور مرد خیلی دمت گرم ،کجا بودی صبح تاحالا.دیگه نباید گفت کار خوب بوده یابد دیگه باید جنگید .دیگه باید همه یکی بشیم برای چوپونون

غ،ر،م

پنجشنبه 9 دی 1389 01:39 ق.ظ

حاااالاشد ،غیور مرد خیلی دمت گرم ،کجا بودی صبح تاحالا.دیگه نباید گفت کار خوب بوده یابد دیگه باید جنگید .دیگه باید همه یکی بشیم برای چوپونون

غیور مردان چوپانان

پنجشنبه 9 دی 1389 01:30 ق.ظ

ما جوانان چوپانان با هرگونه فساد اخلاقی در روستا مقابله خواهیم کرد.ونخواهیم گذاشت فاسدان چه بومی وچه غیر بومی جوانان ونوجوانان پاک را به منجلاب بکشند .از این به بعد اسامی مفسدانی که(اعم از واردکنندگان وتوزیع کنندگان مواد مخدر صنعتی )ومفسدان اخلاقی را اگر نخواهند درست شوند را اعلام ودرسایتی که بعدا ادرس ان اعلام میشود اعلام میکنیم وباانان برخورد جدی میشود.ما جوانان اجازه نخواهیم داد هر غیری در روستا دست به فساد بزند که عده ای از بیرون انان را حمایت کنند. اگر نتوانیم فساد را ریشه کن کنیم لااقل نگذاریم ازین بیشتر شود .
غیور مردان

پنجشنبه 9 دی 1389 01:19 ق.ظ

شیخ حمید دوستت داریم تا ابد .این کارا مردم خاستند وانجام هم دادند.ما تک تک اهالی پاک چوپانان وساکنین احترام خاصی برای شما قائلیم ودست شما را بگرمی میفشاریم. وازاینکه در شب تاسوعا زبان همه ما مردم بودید وحرف دل همه را بازگو کردید جای بسیار تقدیر وتشکر دارد.انشااله این دوستی کماکان بیشتر ومستدام باشد.
از طرف اهالی وجوانان پاک وغیور چوپانان.باسپاس از حضرتعالی

غ،ر،م

پنجشنبه 9 دی 1389 01:15 ق.ظ

باسلام خدمت بچه های چوپانان، . کاش همه مثل آقا یا خانم چوپانانی از اصل موضوع غافل نمیشدند.به خدا ما داریم درچوپانان زندگی میکنیم و خیلی از چیزا را مبینیم و میشنویم که نمیشه راحت از کنارش گذشت البته چوپانان که فقط مال ساکن چوپانان نیست به دوستان ساکن خارج ازچوپانان بر نخوره( .ولی ،ولی ،زن چوپونونی اینا نیسن ،زن چوپونونی اون زنیه که وقتی اول زندگی شوهرشا از دست میده و به احترام شوهرش وخونواده شوهرش تا آخر عمر بی حرف وحدیث سر خونه وزندگیش وامیساهه و بچه هاشا بزرگ میکنه چرا باید به خاطر غیربومیها حرمت وعزت چوپونون وزن چوپونون زیر سوال بره )ما تا آخرش میجنگیم و چوپونونی آباد وپاک میسازیم البته مملو از سکنه نه خالی از سکنه (چوپانان میپرستمت)

سعادت(شیخ حمید)

چهارشنبه 8 دی 1389 09:11 ب.ظ


چهارشنبه 8 دی 1389 09:04 ب.ظ
سلام خدمت استاد محترم آقای مستقیمی 0 گرچه بواسطه تحصیل در رشته دانشگاهی ادبیات فارسی به شخصیت حقوقی تمامی پیشکسوتان عرصه زبان و ادبیات - عمیقا- احترام میگذارم اما ارادت بنده به شما- اصالتا- ارادت به شخصیت حقیقی شما و خاندان محترم و ذی حق شماست0امیدوارم فرصتی دست دهد تا حضورا کسب فیض کرده و مطالبی را عرضه بدارم 0بنده تاکنون درصدد پاسخگویی نبوده ام چون اساسا سوالی مطرح نفرمودید از اینرو ترجیح می دهم از نظرات حضرتعالی بهره ببرم .در مطلب زیبای اخیر تلویحا و تصریحا از بنده به عنوان حجت الاسلامی نام بردید که بیم آن می رود دست به سلاح تکفیر برده و عملی انجام دهد که نباید! به دغدغه شما احترام گذارده و می پذیرم که هماره در طول تاریخ کج فهمی یا سوء استفاده هایی در این رابطه صورت گرفته !اما بنده نه حجت الاسلام که طلبه ای حقیرم در لباسی که خود را هرگز لایق آن ندانسته ام و مقلدی هستم که هرگز جرات نزدیک شدن به ساحت افتا را به خود نداده ام. بنده صادقانه بر بالای منبر بحثی را آغاز کردم و کرارا تایید یا رد آن را از مردم -فی المجلس- خواستار شدم !000شاید جرم این کمترین این است که به درک و فهم مردم اعتماد کردم به آن احترام گذاردم و چیزی برای در لفافه سخن گفتن باقی نگذاردم! افزونی توفیقات شما را از درگاه احدیت خواهانم0 

چوپانانی

چهارشنبه 8 دی 1389 05:36 ب.ظ

نظرات اقای راهی در مورد (شهر پاکی به شهری میگن خالی از سکنه ) کاملا متینه وقبول دارم اما در مورد اینکه مردم اشتباه کردند راقبول ندارم ومخالفم.با توجه به اخطارهای قبلی وعملکرد ضعیف نیروی باصطلاح انتظامی(که خودشون کارشون درست نیست در چوپانان) کاربسیار پسندیده ای کردند مردم. واین باعث شد نیروی باصطلاح انتظامی چوپانان هم به نقاط ضعف خود پی ببرند واز نایین کمک بگیرند.اگر این کار بد بود نیروی امنیتی که از نایین امد اولین کسی را که میگرفتند مطمئن باشید شورا وروحانی محل وچند نفر را هم گلچین میکردند.اگر مخالفتی هم شد بخاطر اینکه نکند کار به جاهای باریکتر کشیده بشه. والا موافق هم بودند واین ضعف انها را رساند. حقیقتی بود که عرض شد. اکثریت زنان ومردم موافق بودند که در این کار حاضر هم شدند.من دیگه نمیخام باز یکی مثل وجدان بیاد بگه من علامه ام.با تشکر از همه

یاور

چهارشنبه 8 دی 1389 03:03 ب.ظ

پرویز خان تقدیر که با نام خودتان وارد عرصه شدید. با نظرشما و اقایان مستقیمی مخالفم، ولی شجاعتتان ستودنیست

پرو یز قوامزاده

چهارشنبه 8 دی 1389 02:29 ب.ظ

آقای مستقیمی راهی عزیز حقیقت را واضح وروشن نوشته ای امیدوارم که همگان قدرت فهم آنراداشته باشند

****

چهارشنبه 8 دی 1389 02:20 ب.ظ

منم نریمان رو قبولش دارم و یه جمله باحالشا برجسته میکنم(قسمتش نبود آ به قاش بچسبه)

پویا

چهارشنبه 8 دی 1389 10:21 ق.ظ

نریمان قبولت دارم بعضی جمله هاتو برجسته میکنم (اگر در تخیلت پاکی یک جامعه تعریف نشده بگو ، چون مردم خوب می دانند چه بخرند ، افکاری را که نور ایمان و معتویت در آن جاریست یا تخیلی که بویی از هیچ چیز نبرده)

وجدان بیدار

چهارشنبه 8 دی 1389 09:22 ق.ظ

بحث تمام-قبول- لطفا راه حل ارائه بدین البته به قول خودتون بدون نصیحت وشعارزدگی

چهارشنبه 8 دی 1389 08:12 ق.ظ

نریمان شما که عقل کل هستید اصلا منظور اقای راهی را متو جه شدید ؟

چهارشنبه 8 دی 1389 07:04 ق.ظ

جناب وجدان بیدار، من و حضرت حافظ به کسی تهمت نزدیم و واقعیتی بود که گفتیم شما چرا به خودت گرفتی
البته : هرکسی از ظن خود شد یار من
ما تنها یاد گرفته ایم که نصیحت کنیم و هیچ راه حلی برای مشکل نداریم که ارایه دهیم. وقتی هم کسی حرفی منطقی می زند اصلا در کلام او فکر نمی کنیم و او را به فحش و ناسزا می گیریم و او را متهم به بی دینی می کنیم .

وجدان بیدار

سه شنبه 7 دی 1389 11:02 ب.ظ

جون دلم تو هم که منطقت تهمته پس با اونا چه فرقی داری

سه شنبه 7 دی 1389 10:59 ب.ظ

این بیت شعر رو برای مخالفین می نویسم که احساس کردن می تونن حرفشون رو با ناسزا به بقیه تحمیل کنند و فقط منطق فحش دارن
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس 
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

سرور

سه شنبه 7 دی 1389 06:19 ب.ظ

نریمان جملاتت خیلی خنده دار بود . کلی خندیدیم

نریمان

سه شنبه 7 دی 1389 04:34 ب.ظ

ببخشید من آقای مستقیمی نوشته بودم که قسمتش نبود آ به قاش بچسبه

نریمان

سه شنبه 7 دی 1389 04:30 ب.ظ

قای مستقیمی شما بسیار آدم زیرکی هستی ، به کی رفتی را نمیدونم 
هر چه در ذهنت یا به قول خودت تخیل ناقصت داشتی در میان چند جمله که درستی اش برای همه ثابت است جا دادی تا افکار مردم را پریشان کنی 

اگر در تخیلت پاکی یک جامعه تعریف نشده بگو ، چون مردم خوب می دانند چه بخرند ، افکاری را که نور ایمان و معتویت در آن جاریست یا تخیلی که بویی از هیچ چیز نبرده 

راهی عزیز که هنوز در راهی آیا هدفی که در پیش داری جز این است که بخواهی یه وطنت (که خود را هر جور شده به آن می چسبانی) نورانیت و مقام بخشی 
اگر این است درود بر تو 
ولی گر جز این است چه می طلبی از آن که چنین گستاخانه به افرادی که در این روستا به پاکی و صداقت و بی ریا در پی کسب نان حلال زحماتی طاقت فرسا می کشند

ابول

سه شنبه 7 دی 1389 12:40 ب.ظ

ممانعت از یک یا چند شغل در این بازار مکاره امکان ندارد چون اساس این بازار بر آن است که هر کس هر چه دارد می‌فروشد بستن یک دکان در این بازار هیچ چیز را عوض نمی‌کند خریداران و نیازمندان از بازار سیاه استفاده می‌کنند و در بازار سیاه دیگر خودتان می‌دانید که همه چیز از کنترل خارج است راه کسادی یک یا چند شغل در این بازار نخریدن است تحریم
چندنفر فحاش درجه یک اینترنتی سلف خریم www.kharrit 20.com

ستاد

سه شنبه 7 دی 1389 11:12 ق.ظ

سلام بر موافقان ومخالفان وهمچنین با احترام برنظرات تمام دوستان ارجمند. اقا یا خانم وجدان :نظر شما بعنوان مخالف نظرات دیگر دوستان هم محترم اماشما بخاطر اینکه خیلی نظر دادید واین یک سماجت است فکر میکنم بچه ها هم زوم کردند ب نظرات شما واینجا لج ولجبازی داره میشه وافراط در نظر هم مانند افراط در هر کار دیگری دامنه بحث راعوض کرده وباعث میشود احترام ومتقابل ان کمرنگ شود پس بهتر است مراعات نماییم.باسپاس از تمامی کاربران محترم

وجدان

سه شنبه 7 دی 1389 08:49 ق.ظ

با سلام به تمامی دوستان . عزیزان گرامی ما در یک محیط مجازی جمع شده ایم که نظرات ، مشکلات ، دیدگاهها و... خود را بیان کنیم . پس از شما عاجزانه تقاضا دارم که بر اعصاب خود مسلط باشید و از کلمات زشت و رکیک و زننده استفاده نکنید . اگر کسی هم با نظر من مشکلی دارد دلیل نمیشود که توهین بکند . بخدا قسم که من اصلا ناراحت نمیشوم ولی اینجا یک سایت عمومیست که از تمام نقاط به آن سر میزنند و انوقت است که اگر کسی نظرات را بخواند وجهه چوپانان بکلی عوض میشود . پس دوستان گرامی بیائید دست در دست یکدیگر چه مخالف چه موافق به یک نتیجه درست و مطلوب برسیم .و یا اگر هم به نتیجه ای نرسیدیم مشکلی ندارد ،وگر نه فحاشی و بد زبانی را که یک کودک هم میتواند انجام دهد . با تشکر از تمامی نظر دهندگان عزیز و محترم

رضا

سه شنبه 7 دی 1389 12:24 ق.ظ

احتمالا راهی برای اینکه خودشو نجات بده اینو نوشته یعنی آقا اگه خریدار نیستی به من بد بخت چیکار داری بزار کارمون رو بکنیم!

راهی این ره که تو میروی به ترکستان است.

علی

دوشنبه 6 دی 1389 10:28 ب.ظ

تویی که دم از وجدان و حمایت از راهی را میزنی بد نیست بدونی راهی اینقدر مرد هست که حرفشا به اسم خودش و نه اسم مستعار بزنه پس بهتره اینقدر به خودت نبالی و غره نباشی که با بی احترامی به دیگران حرفتا به کرسی بنشونی. در ضمن استاد به حامیان کوته فکری مثل تو نیازی ندارند حکایت تو هم حکایت دوستی خاله خرسه است و با این رفتار بچه گانت دید مردم را به استاد هم منفی کردی
دشمن دانا بلندت میکند
بر زمینت میزند نادان دوست
بهتره دست از جهالتت برداری هرکسی که دوتا مقاله را خونده باشه میتونه خودش جمع بندی کنه و به یه نتیجه واحد برسه

لوط

دوشنبه 6 دی 1389 10:26 ب.ظ

راست میگید حرفهاتون خیلی خوبه

دوشنبه 6 دی 1389 10:05 ب.ظ

مردم خر نیستند که گول حرف یه شاعر! رو بخورند.
این مردم دین دارند،ایمان دارند و او دینشونه که میگه با این آدما باید چنین برخوردی داشت نه یه آدم تازه به دوران رسیده.

وجدان

دوشنبه 6 دی 1389 09:53 ب.ظ

شما هنوز به اون حد نرسیدی که فرق بین عمل و توهما بدونی و اینکه بدونی کدمشون توهمه و کدومشون درس زندگی. در شان استاد هم نیست که با بی خردانی مثل شما که مانند طبل تو خالی میمانید دهن به دهن بشه

وجدان بیدار

دوشنبه 6 دی 1389 08:44 ب.ظ

استاد راهی ! به ما نشان بده راهی0 ای کاش مصطفی شیخ زنده بود و زحمت پاسخ دادن به شما را می کشید 000افسوس0

وجدان بیدار

دوشنبه 6 دی 1389 08:36 ب.ظ

میشود بفرمایید استاد چه فرمودند که از شنیدنش چنین ذوق کرده اید! گام زدن در میدان عمل کجا و قلم زدن در فضای توهمات و عقده های فرو خورده کجا!!

وجدان

دوشنبه 6 دی 1389 07:05 ب.ظ

شما برای خودتون متاسف باشید که فکرتون از راست نافتون جلوتر نمیره . اتفاقا جناب راهی کاملا درست و صحیح فرمودند . این شمائید که متوجه مطلب نمیشید

یکدوست

دوشنبه 6 دی 1389 06:33 ب.ظ

بسیار براتون متاسفم اقای مستقیمی.ایشان اگر نمیداشتند واینکارا میکردند صحیح.اما وی مثل ادما داره حقوق مستمری میگیره وجوانان پاک رابه لجن میکشه وکشیده.جوان روح پاکی داره وزود گول میخوره.منظورم غیر از خودفروشی مواد فروشیه.که با حیثیت وابروی ساکنین بازی کرده.شوفر شاهرودی درست میگه .اگه فکر شما وبرادرتون که نظر داده اینه که میگید ما که خواهر ومادرمون اونجا نیستند پس بگذار هر کاری تو ابادی بکنند .که واقعا برای شما که ما شما رابعنوان فرهنگی می شناختیم باید شک کنم وبراتون متاسفم ومتاسفم

ddb

دوشنبه 6 دی 1389 05:17 ب.ظ

rahmat be on shiri ke khordi khoda pedaromadareto biamorze

ddb

دوشنبه 6 دی 1389 05:17 ب.ظ

rahmat be on shiri ke khordi khoda pedaromadareto biamorze

کاکا

دوشنبه 6 دی 1389 04:01 ب.ظ

پسندیدم ! شعرشم جالب بود ! ممنون راهی عزیز

وجدان

دوشنبه 6 دی 1389 02:42 ب.ظ

آقای مستقیمی عزیز ، از مطالب جالب و بسیار بسیار زیباتون ممنونم . شما با این مقالتون چیزی را بیان کردید که دهن خیلی از این تازه به دوران رسید های دو آتیشه بسته بشه . بازم ممنونم . واقعا گل کاشتی

برگرفته از: وب فتو راهی

     خبرگزاری چوپانان